Saturday, 18 July 2015
18 September 2021
گردونه مهر

«خدایان خورشید و آتش»

2012 April 24

پیمان عابدی / رادیو کوچه

ستایش و پرستش خورشید در میان اقوام باستانی متعددی وجود داشته و در برخی از این فرهنگ‌ها نشانه‌های این اعتقاد هنوز باقی مانده است. در بین‌النهرین ایزد خورشید، «شاماش» نام داشت که در دستش تیغه‌ی اره‌ای را نگاه می‌داشت و سوار بر گردونه‌اش به سوی باختر می‌راند. در مصر باستان، «رع» خدای خورشید بزرگ‌ترین خدایان بود. اقوام «سلت» یعنی ستاره خورشید را پرستش می‌کردند و خدای خورشید «فنیقیان» همانند نام ستاره خورشید در زبان سلتی «el» بوده است. هم‌چنین اقوم «اینکا» و «آزتک» در پرو و مکزیک دارای معبد خورشید بودند که دیوارهایش پوشیده از ورقه‌های طلا بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از زمانی که بشر به زندگی کشاورزی روی آورد و دریافت که نور و حرارت خورشید سبب باروری زمین و پرورش گیاهان و موجب گرم کردن و نیرو بخشیدن به انسان می‌شود، خورشید به جای ماه ستایش شد. خورشید با گرما و نور خود در روز باعث نابودی دیوها و پلیدی‌ها بود و هم‌چنین مظهر گرما، نور، خشکی و تابستان. در بین نمادهای خورشید می‌توان به نیلوفر آبی (لوتوس)، گل آفتاب‌گردان و درختان نخل و سرو و کاج اشاره کرد. از میان عناصر چهارگانه آتش، و از رنگ‌ها سرخ و زرد و از میان فلزات، طلا منسوب به خورشید می‌باشند.

سنت پرستش خورشید یا «مهر» به دوران‌های بسیار کهن باز می‌گردد. در تفکر هند و ایرانی نام وی به صورت «میتره» با مفهوم پیمان و دوستی ظاهر می‌شود. وی یکی از خدایان گروه فرمان‌روا است و با «ورونه» جفت جاویدانی را تشکیل می‌دهند که از سوی مردم به یاری خوانده می‌شوند. «میترا» در آیین زردشتی در مقامی پایین‌تر از اهورا مزدا و یکی از خدایانی است که مامور پاس‌داری از آفرینش اهورا مزداست. او خدای عهد و پیمان و ایزد فروغ و روشنایی است. «ابوالقاسم اسماعیل پور» در کتاب «اسطوره بیان نمادین» می‌نویسد: «میتره- ورونه زوج خدایی جوان هستند که چشمان آن‌ها خورشید است. منزل‌گاه آنان زرین و در آسمان است. آنان شهریاران و فرمان‌روایان مطلق کیهان‌اند. این زوج خدا پدیدآورنده‌ی آذرخش و باران‌اند، البته باید گفت که مهر و خورشید متفاوت است، مهر یا میترا پیش از خورشید ظاهر می‌شود و هم‌راهی او با خورشید باعث شده است که بعدها مهر معنی خورشید پیدا کند».

یکی از نمادهای خورشید پرستی و میتراییسم در تفکر هند و ایرانی «چلیپا» یا «گردونه مهر» است، که به اعتقاد پیشینیان در بردارنده‌ی نیروهای آسمانی بوده و کاربردی وسیع دارد. این نشانه در هر منطقه‌ای مفهوم خاصی داشته است، در ایران و هند و نزد اقوام آریایی نماد و نشانه‌ی خورشید بوده است. آنان معتقد بودند که هر شاخه از این چلیپا جای‌گاه یکی از عناصر چهارگانه است. بدین ترتیب چهار عنصر هم‌زمان با چرخش خود، نظام طبیعت و ذات آفرینش را حفظ می‌کنند. مرکز این نشان، نماد مرکزیت و وحدت الهی است و این همان گردونه‌ای است که مهر بر آن می‌نشیند و چهار اسب سفید نامیرای مینوی آن را می‌کشند.

اسطوره «آتر» (آتش)

ریشه‌های اسطوره‌ی آتش به دوران هند و اروپایی باز می‌گردد. در هند «آتش» تحت نام «اگنی» ستایش می‌شود و توامان هم زمینی است و هم ایزدی. هنگامی که نثارها را بر آن می‌افشانند بر این باورند که آتش واسطه‌ی میان انسان و خدایان است زیرا در این محل است که دو جهان به هم می‌پیوندند. اگنی خدایی است که به صورت آتش قربانی را دریافت می‌کند و به عنوان «دین مرد» آن را به خدایان تقدیم می‌دارد. عنصر آتش هم‌چنین در تمام عالم پراکنده است. در خورشید، در آسمان برین و نیز در ابر طوفان‌زا افروخته می‌شود و به صورت برق به زمین فرود می‌آید و در این‌جا به دست مردمان دوباره متولد می‌شود بنابر این اگنی «راه خدایان» نامیده می‌شود که از طریق آن می‌توان به قله‌های آسمان رسید. آتش در دین زردشتی نقش محوری دارد هرچند عقیده و اعمال دینی مربوط به آتش به دوران پیش از زردشت تعلق دارد. آتش در این آیین پسر اهورا مزدا است، نشانه‌ی آشکار حضور او و نمادی از نظم راستین اوست. در دین زردشتی کنونی آتش چنان مقدس است که نباید حتا اشعه خورشید به آن بیافتد و یا چشم کافری آن را ببیند. در دوران کهن، آتش‌دان‌ها را بر سر کوه‌ها و ارتفاعات می‌ساختند و موبدان زردشتی و مردم در آن‌جا به عبادت می‌پرداختند.

در سرود قدیمی «زامیاد یشت» درباره‌ی «آتر» و نبرد او با دیو «آژی دهاک» بر سر «فره» ایزدی چنین آمده است: «‌اژی سه پوزه بد آیین که تجسمی است از هوس ویران‌گر برای به چنگ آوردن فره ایزدی بتاخت تا آن را خاموش سازد. آتر نیز برای به دست آوردن آن شتافت و آن فره دست نیافتنی را نجات داد. اما اژی که هم‌چنان از پس می‌تاخت و ناسزا می‌گفت فریاد برآورد که اگر آتر، فره را به دست آورد بر او خواهد تاخت و نخواهد گذاشت که دیگر هرگز روی زمین بدرخشد. چون آتر دچار تردید شد، آژی تاخت تا فره را به دست آورد، این بار نوبت آتر بود که زبان به تهدید بگشاید، به دهاک هشدار داد ای اژدهای سه پوزه بازگرد، اگر آن فره دست نیافتنی را به چنگ آوری ‌بر پشت تو زبانه کشم و در دهان تو شعله افکنم که دیگر هرگز نتوانی بر روی زمین آفریده‌ی اهوره گام برداری. (یشت 19، بند 59)

دریافت معنی و مفهوم اصلی این اسطوره شاید دشوار باشد اما این اسطوره بار دیگر نشان می‌دهد که ایرانیان باستان زندگی را نبردی میان نیروهای خیر و شر می‌دانستند. زردشتیان هنوز آتش را با لقب جنگ‌جو یاد می‌کنند زیرا از مقدس‌ترین آتش‌ها یعنی آتش بهرام درخواست می‌شود که نه با دیوان خشک‌سالی بل‌که با دیوان مینویی تاریکی نبرد کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,