Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
گردونه مهر

«خدایان آناهیتا و بهرام»

2012 May 01

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

«آناهیتا» (ناهید)

«اردویسورا آناهیتا»، خدای تمام آب‌های روی زمین و سرچشمه اقیانوس کیهانی است. او ارابه‌ای چهار اسبه از  باد، باران، ابر و تگرگ را می‌راند. او به عنوان منبع باروری (زندگی) مورد احترام است، نطفه همه نران و زهدان همه مادگان را پاک می‌کند و شیر را در سینه مادران تطهیر می‌گرداند. به خاطر پیوندش با زندگی، جنگ‌جویان هنگام نبرد، از او درخواست بقا و پیروزی می‌کنند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او دارنده‌ى هزار چشمه و هزار رود و ایزد بانوى خرد است‌، زیرا از روزگاران کهن بین آب و خرد پیوندى آسمانى بر قرار بوده است. «اردوى» نام رودى اساطیرى است که از کوه «هربرز» به دریاى «فراخ‌کرت» می‌ریزد و رودها آب آن را به سراسر گیتى می‌برند. در کنار هر یک از رودهایی که از فراخ‌کرت جارى می‌شود کاخى هزار ستون با هزار دریچه‌ى درخشان براى آناهیتا برپاست. جای‌گاه او خورشید است. در نقش نگه‌بان آب‌ها با «علیین» در اساطیر فنیقى و «سرسوتى» در اساطیر هند قابل قیاس است. آناهیتا آراسته به جواهرات‌، تاجى زرین به شکل چرخ بر سر دارد که صد گوهر نورپاش بر آن نصب است و نوارهاى پرچین از آن آویخته، گردن‌بندی زرین بر گردن دارد و گوش‌واره های چهارگوش. کفش‌هاى درخشان را با بندهاى زرین محکم به پا بسته‌، جبه‌اى از پوست 30 سگ آبى که مانند زر و سیم می‌درخشد در بر دارد. نیلوفر گل مخصوص اوست. برخى از تاریخ‌نویسان یونانى او را «ونوس» ایران دانسته‌اند.

تعیین تاریخ دقیق ظهور آناهیتا در جمع خدایان اساطیری ساده نیست، اما آن‌چه به تحقیق می‏‌دانیم این است که نام وی برای نخستین بار در کتیبه‏‌های «اردشیر دوم» هخامنشی در همدان و شوش ظاهر می‏‌شود. چیزی که در این کتیبه‏‌ها نظر را جلب می‏‌کند، این است که در آن‌ها نام اناهیتا بلافاصله پس از اهورامزدا و پیش از میترا(مهر) ذکر می‌‏شود و این نشان‌گر پای‌گاه ارج‌مند اوست.

در دوره پارتیان نیز آناهیتا در کنار اهورامزدا و مهر پرستش می‏‌شده است، اما به‏‌نظر می‏‌رسد که در این دوره از میان سه خدای یاد شده، ناهید جای‌گاه والاتری داشته است. اما آیین ستایش آناهیتا به‏ همین‌جا پایان نمی‌‏یابد. در عصر ساسانیان که دین رسمی ایرانیان زرتشتی بود، شاهان این سلسله آیین وی را گرامی می‏‌داشتند و از آن پاس‌داری می‏‌کردند. کتیبه‏‌هایی که از این روزگار به‏‌جای مانده، گواه این سخن است. ما حتا در برخی از آن‌ها «نرسی» و «شاپور سوم» را می‏بینیم که حلقه سلطنت را از ناهید دریافت می‏‌کنند. آناهیتا ایزد‌بانویی است که یکی از زیباترین یشت‏‌های اوستا، یعنی یشت پنجم، به او اختصاص دارد و او «به‏‌عنوان تجسم آسمانی و زمینی آب در جهان‏‌بینی زرتشتی همان مقامی را داراست که امشاس‌پندان خرداد و امرداد».

