Saturday, 18 July 2015
28 September 2021
پس‌نشینی تند

«بهایی برای درست‌کاری»

2012 May 01

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

چند روز پیش رفته‌گری ساده در شهر «بجنورد»، کیفی شامل یک میلیارد تومان پول نقد و مدارک درون آن را به صاحب اصلی‌اش بازگرداند. مالک دارایی‌های گم‌شده در جواب حرکت این کارگر وظیفه‌شناس، مبلغ 200 هزار تومان به او پاداش داده است. حرکت این انسان درست‌کار و واکنش صاحب اموال، موجب آغاز بحث‌ها و اظهارنظرهای گوناگونی در سطح رسانه‌ها و جامعه‌ی ما شد. با کمال شگفتی در بیش‌تر این سخنان و اظهارنظرها، گرچه که در ظاهر امر، حرکت این رفته‌گر مورد ستایش قرار گرفته بود اما در عمل، با به رخ کشیدن میزان این پول و مقایسه‌ و برابر نهادن آن با چیزهایی همانند صد سال حقوق این رفته‌گر زحمت‌کش و یا یک کارگر ساده‌ی دیگر و یا توانایی خرید چندین ماشین لوکس، آپارتمان و یا خانه‌ی ویلایی، در عمل به نوعی به این فرد و یا دیگرانی که ممکن است در آینده در شرایط مشابهی قرار بگیرند این پیغام را می‌رسانند که این میزان پول می‌توانست تا چه اندازه زندگی او، یا امثال او را تحت تاثیر قرار داده و آن را عوض کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

حرکت نادرست و اشتباه دیگر که آگاهانه و یا ناآگاهانه در میانه‌ی این اظهارنظرها دیده می‌شد، به میان آوردن بحث میزان پاداشی است که صاحب اموال به فرد نیکوکار داده و مقایسه‌ی آن با بزرگی عمل نیک اوست. شکی نیست که برای قدردانی از بازگرداندن این میزان پول، پاداش 200 هزار تومانی بسیار ناچیز به نظر می‌رسد اما، سنجیدن این کار خیر و حرکت انسانی با میزان پاداش، این پیام غیرمستقیم را دارد که انجام هر عمل درستی باید به قصد دریافت پاداش مادی متناسب با آن صورت بگیرد. رواج چنین تفکری بسیار شبیه اعتقادات مذهبیونی است که انگیزه و ریشه‌ی انجام اعمال نیک دنیوی را دریافت پاداش آن جهانی‌اش می‌دانند. تصور کنید که اگر قرار باشد روزی در این دنیا هر عملی به قصد و نیت دریافت پاداشش انجام شود چه جهان زشت و کثیفی را پیش روی‌مان خواهیم داشت.

ما ایرانی‌ها، متخصص درهم‌ آمیختن مسایلی هستیم که ارتباط منطقی چندانی با یک‌دیگر ندارند. فقر، تهی‌دستی، زندگی ساده و درآمد پایین این رفته‌گر و میلیون‌ها انسان زحمت‌کش دیگر مانند او در کشورمان، ربطی به عمل نیکوکارانه‌شان ندارد. این دو موضوع مربوط به دو حوزه‌ی متفاوت هستند که اولی به اقتصاد و سیاست و دومی به حوزه‌ی اخلاقیات باز می‌گردد. آیا وضعیت معیشتی و سطح درآمد و رفاه افراد می‌تواند باعث درست‌کاری یا نادرستی آن‌ها شود؟ آیا در بوق و کرنا کردن شغل این رفته‌گر درست‌کار و هزاراها هزار بار تکرار کردن میزان حقوق ماهیانه‌ی پایین‌اش، توهینی به او و دیگر هم‌کاران و کارگران هم‌طبقه‌ی او نیست؟ آیا در حقیقت چنین برخوردی با این ماجرا، به طور غیرمستقیم این پیام را در بر ندارد که بله، این‌که یک کارگر کم‌درآمد پول فراوانی را به صاحبش برگردانده بسیار عجیب است، چراکه انسانی با این سطح از درآمد پایین باید به طور طبیعی آن را می‌دزدید و قاعدتن نباید آن را بازپس می‌داد؟

بعضی وقت‌ها ما اهالی مطبوعات و رسانه، از هر انسان ساده و عامی بی‌مسوولیت‌تر شده و حرف‌ها و سخنان را بر زبان می‌رانیم که بازخوردها و تاثیرات وحشت‌ناکی را در جامعه گذاشته و با کمال تاسف به طور معمول پس از این اظهارنظرها هم، هیچ مسوولیتی را در قبال تاثیر منفی و گسترده‌ی آن‌ها نمی‌پذیریم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۳ Comments


