Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
پارس‌نامه- آیین مانی

«مانی آموزگار معنویت»

2012 April 23

امیر و کاملیا‌ / رادیو کوچه

در قرن سوم میلادی آیین دیگر همگانی یعنی (آیین مانوی) در اطراف مرزهای مشترک ایران و بابل نمایان گردید. موسس آن «مانی» یا مانس نام داشت و نسبش از طرف مادر به اشکانیان (پارتیان) می‌رسید. نام پدرش تیک (پاتک) یا فوتتق بابک پسر ابوبزرام بود که از همدان به بابل در بین‌النهرین رفته بود. وی به سال  215  یا  216  میلادی (سال چهارم سلطنت اردوان، آخرین پادشاه اشکانی) در قریه ماردینر در ولایت «مسن» ناحیه نهر کوتاه در بابل باستانی متولد شد. پس از فرا گرفتن علوم متداول زمان خود به آیین مغتسله که یکی از فرقه‌های گنوسی است و در آن زمان در نواحی بین فرات و دجله ساکن بودند درآمد ولی بعد هنگامی که از ادیان زمان خود مانند زرتشتی و مسیحی و آیین‌های گنوسی به ویژه مسلک ابن دیصان و مرقیون آگاهی یافت، منکر مذهب مغتسله گردید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 مانی آیین زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت و به‌قول خودش در سیزده سالگی (سال 228  میلادی) چند بار مکاشفاتی یافت و فرشته‌ای اسرار جهان را بدو عرضه داشت و سرانجام پس از آغاز دعوت آیین خود در سال  242  میلادی خویش را فارقلیط که مسیح ظهور او را خبر داده بود معرفی کرد. چنان‌که در سرودی که به زبان پهلوی سروده گوید: «من از بابل زمین آمده‌ام تا ندای دعوت را در همه جهان پراکنده کنم.» مانی در باب آفرینش می‌گفت: «در آغاز خلقت دو اصل وجود داشته است. یکی نیک و دیگری بد. نور را خالق خیر و تاریکی را خالق شر می‌دانست» و می‌گفت:«انسان در این میان مختار است به جلوه‌های دو اصل مذکور، یعنی به بدی: که تیره اندیشی، نادرستی، خودخواهی احمقانه، کشتار، حق‌کشی و غیره است.

یا به نیکی که روشن‌اندیشی، مهربانی، دوستی، گذشت، اتحاد، صمیمیت، غم‌خواری دیگران و غیره است توجه و کمک کند. اگر به نیکی توجه کند، رستگار و اگر به بدی عمل کند سرافکنده و معذب خواهد شد. و حاصل آن‌که تمایل به نیکی باعث سرافرازی و عروج و بقا و تمایل به بدی سبب اضمحلال و فنای آدمی می گردد.» او می‌گفت: «در حقیقت روشنایی و تاریکی، یا نیکی و بدی (یا روح و ماده) هستند که به‌علت اصل غیر‌قابل تغییر سرنوشت سرشت خود مجبورند به مسیر تعیین شده ازلی خویش ادامه دهند.» زیرا در اصل: «از نیک ، بدی ناید و از بد ثمر نیک» این گفته مانی است که او گفته به تفکیک در این میان فقط انسان است که با تعیین و انتخاب مسیر تمایلی یا مصلحتی خود می‌تواند به یکی از آن دو راهی که در پیش دارد عمل کند و یا بهتر بگوییم: نیکی و بدی دو راه تعیین شده قطعی است و هر انسانی عامل انتخاب و ادامه حرکت آن دو در وجود خود است.

مانی ابتدا پیرو یکی از فرقه‌های مسیحی ماندایی یا زارییان بود. این دسته حضرت یحیا را پیغمبر حقیقی می‌دانست و عیست را دروغ‌گو می‌شمرد، با بی‌همسری و ریاضت در زندگی مخالفت داشت. مانی پس از مطالعه آیین زرتشت خود را مصلح آن شناخت. هند را سیاحت کرد و با عقاید بودایی آشنا شد، سپس به ایران بازگشت و به تبلیغ دین جدید پرداخت و آن را با ادیان زرتشتی و بودایی و مهری و مسیحی مطابقت داد، ولی تحت تعقیب روحانیان زرتشتی قرار گرفت و محکوم گردید و در سال  276  میلادی در شصت سالگی مصلوب شد.

