Saturday, 18 July 2015
20 September 2021
رازهای زنانه- قسمت سی‌و‌یکم

«در آیینه‌ی مردسالاری»

2012 April 28

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

«صندلی جلوی تاکسی نشسته‌ام. از آریاشهر به سمت پونک. دختری خوش‌پوش و آرایش کرده، حدود 27، 28 ساله موبایل به گوش دست تکان می‌دهد و سوار می‌شود. دارد با دختری دیگر (که فهمیدم اسمش «مرضیهم است) با داد و هوار حرف می‌زند. رسمن «داد» می‌زند ها. ظاهرن ماجرا این‌طور است که دختر سومی راجع به این دختر سوار تاکسی حرفی زده و با خانواده‌اش تماسی گرفته که او را این‌طور عصبی کرده. فهمیدم که متاهل هم هست. آن دختر سوم مطلقه است ظاهرن. بلند بلند فحش‌های خواهر و مادر دار می‌دهد:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

– خواهر «…»، من می‌دونم چی‌کارش کنم… دهن‌شو …»

چند لحظه بعد ماجرا جالب‌تر هم می‌شود:

– خیال کرده عوضی، زنگ می‌زنه خونه‌ی ما؟ تو بگو اگه آدم بودی شوهرت طلاقت نمی‌داد بدبخت مادر«…». حالا من قسم خوردم جان بابام که یه دهنی از این صاف کنم. زنگ می‌زنم خونه‌ی این پسره که دور و برش می‌گرده می‌گم این پرده نداره، صب کن حالا.

باید پیاده بشوم. اما دلم می‌خواهد باز بشنوم. حیف که دیرم شده…»

این‌ها نوشته‌های مهدی، نویسنده‌ی وبلاگ «باغچه» است از خاطره‌ی یک روز تاکسی سواری در تهران، اما برای زن‌ها این خاطره یک ماجرای آشناست؛ آن‌جایی که خودشان یک‌دیگر را نشانه می‌گیرند و در این نشانه‌گیری از ادبیات و گفتمان مردسالار استفاده می‌کنند. تجربه‌ای درباره‌ی زن‌های دیگر دنیا ندارم، اما برای بسیاری از زن‌های ایرانی، گفتمان مردسالار آن‌قدر نهادینه شده که خودشان را تنها از دریچه‌ی آن می‌بینند و وقتی درباره‌ی خودشان حرف می‌زنند هم از واژگان و ادبیات این گفتمان استفاده می‌کنند. در واقع، خیلی از زنان ایرانی، در عادی‌ترین شرایط زندگی، خودشان را در آیینه‌ای می‌بینند که مردسالاری آن را ساخته، شکل و ظاهر و عادت و رفتار و گفتارشان را با معیار آن می‌سنجند و سعی می‌کنند هرچه بیش‌تر به این چهر‌ه‌ی مثالی نزدیک باشند. از تلاش‌شان برای ارایه‌ی یک زن جذاب و زیبا با معیارهای مردپسند تا اصرارشان برای قضاوت و انتقاد به ویژگی‌های زنان دیگری که آن جور فکر نمی‌کنند. در تعابیر این دسته از زنان، زن، آن چیزی است که مرد می‌پسندد و اگر هر کدام از آن ویژگی‌ها را نداشته باشد، می‌توان آن را دستاویز قرار داد و نمره‌ی زنانگی‌اش را کم کرد. شاید به خاطر همین است که بسیاری از ارزش‌های مردسلارانه، هم‌چنان در جامعه پافشاری می‌کنند. زنان، خود مبلغ آن ارزش‌ها هستند.

اما نویسنده‌ی وبلاگ باغچه‌، خودش هم از این خاطره نتیجه‌گیری می‌کند:

«با خودم فکر می‌کنم: عمق تسلط مردسالاری در یه جامعه از کتک زدن زن‌ها، از حبس کردن‌شون در خونه، از منع کردن‌شون از تحصیل یا اشتغال مشخص نمی‌شه. عمقش اون‌جایی مشخص می‌شه که خود یه زن، خودش رو از دید و چشم و پشت عینک یه مرد ببینه. یعنی «درونی کردن» ارزش‌های مردسالارانه. یعنی وقتی می‌خوای خودت رو ارزیابی کنی که زیبایی یا نه، از ملاک‌های مردپسند استفاده کنی، به این فکر کنی که «پسرها چه اندام و پوشش دخترانه‌ای رو بیش‌تر می‌پسندند این روزها؟» و خودت رو با این ملاک محک بزنی و هماهنگ کنی. جایی عمق این ساختار مردسالارانه مشخص می‌شه که حتا فحش‌هات (بی اون‌که به معناش فکر کنی) در قبال یه همجنست، فحش‌های تحقیرآمیز مردانه باشه. اون‌جایی معلوم می‌شه که ملاک «خوب بودن» و با عرضه بودن، طلاق داده نشدن از طرف یه مرد باشه. اون‌جایی معلوم می‌شه که یه زن برای تهدید یه زن دیگه، از اهرم بی‌نهایت مردانه‌ای مث «بکارت» و «پرده» استفاده کنه.

این‌ها نشون می‌ده که ساختارهای مردسالاری در ایران چقدر عمیق و ریشه‌داره.»

راز زنانه‌ی ما این است: توی این آینه که صبح تا شب خودمان را نگاه می‌کنیم دنبال چه می‌گردیم؟ چه می‌خواهیم از خودمان؟ تصویری که برای خودمان می‌پسندیم قرار است چه شکلی باشد؟ برای ظاهر و پوشش‌مان فقط نه، برای فردا و پس‌فردای زندگی‌مان چه برنامه‌ای ریخته‌ایم که تنها در خدمت خواست خودمان باشد؛ نه تکراری از الگوی زن در جامعه‌ای مردسلار؟ ازدواج کردن، بچه‌دار شدن، لباس پوشیدن‌مان چقدر مطابق خواست خودمان است و چقدر در تابعیت از قانون‌های جامعه‌ی تبعیض‌آمیز؟ در برخورد با هم‌جنسان‌مان، در خشم و خشونت یا در صلح و آشتی، آن‌ها را در کدام قاب می‌بینیم؟ وقتی عصبانی هستیم یا خیلی خوش‌حال، کلماتی که بر زبان‌مان جاری می‌شود چه لحن و رنگی دارند؟ پاسخ به این سوال‌ها را به خودتان بگویید و رازش را برای خودتان فاش کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,