  1. بابك
    1

    من که از نوشته شما سر درنیاوردم جز آنکه تظاهری زیبا و افراطی به تفکیک اقتصاد و سیاست و اخلاق داشته اید که دقتی هم در تناسب این حوزه ها با موضوع رفتار رفتگر شریف و مالباخته بجنوردی نداشته اید. من فقط یک برداشت را از صحبت نامنسجم شما دارم و آن اینکه شما هم اگر روزی خدای ناکرده مثلا یک میلیون تومان از پولهایتان را گم کنید احتمالا با همین استدلال اخلاقی به یابنده و بازگرداننده آن بیش از یک اسکناس گوشه بریده دویست تومانی نخواهید بخشید چرا که جناب فیلسوف اخلاق دان ما سخت به تفکیک حوزه اقتصاد از اخلاق باور دارند!! جناب استاد اجازه دهید مخلص کلام را با شرح روایتی منسوب به حاتم طایی کوتاه کنم که گفته اند زمانی حاتم و ملازمانش در بازگشت از سفری به دیار خود در بیابانی راه خود
    را گم کردند و هر چه جستجو کردند راه را بازنیافتند تا به خانه ای رسیدند و از اهل خانه پناه خواستند. مرد صاحب خانه ایشان را به گرمی پناه داد و برای میهمانان ناخوانده و گرسنه خویش بره ای سربرید و طعامی مناسب برایشان فراهم ساخت و صبح روز بعد هم راه شهر را به ایشان نشان داد و راهی اشان کرد. حاتم چون به شهر خویش رسید دستور داد کاروانی مرکب از گله ای احشام و مقدار فراوانی سکه و طلا روانه خانه همان مرد میزبان بیابان نشین نمایند. وقتی از حاتم در مورد نامتناسب بودن جبران یک شب میزبانی و سر بریدن یک گوسفند با بخشیدن یک گله بزرگ گوسفند و آنهمه سکه و طلا پرسیدند به زیبایی پاسخ داد: آنچه که من امروز مال خود به آن مرد بیابانی می بخشم تنها گوشه ای بسیار کوچک از ثروتم است اما آنچه که میزبان من آن شب به من بخشید شاید همه آن چیزی بود که دراختیار داشت پس او در عنوان بخشنده از من سزاوارتر است! موفق باشید.

  2. 2

    این یادداشت مشابه مطالبی بود که هر روز در روزنامه‌هایی مانند کیهان و رسالت منتشر می‌شود و روی خط جهان‌نیوز و رجانیوز قرار می‌گیرد. نگارنده در گوشه‌ای از دنیا نشسته و مانند حسن عباسی به رخدادها گیر می‌دهد.
    رفتگری شغلی است که مردم احترام و ارزشی برای آن قایل نیستند و بسیاری در جامعه حتی آن را دشنام هم می‌دانند. حال یکی از کارگران شهرداری عملی کاملا شرافت‌مندانه را در کمال صداقت و امانت‌داری انجام داده و متواضعانه از این تصمیم خود دفاع کرده است. پس می‌توان اثبات کرد که شرافت ربطی به شغل و موقعیت اجتماعی و سطح سواد ندارد. آقای ربانی اگر سوار لیموزین نمی‌شد، مشهور نمی‌شد. اگر مشهور نمی‌شد، عمل او دیده نمی‌شد. اگر هم گفته‌اند که آن پول معادل یک قرن حقوق او بوده، توهین نیست. آقای ربانی، ماهانه ۵۰۰ هزار تومان دریافت می‌کند که از حقوق یک خبرنگار بیش‌تر است. چرا نگارنده این یادداشت کوچه در پی کشف توهین و اهانت و هتک حرمت به آقای احمد ربانی است؟ کدام توهین؟ کدام بی‌احترامی؟ فقط و فقط تجلیل و تمجید و تعریف و تشکر و سپاس بوده. انصاف خوب چیزی است. اگر اندکی از آن مانده باشد.


  3. اردوان روزبه
    3

    به نظر من نگارنده با موضوع کاملن با شیوه برداشت شخصی برخورد کرده است. این که بخواهیم بگویم کم است یعنی توهین شده یا این که بگوییم اهل رسانه با موضوع غلط برخورد کرده اند به نظرم کمی شخصی است.
    در هر جای دنیا در برابر هم چنین رخدادی نظر های مختلف مطرح می شود. شاید واقعن کم بوده است .
    شاید نگارنده به موضوع نگاه ایده الیستی دارد اما حقیقت این است که اگر چه این رفتگر شریف اعتراضی نداشته است اما فراموش نباید کرد در دنیای ۱۳۹۱ آدم ها به چیزی بیشتر از اجر معنوی نیاز دارند. نباید گفت فلان قدر درصد از پول را به یابنده باید داد اما باید گفت کسی که یک میلیارد سرمایه اش را کسی برگردانده می تواند برای هم روستایی های او دو مدرسه بسازد یا برای تحصیل فرزندانش همراهی کند .
    شرافت این رفتگر چیزی از مسوولیت آن صاحب مال کم نمی کند. من خرده ای بر کار رسانه ها نمی بینم چرا که موجب نقد از چند سو و طرح دیدگاه های متفاوت می شوند.