اصل و مبدا آیین مانی و علل ظهور آن

پس از سقوط و انقراض دولت اشکانیان و گسترش آیین مسیح که تغییر شکل یافته آیین مهر بود (مشابهت‌های دینی مسیح با آیین مهر آن‌قدر زیاد بود و به قدری در ساختن دین مسیح از آیین مهر کمک گرفته شده بود که برای پیروان آیین مهر آسان بود که دین مسیح را بپذیرند. بدون این‌که احساس کنند از دین اصلی خود زیاد فاصله گرفته‌اند:

1-علامت صلیب که خاص آیین مهر بود و بر پیشانی سربازان مهر داغ یا خال کوبی می‌شد، علامت دین مسیح قرار داده شد.

2- روز یک‌شنبه که روز خورشید بود بیش‌تر در اثر تلقین پیروان مهر روز اول هفته مسیحیان شد و آن را روز خدای ما خواندند. (Day of our Lord)

3-روز تولد مهر که در اول زمستان یعنی هنگام بلند شدن روزها پس از رسیدن به کوتاه‌ترین زمان خود بود و روز تولد مهر شناخته می‌شد، مسیحیان به عنوان روز تولد مسیح شناختند و آن را عید کریسمس یا نویل خود قرار دادند.

4- مسیح مانند مهر در غار یا (دالان دراز) پا به عرصه وجود می‌نهد و مانند او از سنگ برخاسته به آسمان می‌رود.

5-میهمانی مقدس آخرین شام به طوری که در انجیل آمده با شام آخرین شب مهر شباهت دارد.

6-هر دو از مادرانی باکره به وجود می‌آیند.

7-هیچ‌یک زن نمی‌گیرند.

8-مهر با کشتن گاو موجب زنده شدن موجودات و تجدید حیات یافتن آنان می‌گردد و حضرت مسیح نیز مردگان را از گور بر می‌خیزاند.

9-غسل تعمید در آیین مهر از ضروریات بود و همین امر جزو آداب اصلی مسیحیت گردید.

10-در جزو مراسم و آداب مهر این بود که همه حاضران در خوردن از یک قطعه نان و آب ممزوج با شراب به عنوان هیومه شرکت می‌کردند و پیروان مسیح نیز در کلیساها نان و شراب می‌خورند.

11-میترا در پایان جهان به این عالم باز می‌گردد، تا جهان را پر از عدل و داد کند و اشخاص صالح و درست‌کار را از اشخاص گناه‌کار جدا کند و به درست‌کاران شیر مقدس یعنی هیومه ممزوج با روغن بدهد تا عمر جاوید یابند و حضرت عیسی نیز در پایان جهان به این دنیا باز خواهد گشت.

12-جزو مراسم آیین مهر، ناقوس و روشن کردن شمع هست که هر دو در دین مسیح نیز به چشم می‌خورد.

13-مهر ایزد عهد و پیمان است، و جالب است که کتاب انجیل را نیز کتاب عهد جدید می‌نامند. مغرب زمین دین مسیح را به ایران فرستاد و در مقابل این آیین به مرور در ایالت مرزی ارمنستان و نواحی دیگر به‌طور کامل بسط و انتشار یافت.

درست در همین زمان بود که دین مانی در ایران به وجود آمد. دین مانی در حقیقت واقع آیینی است که از ترکیب دین زرتشت و دین مهر و مسیحیت به وجود آمده است، می‌خواست دینی یگانه و مشترک بین آن‌ها بسازد و اگر این فرض به موفقیت منجر می‌شد و مورد قبول همه واقع می‌گردید، خطر بزرگ دو دستگی دین و اختلافات آن‌ها برای همیشه رخت بر می‌بست.

مانی وقتی به سن  27  رسید  (242  میلادی) روزی که شاپور اول تاج‌گذاری می‌کرد برای نخستین بار به انتشار دین خود پرداخت. شاپور اول گفتار مانی را پذیرفت و به اتباع خود دستور داد چنان کنند. این‌کار بر زرتشتیان سخت ناگوار آمد و موبدان اجتماع کردند تا وی را از این عقیده منصرف سازند. ولی شاپور درخواست آن‌ها را نپذیرفت.

مانی در اثبات عقیده خود کتاب‌هایی چند پرداخت، از جمله کتاب «کنزالاحیا» است در شرح آن‌چه در نفس از جهت روشنایی مایه خلاص و از جهت تاریکی مایه فساد است. و در این کتاب افعال نکوهیده را به ظلمت نسبت می‌دهد. کتاب دیگری دارد به‌نام «شاپورگان» که نفس رهایی یافته و نفس درآمیخته با اهریمنان و آلوده به کژی را شرح می‌دهد، و نیز کتابی دارد بنام «الهدی التدبیر» و دوازده انجیل که هر انجیل را به حرفی از حروف تهجی نامیده و نماز را بیان نموده و آن‌چه باید در خلاص روح به‌عمل آید توضیح داده است. کتاب دیگر وی «سفرالاسرار» است که آیات و معجزات انبیا را مورد طعن قرار داده است و بسیاری کتاب‌ها و رساله‌های دیگر.

