Saturday, 18 July 2015
25 September 2021

«تاریخ و شایعه: پرواز بی بازگشت»

2012 April 28

آن‌چه در این بخش می‌آید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

منبع: عددپی

سی و دو سال از آغاز جنگ تحمیلی با عراق و بیست و چهار سال از پایان آن‌ و تابستان پرحادثه 1367 می‌گذرد. این تیرماه برای بسیاری بیست و چهارمین سال‌گرد پرواز بی‌بازگشت عزیزانشان با پرواز 655 هواپیمایی هما از بندرعباس به مقصد دبی است. پروازی که دقایقی بعد از برخاستن از فرودگاه بندرعباس مورد هدف ناو موشک‌انداز وینسنس قرار گرفت و سقوط کرد. در این حادثه تمام مسافران و گروه پروازی، در کل 290 نفر، جان باختند. یکی از عکس‌هایی که در ذهن من حک شده مانده است تصویر سربازیست از گروه نجات که عروسک یک پایی را از آب درآورده است و رو به دوربین گرفته است. علاوه  بر شهروندان ایرانی، شهروندان کشورهای امارات، هند، پاکستان، یوگسلاوی (سابق) و ایتالیا هم در این سانحه جان باختند.

به‌دنبال حادثه تحقیقات کاملی از سوی دولت‌های درگیر انجام شد و گزارش نهایی هیت تفحص ایالات متحده آمریکا را دریاسالار ویلیام ام. فوگارتی تهیه کرد که تنها دو بخش آن، یکی در 1988 و دیگری در 1993، منتشر شده است. در این گزارش می‌خوانیم: «داده‌های جمع‌آوری شده از نوارهای موجود در یو‌اس‌اس وینسنس، اطلاعات موجود در یو‌اس‌اس اسلایدز (کشتی هم‌راه یو‌اس‌اس وینسنس که در همان منطقه عملیاتی در حال ثبت یک فروند ایرباس در حال اوج‌گیری بود) و گزارش‌های منابع اطلاعاتی قابل اعتماد تایید می‌کنند که پرواز 655 در یک کریدور پروازی ثبت شده عادی در ارتفاع تعیین شده در حال اوج‌گیری و بخش سیگنال غیرنظامی در مود سه 6760 بوده است.» در یک مصاحبه با شبکه نشنال جئوگرافیک ناخدا راجرز فرمانده یو‌اس‌اس وینسنس تایید کرد که برای او این سیگنال برای غیرنظامی و بی‌خطر دانستن هواپیما کافی نبوده است.  اما بر اساس گزارش‌های موجود ویژگی‌های شخصیتی راجرز در بروز این فاجعه بی‌اهمیت نبوده‌اند.

مقامات نیروی دریایی آمریکا و افسران آمریکایی مستقر در منطقه همه راجرز را افسری با شخصیت تهاجمی می‌دانند. او در هنگام بروز حادثه در داخل آب‌های ایران قرار داشته است؛ چهل مایل دورتر و شمالی‌تر از نقطه‌ای که باید در آن قرار می‌داشت. تقریبن در گزارش‌های همه منابع مستقل بی‌توجهی راجرز به قوانین بین‌المللی و پیش شرط‌های لازم برای گشودن آتش مورد تاکید قرار گرفته است.  نکته جالب توجه دیگر این است که یو‌اس‌اس وینسنس یکی از مجهزترین ناوشکن‌های زمان خود بوده است که به سیستم آگیس Aegis مجهز بوده است. این سیستم کلیه اطلاعات و سیگنال‌های دریافتی توسط کشتی را ثبت و ذخیره کرده است. لس آسپین نماینده دمکرات ایالت ویسکانسین و رییس کمیته نیروهای مسلح کنگره ایالات متحده آمریکا  در زمان این حادثه بر اساس همین اطلاعات ذخیره شده در نوامبر 1988 تنها چندماه بعد از سانحه در یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز می‌نویسد «هیچ‌کدام از نه مونیتور کشتی هواپیمایی را در حالت حمله نشان نمی‌دهند، در هیچ‌کدام از نوارها اثری از سیگنال مود دو، مورد استفاده هواپیماهای نظامی و غیرنظامی، وجود ندارد. همه دست‌گاه‌ها در حال نشان دادن یک فروند هواپیمای ایرباس در حال اوج گیری هستند».

در کنار این شواهد  گزارش ناخدا دوم دیوید کارلسون فرمانده یو‌اس‌اس اسلایدز هم موجود است. او در سال 2005 در بازگویی خاطراتش به دیوید فیسک از حادثه‌ای که تنها چهار هفته پیش از سانحه اتفاق افتاده بود یاد می‌کند. راجرز با نقض مقررات درگیری نظامی به یک ناوچه ایرانی که در حال بازرسی «قانونی» ( به نقل از کارلسون) یک کشتی باری بوده است نزدیک می‌شود و در فاصله 2 تا 3 مایلی با به پرواز درآوردن هلی‌کوپترش به قایق‌های ایرانی حمله می‌کند. طبق دستور نیروی دریایی آمریکا راجرز باید یک فاصله 4 مایلی را با شناورهای ایرانی رعایت می‌کرده است. کارلسون درباره واحدهای ایرانی که با آن‌ها برخورد کرده است می‌گوید «آن‌ها بسیار حرفه‌ای عمل می‌کردند و تهدید‌آمیز نبودند». او تاکید می‌کند «سیگنال‌های نیروهای نظامی ایران کامل واضح بود و جایی را برای اشتباه باقی نمی‌گذاشت».  وقتی راجرز اعلام می‌کند که می‌خواهد هواپیمای ایرانی را سرنگون کند کارلسون دوباره مونیتورهای کشتیش را چک می‌کند  و نتیجه می‌گیرد «این هواپیما که دارد اوج می‌گیرد» کارلسون به خدمه‌اش می‌گوید «معلوم هست راجرز دارد چه غلطی می‌کند؟»

