Saturday, 18 July 2015
20 September 2021
نوشته‌ای برای «حسین زمان»

«برای هست‌ها»

2012 April 30

امید رها

مقدمه

همیشه از نبودها در فرهنگ و هنر ایران سخن رانده شده است. این خوب است. نقد باید همیشه و همه جا باشد، اما این نباید ما را نسبت به «هست» ها کم‌بینا کند. در این مجموعه یادداشت‌ها به بررسی اجمالی زندگی و آثار برخی شخصیت‌های مستقل و صاحب سبک در عرصه‌ی فرهنگ و هنر می‌پردازم. باشد تا با شناخت بیش‌تر این هنرمندان و حمایت از آثار ارزش‌مندشان قدمی هر چند کوچک در عرصه‌ی حمایت از هنر غیردولتی و مستقل برداریم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در این قسمت به یکی  از «هست»های امروز عرصه‌ی موسیقی می‌پردازم: حسین زمان.

این ترانه بوی نان نمی‌دهد

بوی حرف دیگران نمی‌دهد

سفره‌ی  دلم دوباره باز شد

سفره‌ای که بوی نان نمی‌دهد (۱)

او حقیقت را می‌گفت، حسین زمان هیچ‌گاه در موسیقی و هنر به دنبال نان و نام نبوده است بلکه او همیشه هنرش را خرج دغدغه‌های انسانی و والایش کرده. وی جز اولین خوانندگان پاپ بعد از انقلاب است که در اواسط دهه هفتاد شمسی به هم‌راه خوانندگان دیگری چون خشایار اعتمادی‌، شادمهر عقیلی و … پا به عرصه‌ی موسیقی گذاشت. آن روزها چنین موسیقی‌هایی برای ما تحقق نیازی به حق بود که بیش از پانزده سال از شنیدنش محروم بودیم. این شروع دوباره در موسیقی پاپ ایران بعد از سال‌ها همه را شگفت‌زده کرد. آن‌قدر هیجان زده بودیم و چنان حس نوستالژیک ما تحریک شده بود که هر خواننده‌ی جدیدی را معادل خواننده‌ی محبوب گذشته‌مان می‌دانستیم که سال‌ها دچار تبعید ناخواسته شده بودند. حسین زمان اما خیلی زود از اتهام تقلید خودش را تبرئه کرد و خواننده‌ای شد که صدا و سبک خاص خودش را داشت. اما وی در موسیقی به دنبال چیز دیگری بود. او که خود را شاگرد معنوی مرحوم شریعتی می‌داند، به حق بر این حرف معلمش صحه گذاشت که: «تو به عنوان یک شاعر و هنرمند، باید تکلیف خود و مردم را روشن کنی و مرزهای اعتقادیت را مشخص سازی. که هنرمند آزاد، فریبی بیش نیست، یا باید به خلق بپیوندی و کمر به نجاتشان ببندی، یا به دشمنان خلق و فضیلت و آزادی . . . راه سومی نیست. »(۲)

یادم هست که بخشی از جمله‌ی بالا  در تبلیغات کنسرتش در مشهد  (سال 1382)که به مناسبت زادروز مرحوم شریعتی برگزار می‌شد هم نوشته شده بود. کنسرت‌های او متفاوت با کنسرت خوانندگان دیگر بود. وی که شغل اصلی‌اش استادی دانش‌گاه است‌، کنسرت‌هایش هم بسان کلاس درس بود. چند سال پیش که به وی تنها اجازه‌ی برگزاری کنسرت در کیش را می‌دادند در مصاحبه‌ای گفت:«کنسرت در کیش برای آدمی با حساسیت‌های من خوب نیست. من دوست ندارم وقتی که می‌خوانم و در روی صحنه هستم، مردم تخمه بشکنند و چیپس بخورند، حتا با وجودی که مطمئنم مخاطبان موسیقی من از این دسته از آدم‌ها نیستند.» (۳)

حسین زمان هنرمند درد‌مندی است که با شنیدن صدایش می‌توان به عمق دغدغه‌های والای او پی برد. وی جز معدود هنرمندانی است که شخصیتش با هنرش منطبق است.