شاپور مدت ده سال به کیش مانی وفادار ماند، تا این‌که موبد موبدان نزد او رفت و گفت: این مرد دین ترا فاسد کرده است، مرا با او روبرو کن تا با او مناظره و مباحثه کنم. شاپور آن‌ها را روبرو کرد. موبد موبدان در صحبت برتری یافت و شاپور اول از ثنویت دین مانی برگشت و به مذهب زرتشت درآمد. موبدان در صدد قتل مانی برآمدند. مانی ایران را ترک گفت، زیرا شاپور اول او را به کشمیر تبعید کرده بود. وی پس از هند به ترکستان رفت و سپس به چین رهسپار گردید. در چین طرف‌داران زیادی دور او جمع شدند. این طرف‌داران جدید بیش‌تر ترکان آن دیار بودند و از همین‌جا بود که آوازه شهرت کارهای مربوط به نقاشی و تصویر‌گری او با آموزش جدید از صنعت‌گران چینی آغاز گردید.

واقعه اعدام مانی

پس از مرگ شاپور ساسانی در سال  272  میلادی مانی به ایران بازگشت. هرمزد اول مانی را به چشم احترام می‌نگریست، اما وهرام (بهرام) اول برادر هرمز اول که پادشاهی عشرت‌طلب و سست عنصر بود. مانی را بدست روحانیون زرتشتی سپرد و آنان وی را چندان عذاب دادند تا زندگی را بدورد گفت. بنابر یک روایت مانی، مصلوب شد و برخی گویند زنده زنده پوست او را کندند. بعدسرش را بریدند و پوست او را پر از کاه کرده به یکی از دروازه‌های شهر گندی‌شاپور خوزستان بیاویختند  (275  یا  276  میلادی) و از آن پس آن دروازه به باب مانی موسوم گشت.

مانی مخترع خط جدید هم بوده دارای حروف مصوته، که کتاب‌های مانویان پارتی زبان و پارسیک زبان و سغدی زبان و غیره به آن خط که مشتق از سریانی و ساده‌تر از آن است، نوشته شده. مانی  6  کتاب نوشته و منشورهای بسیار به اصحاب و پیروان خود و شاید دیگران هم فرستاده که اسامی عده‌ای از آن‌ها در ضمن فهرست  76  رساله مانی و اصحاب او در کتاب «الفهرست ابن ندیم» به ما رسیده است. پنج کتاب را به زبان آرامی شرقی (که مانی در سرزمین آنان بزرگ شده بود) نوشته و یک کتاب هم به نام «شاه‌پورگان» به پارسیک یعنی زبان جنوب غربی ایران نگاشته که بیش‌تر مندرجات آن راجع به معاد بوده است.

یکی از کتاب‌های مانی معروف به «سفر الجبابره» است که قطعاتی از آن به زبان‌های ایرانی بدست آمده و در زبان ایرانی به نام کتاب «کوان» خوانده می‌شد که جمع «کو» و مشتق از لغت اوستایی «کوی» است که در زمان ساسانیان به معنی «جبار» استعمال می‌شده است. دیگر «کنزالاحیا»، «سفرالاسرار»، «فرقماطیا» که در ماخذ ایرانی ظاهرن «بنگاهیک» و در لاتینی شاید همان «اپیستو لاخوندار منتا»معروف است. دیگر انجیل زنده یا انجیل مانی را باید نام برد. این کتاب که قطعاتی از آن در آثار تورفان بدست آمده بر  22  قسمت مطابق  22  حرف تهجی آرامی بنا شده بوده است، و ظاهرن یک جلد آلبوم تصاویر که مبین و نشان دهنده مطالب کتاب بوده و در یونانی «ایقون» و در زبان پارتی «اردهنگ» و در پارسیک «ارتنگ» و در قبطی «ایفونس» و در کتاب‌های مانوی چینی «تصویر دو اصل بزرگ» نامیده می‌شد.