بسیاری از آتش‌کده‏‌های معروف ایران در آغاز پرستش‌گاه‌‏های ناهید بوده‏‌اند. اما دایره نفوذ این ایزد بانوی اساطیری به‏‌همین‏‌جا محدود نمی‏‌شود. در ادبیات و به‌‏ویژه در شعر فارسی نیز بارها از ناهید (یا زهره) به‏ عنوان نمادی برای موسیقی نام برده می‏‌شود. این بیت زیبای حافظ تن‌ها نمونه‌‏ای از آن است:

زهره سازی خوش نمی‏‌سازد، مگر عودش بسوخت

کس ندارد ذوق مستی، می‌گساران را چه شد؟

«ورثرغنه» (بهرام)

به معناى کشنده‌ى اژدها و پیروزگر، ملقب به درفش‌دار ایزدان، ایزد جنگ و پیروزی است. بنا به روایتى هفتمین امشاس‌پند است زیرا پس از حمله ى اهریمن به گیتى، امشاس‌پندان نتوانستند اهریمن را در بند کنند اما بهرام او را گرفته و به نزد اورمزد آورد، سپس به دستور او اهریمن را معلق در دوزخ آویخت. ورثرغنه یا بهرام وجودی است انتزاعی یا تجسمی از یک اندیشه و تعبیری از یک نیروی پیش‌تاز و غیر قابل مقاومت. بهرام خدای جنگ است، ستیزه‌جو، نیروی فاتح بر ضد شر.

در رتبه و مقام برابر با «سروش» است. هم‌کار ارد‌ی‌بهشت و از ایزدانى است که «ارداویراف» را بعد از گذشتن از «چینوت پل» هم‌راهى می‌کند سنبل گیاه مخصوص اوست. بهرام قابل قیاس با «آن‌هور» در اساطیر مصر و «آرس» در اساطیر یونان و «مارس» در اساطیر روم است. «بهرام یشت»، سرودی در وقف اوست که در آن به سیمایی ده گانه یعنی: باد قوی، گاو نر با گوش‌های زرد و شاخ‌های زرین، اسب سفید با یراق طلایی، شتربارکش تیزدندان که پا برزمین می‌کوبد، گراز تیز دندان که به یک حمله می‌کشد‌، جوانی در سن 15 سالگی، پرنده تیز پروازی که شاید کلاغ باشد، یک قوچ وحشی، یک بز نر جنگی و یا مردی که شمشیر زرین تیغه در دست دارد رخ نمایی می‌کند.

شباهت این شکل‌های بهرام و «تیشتر» که هردو به صورت مرد، گاو نر و اسب در می‌آیند آشکار است. در تصور زرتشتیان هرچیزی در جهان روحانی یا مینوی استعداد آن را دارد که صورتی مادی داشته باشد. و معتقدند که جهان به همین ترتیب به وجود آمد و جهان روحانی صورت مادی به خود گرفت. بهرام ایرانی بر خلاف هم‌تای هندی خود «ایندره» یا هم‌تای ارمنی اش «وهگن» بر غول یا اژدها غلبه نمی‌کند بلکه غلبه او بر شرارت آدمیان و دیوان است و بدکاران و نادرستان را عقوبت می‌کند.

دو تجسم از تجسم‌های بهرام محبوبیت همگانی دارد، یکی تجسم او به شکل پرنده‌ای بزرگ و دیگری به صورت گراز. ایرانیان باستان به پر کلاغ با احساس ترسی آمیخته با خرافات می‌نگریستند و آن را حافظ انسان و آورنده‌ی نیک‌‌بختی و فره می‌پنداشتند. احتمالن کلاغی که در تصاویر مهری بناهای تاریخی رومی هم‌راه «مهر» یا میترا حضور دارد، در اصل نمادی از «خدای پیروزی» (بهرام) برای هم‌راهی و یاری خدای مهر است. زمانی که زرتشت از اهورامزدا می‌پرسد چه کاری انجام دهد تا نفرین او بر دشمنان تاثیر بگذارد، اهورامزدا به او می‌آموزد که پر ورثرغنه را هنگام تجسم به شکل پرنده بگیرد:

«با پر پرنده تو بدنت را پاک می‌کنی، با آن دشمنانت را شکست می‌دهی، اگر  مردی استخوان آن پرنده‌ی‌ قوی را نگه دارد، هیچ کس نمی‌تواند او را شکست داده یا خوش‌بختی را از او بگیرد، پر پرنده به او کمک می‌رساند» (یشت14، 35-6).

جای شگفتی نیست که بهرام به خصوص میان سربازان محبوب بوده باشد و به احتمال سربازان بوده‌اند که آیین نیایش او را به سرزمین‌های دوردست برده‌اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,