او اگر چه همیشه به صورت جدی در عرصه های اجتماعی حضور داشته  اما هیچ‌گاه اسیر سیاست بازی نشده و همیشه دغدغه‌های والایش را برای ساختن جامعه‌ای آزاد و اخلاقی در هنرش عرضه کرده است.

حسین زمان  با وجود این‌که در آمریکا در حال تحصیل بود اما با شروع جنگ ایران و عراق برای دفاع از میهنش به ایران بازگشت. جالب است که ترانه‌ی «ایران ایران» مرحوم مازیار (که بعد‌ها در آلبوم «قصه  نگفته» توسط خودش باز‌خوانی شد) محرک او برای بازگشتش به خاک وطن بود. خودش در این مورد می گوید:  «ایران ایران» ترانه‌ای بود که مرا که در آمریکا مشغول تحصیل بودم به ایران کشاند تمام زندگی و کارم را در آمریکا رها کردم و با تاثیر این آهنگ به ایران آمدم و فردای روزی که به این‌جا رسیدم، رفتم ثبت نام کردم برای جبهه و رفتم به خط مقدم. (۴)

متاسفانه در جامعه‌ی ما فعالیت هنرمندان مستقل کاری بس دشوار و گاهی ناممکن است. از همین روست که حسین زمان کم‌تر اجازه‌ی برگزاری کنسرت داشته و چند سالی است که دیگر آثارش هم اجازه ی پخش و نشر ندارند(۵). اما وی که بر عهد خود با مردم استوار است این‌بار دست به قلم شده و به جای صدایش، نوشته‌های اوست که به جامعه آگاهی بخشی می‌کنند.

خوش‌بختانه در روزهای اخیر وی در صحفه‌ی فیس بوکش خبری مبنی بر انتشار آهنگ جدیدی را داده به نام «زندانی» که تقدیم به تمام آزاد اندیشان در بند کرده است.

شاید اگر امروز حسین زمان ماندن در سطح اول موسیقی ایران به هر قیمتی را طمع می‌کرد، وی نیز مانند بسیاری از خوانندگان می‌توانست با برگزاری کنسرت، انتشار آلبوم، حضور در صدا سیما و سایر جشن‌های مناسبتی و حکومتی از عواید مادی بسیاری برخوردار گردد. اما او حضور ماندگار در دل‌ها را بر صحنه‌ها ترجیح داد. خنیاگر خوب زمان ما خسته از «کویر» است اما در تلاش ساختن راهی تازه برای فردایی روشن است:

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر

این هبوط بی‌دلیل این سقوط ناگزیر

مثل شعر ناگهان مثل گریه بی‌امان

مثل لحظه‌های وحی، اجتناب ناپذیر (۶)

———————————-

۱- قیصر امین پور- این شعر را حسین زمان در آلبوم «قصه شب» اجرا کرده است.

۲- علی شریعتی ، مسوولیت‌های شیعه بودن

۳- روزنامه دنیای اقتصاد ، گفت‌وگو با حسین زمان: موسیقی من هدف دارد،شماره 1193،صفحه 24

۴- منبع پیشین

۵- http://irangreenvoice.com/article/2012/jan/19/18825

۶- قیصر امین‌پور- این شعر را حسین زمان در آلبوم «قصه شب» اجرا کرده است.

 ———————————–

بخش نخست را از این‌جا بخوانید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment


  1. حسین زمان
    1

    برای امید رهای عزیز

    امروز متوجه مطلب شما در باره خودم شدم و بر خودم فرض دانستم تا از شما دوست گرامی تشکر و قدردانی نمایم . همینکه بدانم تنها یک نفر مرا و دردهایم را فهمیده دل گرم کننده است . بسیار سپاسگزارم و امیدوارم در راه و مسیری که برای آگاهی بخشی انتخاب نموده ای موفق و پیروز باشی.

    حسین زمان
    هجدهم تیر ماه نود و یک