 سال‌روز اعدام مانی

۶ فوریه سال  277  میلادی « مانی» اندیش‌مند بزرگ ایرانی و بانی مکتب «مانی‌کیسم» پس از پنج ماه زندان اعدام شد. اعدام مانی نتیجه نفوذ بیش از حد روحانیون آیین زرتشت در دست‌گاه دولت ساسانی ایران بود. مانی که افکار او از شرق تا چین و در غرب، تا اروپا را فراگرفت عقیده داشت که معنویت و مادیت همیشه در تضاد هستند و همه مشکلات جهان و مسایل بشر از مادیات و مادی‌‌گری سرچشمه می‌گیرد .

مانی مکتب (ایسم) خود را برپایه معنویت، خوبی، راستگویی، دفاع از حقیقت و نیز اعتدال و میانه‌روی در زندگانی روزمره قرارداده بود و از این جهت است که مورخان و فلاسفه وی را «آموزگار معنویت» لقب داده‌اند. مانی می‌گفت که دل‌بستگی مطلق به مادیات و پیروی از نفس اماره است که بشر را به دروغ‌گویی، ارتکاب جنایت و انواع بدی کردن وادار می کند. وی تاکید داشت که مادیات انسان را اسیر و برده نفس خود می‌کند، و خودخواهی و جاه‌طلبی فردی را به وجود می‌آورد.

مهم‌ترین آیین مانوی برگزاری نماز، خواندن نیایش، روزه گرفتن و اقرار به گناهان و توبه است. برای گذاردن نماز در روز روی به خورشید می‌ایستادند و در شب روی به ماه، در طی نماز، علاوه بر یاد کردن هر یک از خدایان روشنی، قدرت و خرد را نیز ستایش می‌کردند. در طی سال پنج گونه روزه دو روزه داشتند. چهارمین و پنج‌مین روزه در آغاز و پایان ماهی واحد انجام می‌شد (اول و دوم، بیست‌و‌هفتم و بیست و هشتم) و احتمالن مربوط می‌شد به رنجی که مانی در پایان عمر در زندان کشید و درگذشت. طبق آموزش‌های مانی «مادیت» نباید وارد وجود (ذهن) انسان شود و تاکید داشت که برای جلوگیری از ورود مادیات به وجود انسان باید به آموزش و پرورش کودک توجه شود تا «انسان»، غیر مادی پرورش یابد.

بنابراین، بی‌جهت نیست که مانی ایرانی را یکی از پدران «آموزش و پرورش» می‌دانند، و او بود که فراهم آوردن وسایل آموزش و پرورش درست (دارای هدف) کودکان و نوجوانان را مهم‌ترین تکلیف مدیریت یک جامعه (دولت) قرار داد.  در فلسفه «مانی» جرم یعنی تجاوز به حقوق دیگران اعم از فرد یا جمع. او می‌گفت «فرد معنوی» به حقوق خود قانع است. لذا در صدد تجاوز به حقوق دیگران بر نمی‌آید، و همین قانع بودن به حق، انسان را غرق لذت می‌کند. فلسفه مانی برخلاف تصوف، خواهان معنویت مثبت، کار و کوشش عادی، انگیزه خدمت به جامعه، ثمربخش بودن و تولید است.

مانی تا آن حد از گرایش مردم به مادیات وحشت داشت که اعتدال در لذات جسمانی را توصیه       می‌کرد از جمله این که مردها را از توجه بیش از حد به «زن»که ممکن است مرد را به راه نادرست بکشاند و آلوده سازد برحذر می‌داشت. مانی در زندگی شخصی با خوردن گوشت و خوراکی‌هایی که از مواد غیرخالص تهیه می‌شدند موافقت چندان نداشت و انسان را ذاتن گوشت‌خوار نمی‌دانست. فلاسفه اروپایی هنوز در گفته و نوشته‌های خود از اندیشه‌های مانی نقل و به آن‌ها استناد می‌کنند.

سرنوشت مانی در تشکیلات ساسانی

مانی یکی از برادران شاپور ساسانی را به دین خویش فرا خواند اما در زمان بهرام بر اثر تحریکات موبدان زردشتی با دستور وی به زندان افتاد. آثار اصلی مانوی که متعلق به مانی شمرده می‌شد، هفت اثر بود که به زبان آرامی شرقی، زبان محلی مانی، نوشته شده بود. انجیل زنده، گنج زندگی، رسالات، نامه‌ها، نیایش‌ها افزون بر این، مانی کتابی به فارسی به نام یا شاپورگان داشت که چکیده عقاید خود را برای شاپور ساسانی در آن آورده بود. او کتاب دیگری به نام «ارژنگ» داشت که در آن تصویرهایی به قلم خودش از جهان مانوی بود و تفسیر آن‌ها و نیز کتابی به نام «کفالایا» یا سخن‌رانی‌ها که مجموعه گفتارهای مانی است و در آن پیشگ‌ویی‌هایی هم دیده می‌شود.