مطابق تمام مدارک موجود هواپیمای ایرباس آ – 300 پرواز 655 یک هواپیمای غیرنظامی بوده است و دستگاه‌های یو‌اس‌اس وینسنس هم یک هواپیمای غیرنظامی را نشان می‌داده‌اند. اختلاف نظر تا کنون درباره ‌علت این رویداد بوده است. ایران سانحه را عمدی ‌می‌داند و آمریکا خطای انسانی بدون نیت قبلی را دلیل آن دانسته است. در سال 2000 در یک نامه رسمی به سازندگان یک فیلم مستند درباره این حادثه برای  شبکه بی‌بی‌سی دولت آمریکا شرایط روانی موجود در پست فرماندهی یو‌اس‌اس وینسنس را عامل اصلی خطای فرمانده کشتی اعلام می‌کند، تقریبن هیچ‌کس شکی ندارد که ناخدا راجرز در یک اقدام نسنجیده فرمان به آتش داده بود.

اما حالا این روزها ما شاهد روایت دیگری هستیم. کسی با جایی مصاحبه‌ای کرده است. در این مصاحبه او گفته است که در سایه معکوس هواپیمای ایرباس یک جنگنده اف – 14 در حال پرواز بوده است و یو‌اس‌اس وینسنس در واقع به طرف این هواپیمای نظامی آتش کرده است. بدون آن‌که برای این ادعا سندی خواسته شود همه آن‌را تیتر خبر کرده‌اند و حالا سندیت دارد. در واقع صدها صفحه سند و تحقیقات علمی و فنی، بازسازی سانحه توسط نیروی دریایی آمریکا و کنگره این کشور همه و همه فاقد اعتبارند و فقط یک ادعا مطرح می‌شود. چند نکته درباره این ادعا:

اول. اگر هواپیمای نظامی اف -14 در حال پرواز در سایه هواپیمای ایرباس بوده است و برای حمله باید در حالت شیرجه قرار می‌داشته است، اما هیچ دست‌گاهی نه در عرشه یو‌اس‌اس وینسنس و نه در یو‌اس‌اس اسلایدز یک هواپیما در حال شیرجه را نشان نمی‌دهد.

دوم. اگر این هواپیما در سایه ایرباس وجود داشته است، بعد از سقوط ایرباس باید بر صفحه رادار هر دو کشتی ظاهر می‌شد، هیچ‌کدام از این کشتی‌ها هواپیمای اف-14 را ثبت نکرده‌اند.

سوم. در طول جنگ تحمیلی نیروی هوایی ایران از هواپیماهای اف – 14 به‌عنوان شکاری ‌ره‌گیر استفاده می‌کرد. این هواپیماها برای حمله به اهداف سطحی مورد استفاده قرار نمی‌گرفتند. اف-14 های موجود در پای‌گاه‌های ششم و نهم شکاری، بوشهر و بندرعباس، برای دفاع از نفت‌کش‌های ایرانی و مقابله با حملات هوایی علیه آن‌ها به پرواز درآورده می‌شدند.  پشتیبانی هوایی از نیروی دریایی به‌عهده گردان‌های فانتوم  اف-4 بود (مانند عملیات مروارید و با استفاده از موشک ماوریک) و نه اف-14. مطابق نامه ‌ناخدا دوم کارلسون به‌ نشریه نیروی دریایی آمریکایی‌ در سپتامبر 1989 فرماندهان آمریکایی مستقر در منطقه از این واقعیت مطلع بوده‌اند که هواپیماهای اف – 14 ایران مجهز به سلاح‌های هوا به زمین نیستند.

خوب است قبل از آن‌که تاریخمان را با شایعه‌ای عوض کنیم کمی هم اسناد و اطلاعات موجود را بررسی کنیم.

پ.ن. نامه ناخدا دوم کارلسون به‌ Proceedings‌ در سپتامبر 1989 به داستان اف- 14 ایرانی‌ و سایر مشاهداتش اشاره می‌کند. این شایعه حتا تازه هم نیست! حتمن این نامه را بخوانید.

پ.ن.2. یادداشت‌های موجود در اینترنت را که می‌بینم تاسف می‌خورم. حتا آدم‌هایی که ادعای روزنامه‌نگاری دارند بدون چک کردن اسناد موجود درباره واجب‌المرگ بودن حرف می‌زنند. منطق همه یک‌سان است «از شیطان هر چه بگویی بر می‌آید». کجایی دایی جان که نبرد برازجان زنده است! عجب فضای مسمومی ساخته شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,