Saturday, 18 July 2015
20 September 2021
روح اله، پدر ادیپال حزب‌اله

«فروید و خامنه‌ای»

2012 April 29

آتوسا صاد / رادیو کوچه

«لوئیز هی» نامی است که طرف‌داران روانشناسی موفقیت با آن آشنا هستند. بسیاری از کتاب‌های هی به فارسی ترجمه شده و خوانندگان از افکار و زندگی شخصی او درس گرفته‌اند. متنی که می‌خوانید ارتباطی با هی و آموزش‌های او ندارد، جز این که در حین دیدن یکی از ویدئوهای آموزشی وی بود که به فکر نوشتن این مطلب افتادم. در آن ویدئو هیی از شنوندگان می‌خواست که در آرامش و تمرکز به عوامل و موانع موفقیت شخصی خود فکر کنند و مدام از خود بپرسند «چه چیزی\کسی مانع موفقیت من است؟». من که تمام دستورات ویدئو را دنبال می‌کردم هر بار که به سوال «چه کسی مانع موفقیت من است؟» می‌رسیدم ناخودآگاه یک جواب به ذهنم می‌آمد – خامنه‌ای.

نقش علی خامنه‌ای در زندگی روانی تک تک ایرانیان، قطعن از نقش یک سیاست‌مدار عام بیش‌تر است. او که در خانه و مدرسه و کوچه و برزن، مراقب رفتارها و حرکات ماست، رابطه‌ای با ناخودآگاه ما برقرار کرده که از یک مود‌ت یا نفرت ساده فراتر می‌رود. در این نوشتار بر آنم که با به کار‌گیری تئوری‌های فروید در کتاب «روان‌شناسی گروهی و تحلیل خود» 1 به بررسی رابطه‌ی روانی رهبر ایران و پیروانش (عامن ملت) بپردازم. هرچند تئوری‌های فروید در مورد هر نوع رهبری (سیاسی، مذهبی، نظامی، و غیره) صدق می‌کند، خامنه‌ای به عنوان رهبری که چندین نقش را هم زمان ایفا می‌کند، مصداق تمام عیار این تئوری است‌.

در مقدمه‌ی کتاب «روان‌شناسی گروهی و تحلیل خود» فروید می‌نویسد: «روان‌شناسی گروهی شاخه‌ای است که در آن روان‌کاو به بررسی روان انسان‌های هم‌نژاد، هم‌مذهب، هم‌فرهنگ، هم‌میهن، یا هم‌کار می‌پردازد (و ضمیر ناخودآگاه آنان را از طریق بررسی گروه‌هایی که به آن تعلق دارد می‌شکافد). گرچه تقسیم‌بندی فرویدی ابتدا قطبی و حتا نژادپرستانه به نظر می‌رسد، توضیحات بعدی وی بار منفی این تقسیم‌بندی را می‌کاهد و تمرکز بحث را بر ویژگی‌های روانی اعضای گروه و تاثیر متقابل آن‌ها بر دیگران قرار می‌دهد.

۱- ویژگی‌های عمومی گروه (امت):

سوال اولیه این است که فرد چگونه خود را به گروهی وابسته می‌بیند و شخصیت خود را با آن تطبیق می‌دهد؟ جواب ساده است، همان‌گونه که سلول‌های بدن بر این اساس که به کدام عضو تعلق دارند تخصصی می‌شوند، افراد هم با پیوستن به گروه‌های مختلف، ویژگی‌های فردی متفاوتی پیدا می‌کنند. رفتارهای گروهی، معمولن بدون این که فرد بفهمد از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شوند. به همین دلیل رفتارها و احساسات در گروه مسری هستند. حس تقلید در گروه بسیار قوی است و آرمان‌گرایی گروهی، فرد را هیپنوتیزم می‌کند و قدرت اندیشه‌اش را به صفر می‌رساند. زندگی در گروه مشابه زندگی در خواب است که در آن خودآگاهی و عقلانیت به حد نازلی سقوط می‌کند و فرد تابع خرد عام می‌شود. عامل اصلی این هیپنوتیزم به گفته‌ی فروید شخصیت پدرگونه‌ی رهبر است که نقش پدر ادیپال را در شکل‌دهی شخصیت اعضای گروه (کودکانش) بازی می‌کند.‌

گروه ساختاری ساده، رهبر محور، و سنتی دارد که انسان‌های زودباور و احساساتی به آن دل می‌بندند. احساسات اعضای گروه بسیار ابتدایی، اغراق شده، و گذرا است. افراد در گروه احساسی از شک و ابهام ندارند و گمان می‌برند واقعیت را واضح و شفاف پیش رو دارند. با این وصف، رهبری گروه بسیار ساده است: گروه به اغراق و تکرار مداوم یک عقیده‌ی ساده نیاز دارد و رهبر آن را فراهم می‌کند. گروه تابع قدرت مطلق است و از خشونت، سرکوب شدن توسط رهبری مقتدر، و ترسیدن از او لذت می‌برد. اعضای گروه بسیار محافظه کارند و برای ارضای رهبر از هیچ کاری کوتاهی نمی‌کنند. گروه با شعارهای زیبا، ایده‌آل‌گرایی اعضا را تهییج می‌کند، و تصاویر تخیلی را جای‌گزین واقعیت‌های جهانی می‌کند. غرایز بدوی انسانی مانند خشم، شهوت، و لذتجویی در گروه رایجند و اعضا از بروز آشکار آن‌ها ابایی ندارند. اعضای گروه در جست‌وجوی حقایق نیستند، و به توهم گنگی از جهان بسنده می‌کند.