عزیزاله بیات استاد دانشگ‌اه شهید بهشتی می‌گوید:« مانی خود را جانشین عده زیادی از رسولان آسمانی می‌دانست که از زمان آدم تا زردشت و بودا و عیسا یکی پس از دیگری برای هدایت بشر آمده‌اند.  مانی معتقد بود که جهان با طوفانی عظیم خاتمه خواهد یافت و به قعر جهنم رانده خواهد شد و در آن جا تمامی عناصر جهان تبدیل به آتش می‌شود و سپس سنگی بزرگ‌تر از دنیا آن را می‌پوشاند و روح‌های گنه‌کار به آن سنگ چسبیده‌اند. نیکوکاران راه آسمان را در پیش می‌گیرند و آنها که در کارهای نیک و بد جهان متعادل بودند دوباره شکل انسانی می‌گیرند و بدکاران به جهنم می‌روند. چون دین مانی ادعای عالم‌گیری داشت. مانی اصولی از مذهب دیگران از جمله: زردشت، بودا و مسیح اقتباس کرده است. در تشکیلات دینی مانی از نقوش کلیساهای مسیحا بیش‌تر مورد استفاده قرار گرفته و مانند مسیحیان  12  حواری در راس آن قرار داشته و سپس از  72  شاگرد که متشکل از کشیشان بوده‌اند بهره‌گیری شده است».

عیسا در دین مانی

ظاهرن مانی به دین عیسا معتقد بوده است: 1. عیسای درخشان، خدای نجات‌بخش،  2. عیسای رنج‌بر که در مانویت غرب به روح دردکشنده در ماده اطلاق می‌شد، روحی که چونان عیسای بر دار شده، خود بر‌دار کشیده شده است. 3. عیسا مسیح، پیامبر و پسر خدا که ظاهر انسان به خود گرفته بود و می‌پنداشتند که بر‌دار شده و درد می‌کشد. مانی این نظر را که پیامبر و پسر خدا جسمیت یافته دارای تن است، رد می‌کرد و معتقد نبود که او واقعن بر‌دار شده است. مانی عیسا مسیح را پیامبر پیش از خود می‌دانست و خود را پیامبری می‌دانست که او پیش‌بینی کرده بود.

در راس جامعه مانوی، رهبر قرار داشت که جانشین مانی بود و مرکز قدرت او در بابل بود. پس از او، پنج گروه مشخص وجود داشت: 12  آموزگار، 72  اسقف، 360  ارشد که زنان نیز بدان راه داشتند و شنوندگان که توده عادی پیروان دین بودند. در میان گزیدگان، گروه‌هایی چون دبیران و خروش‌خوانان (روضه‌خوانان) نیز وجود داشتند. گزیدگان سه مهر داشتند: مهر بر دهان، مهر بر دست و مهر بر دل (به نشانه حفظ فضیلت در سخن گفتن، در عمل کردن و در امیال) و در مانستال‌ها (دیرها) به سر می‌بردند و به سفر می‌رفتند تا دین را در اکناف جهان پراکنده کنند. آنان پیاده راه می‌پیمودند روزی یک بار غذا می‌خوردند و غذایشان گیاهی بود و آن را پس از فرا رسیدن شب صرف می‌کردند. آنان تنها برای یک روز غذا به هم‌راه می‌بردند و برای یک سال جامه به هم‌راه داشتند.

پس از مرگ مانی اختلافاتی در میان رهبری مانوی پدید آمد، اما فشار بر مانویان بسیار بود و سرانجام گروه‌های بزرگی از ایشان ایران را ترک کردند و به آسیای میانه پناه بردند. پیروزی اسلام در ایران از آزار مانویان کاست و حتا گروه‌هایی به ایران بازگشتند، اما در زمان خلافت عباسیان دوباره کشتار مانویان از سر گرفته شد. بعدها مانویان به ترکمنستان شرقی و به چین رسیدند و به هم‌راه مراکز تجاری سغدی مراکز دینی در آن سرزمین‌ها به وجود آمد. در قرن سیزدهم میلادی، با هجوم مغول، ضربه نهایی بر دین مانوی فرود آمد و از آن پس اطلاعی از ایشان در دست نیست.

—————————-

منابع  :

1-بهار، مهرداد، ادیان آسیایی،

2-ترابی، علی اکبر، تاریخ ادیان،

-3تمدن ایران، چند تن از خاورشناسان، ترجمه دکتر عیسا بهنام،

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,