۲- ویژگی‌های رهبر گروه:

رهبر معمولن فردی است که ویژگی‌های فردی-عقیدتی نابی دارد و افراد گروه (که به زعم خود) عقاید محکمی ندارند، مجذوب وی می‌شوند. اعضای گروه که برای غلبه بر محدودیت‌های فردی به گروه پیوسته‌اند، تحت جو ایجاد شده در آن، حاضرند حتا مخالف ارزش‌ها و وجدان فردی خود قدم بر دارند و به تمام خواسته‌های رهبر تن در دهند. با این وجود، حس مسوولیت در گروه بسیار پایین است و هر فرد مسوولیت را به دیگری محول می‌کند.

تا این‌جا به نظر می‌رسد ویژگی‌هایی که فروید برای گروه برشمارد، ویژگی‌هایی عام هستند که به همه‌ی گروه‌های انسانی تعلق دارند. با این وجود، مسیر بحث در فصل چهارم کتاب اندکی عوض می‌شود و فروید به نقش جنسی رهبران در ضمیر ناخودآگاه پیروان اشاره می‌کند. او می‌نویسد، نیرویی که افراد را به رهبر متصل نگه می‌دارد نیروی عشق به ایده‌آل است که از غرایز جنسی سرکوب‌شده نشات گرفته است.

۳- نقش جنسی رهبران و کنترل غرایز پیروان:

به گفته‌ی فروید، رهبران، که به کارکرد حس ایده‌آل‌گرای پیروان در تثبیت قدرت خود آگاهند، با کنترل هر چه بیش‌تر غرایز جنسی اعضا، به تقویت این ایده‌آل‌گرایی (به ویژه از نوع مذهبی آن) کمک می‌کنند. کنترل شدید این غرایز و حتا انکار آن‌ها توسط قدرت‌ها، باعث جای‌گزینی آن‌ها در ضمیر ناخودآگاه افراد با نقشی ایده‌آل هم‌چون رهبر می‌شود. نکته این جاست که رابطه‌ی جنسی رهبر و پیروانش، رابطه‌ی آشکاری نیست و فقط به شکل عشق به عقاید مذهبی افراطی یا عشق به سمبل آن عقاید (رهبر)‌ ظهور می‌کند. این رابطه که از غرایز سانسور شده‌ی انسانی نشات گرفته در حالت عادی می‌بایست متوجه یک سوژه‌ی جنسی خارجی می‌شد.  در محیط‌های بسته و تفکیک شده که غریزه جنسی اجازه‌ی بروز طبیعی ندارد؛ مجاری سنت، خرافه، و مذهب افراطی به بروز و تخلیه‌ی این غریزه کمک می‌کند. خویشتنی پیروان تدریجن با توهمی به نام «رهبر روحانی» جای‌گزین می‌شود و فردی خودباخته به عروسک خیمه‌شب‌بازیی رهبر تبدیل می‌شود. انگار رهبر مدام در گوش او می‌گوید «‌تو به من مشغول باش که دنیا چیزی برایت ندارد».

۴- سرانجام‌ گروه:

به گفته ی فروید، گرو‌های بسته و ابتدایی که شخصیت رهبر در آن‌ها به دنبال کنترل و پاسبانیی عقاید اعضا شکل گرفته، گروه‌های ناپایداری هستند که دیر یا زود از هم فرو می‌پاشند. رهبر این گروه‌ها که معمولن شخصیتی خودمحور و نارسیسیست است، بسان روسای قبایل بدوی، گروه را بر مبنای غرایز ابتدایی (خشم و احساسات) پیش می‌برد و اجازه‌ی تجربه‌ی صفات والای انسانی و برابری را به آن‌ها نمی‌دهد. معمولن شخصیت‌های مطیع و مازوخیست (خودآزار) از داشتن چنین رهبری لذت می‌برند و به خاطر او از هیچ کاری (حتا سرکوب و کشتن نفس خود) کوتاهی نمی‌‌کنند. فروید می‌نویسد رهبران نارسیسیست محکوم به مرگ تدریجی در نتیجه‌ی حسادت یا نارضایتی دایم از ارضای ناقص امیال بیحد خود هستند.

———————————–

1- Freud, Sigmund. Group Psychology and the Analysis of the Ego. W. W. Norton & Company, 1975.

2-مثال‫: در این کلیپ خامنه‌ای خود را «پدر» شنوندگان می‌خواند و شنوندگان به سخنان او واکنش کاملن احساسی نشان می‌دهند‫:   http://www.casttv.com/video/vcshy11/-video

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment


  1. نازلی
    1

    ممنون
    جالب بود

    راستی

    در ویژگیهای عمومی گروه می تونید از بحث “ممتیک” هم کمک بگیرید که توضیح می ده چطور عقاید و رفتارها تبدیل به واکنش های “مسری” می شن