Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
پانوراما- بخش نخست

«روند اصلاحات در عصر رضا شاه»

2012 May 04

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

در سال‌های سلطنت رضا شاه، نظامی جدید پی‌ریزی شد که ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران را دگرگون ساخت. اگر دوران قاجار دوران نبود تحرک، نبود پویایی اجتماعی و به‌ویژه اقتصادی بود، مشخصه‌ی سال‌های سلطنت رضاشاه کوشش بی‌صبرانه‌ی او و دولت‌مردانش برای جبران این عقب ‌ماندگی در کوتاه‌ترین زمان بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رضاشاه پس از تحکیم قدرت خود برنامه‌های اصلاحات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را آغاز کرد. وی بیش‌تر نوآوری‌هایی را که در سده‌های گذشته اصلاح‌گرانی چون شاه‌زاده «عباس میرزا»، «امیرکبیر»، «سپه‌سالار»، «ملکم خان» و دموکرات‌های انقلاب مشروطه پیش‌نهاد کرده بودند، ولی اغلب به اجرا درنیامده بودند، به انجام رساند. ایرانی که سلاطین قاجار به جای گذاشته بودند، به طورکامل ورشکسته بود و نهادهای اقتصادی آن ابتدایی بودند. در واقع چیزی به نام اقتصاد وجود نداشت، نه از راه‌آهن خبری بود و نه جاده شوسه‌ی قابل ذکری وجود داشت. رضاخان با شتاب بسیاری در پی دگرگونی ساختار جامعه ایران آن زمان و توسعه کشور بود. وی در کارهایش بی‌امان بود و از کارکنانش انتظارات زیادی داشت.

رضاشاه پس از رسیدن به سلطنت در سال 1305خورشیدی( 1926میلادی)، برای تثبیت اقتدارخویش و کشورش، ایجاد و تقویت پایه‌های حکومت خود را بر دو رکن «ارتش نوین» و «بوروکراسی دولتی» استوار کرد. مدرنیزه کردن ارتش از طریق قانون سربازگیری، تاسیس نیروهای سه گانه، افزایش شمار افراد نیروهای مسلح، بالابردن سطح زندگی افسران ارتش، تاسیس دانش‌کده‌های افسری و فرستادن فارغ التحصیلان ممتاز به آکادمی نظامی «سن‌سیر»  (St. Cyr)در فرانسه انجام گرفت. در دوران حکومت وی، ارتش 10 برابر و بوروکراسی 17 برابر رشد کرد. شمار نفرات ارتش در سال 1300 خورشیدی تن‌ها 22 هزار نفر بود. این تعداد تا سال 1304 به بیش از 40 هزار نفر نیروی منسجم تحت نظارت وزارت جنگ افزایش یافت و تا سال 1320 به بیش از 170 هزار نفر رسید. می توان گفت ارتش نوین در کنار نیروهای ژاندارمری و پلیس و حفظ استقلال کشور و تامین امنیت ملی به یاری آن‌ها، از پیش شرط‌های توسعه محسوب می‌شوند. از سوی دیگر در سال 1300خورشیدی دولت مرکزی تن‌ها عبارت بود از مجموعه‌ی بی نظمی از مستوفیان تقریبن خودمختار، منشی‌ها و صاحب منصبان. اما این مجموعه تا سال 1320خورشیدی تبدیل به 17 وزارت‌خانه‌ی کامل با نود هزار کارمند حقوق بگیر شد. وزارت‌خانه‌های مهمی نظیر داخله، معارف و عدلیه تا سال 1300 خورشیدی در عمل فعالیتی نداشتند. البته این گسترش به واسطه درآمدهای حاصل از چهار منبع مختلف امکان پذیر شد یعنی حق امتیاز استخراج نفت، گردآوری مالیات‌های معوقه، افزایش عوارض گمرکی و وضع مالیات‌های تازه بر کالاهای مصرفی. چنان‌که «میلسپو» خزانه‌دار آمریکایی رضا شاه می‌نویسد: «به دلیل تهدید رضاشاه مبنی بر تصرف املاک اعیان و برجستگان محلی، وی قادر شده بود تا از ملاکین بسیار عمده از جمله «سپه‌دار اعظم» مالیات دریافت کند.» هم‌چنین وی خان‌های بختیاری و «شیخ خزعل» را برای واگذاری سهام نفتی خود به دولت مرکزی تحت فشار قرار داد.

رضاشاه با تاسیس وزارت‌خانه‌های داخله، امور خارجه، عدلیه، مالیه، آموزش، تجارت، پست و تلگراف، کشاورزی و راه و صنعت، سنگ بنای یک بوروکراسی مدرن و اصلاحات اداری کشور را گذاشت، که «ماکس وبر» (جامعه شناس آلمان) آن را یکی از پایه‌های جامعه مدرن برمی‌شمارد.

رضاشاه هم‌چنین ژاندارمری روستایی و پلیس شهری را نیز تقویت کرد. نیروهای مورد نظر وی جای‌گزین نیروهای «یپرم خان» در پلیس تهران و مشاوران سوئدی در ژاندارمری شدند. او حبس‌های کوتاه مدت را جای‌گزین توقیف‌های درازمدت کرد که در ایران کاملن سنتی ناشناخته بود. هم‌چنین دو سازمان امنیتی تشکیل داد: «شهربانی» وابسته به پلیس شهری، و «رکن دوم» وابسته به ارتش که از «اداره دوم» فرانسه الگو برداری شده بود.

رضاشاه با تاسیس وزارت‌خانه‌های داخله، امور خارجه، عدلیه، مالیه، آموزش، تجارت، پست و تلگراف، کشاورزی و راه و صنعت، سنگ بنای یک بوروکراسی مدرن و اصلاحات اداری کشور را گذاشت، که «ماکس وبر» (جامعه شناس آلمان) آن را یکی از پایه‌های جامعه مدرن برمی‌شمارد. وزارت داخله که بر پلیس، اداره امور داخلی، خدمات پزشکی، انتخابات و سربازگیری نظارت داشت، به طورکامل بازسازی شد. این وزارت‌خانه در چارچوپ نظم جدید، اداره‌ی 11 استان، 49 شهرستان و تعداد زیادی بخش و دهستان را به عهده گرفت. استان‌ها توسط استان‌داران، شهرستان‌ها توسط فرمان‌دار، بخش‌ها توسط بخش‌دار و برخی دهستان‌ها توسط شوراهای ویژه انتصابی وزارت داخله اداره می‌شد. برای نخستین‌بار در تاریخ معاصر ایران، دولت مرکزی به استان‌ها، شهرستان‌ها و حتا برخی روستاهای بزرگ دست‌رسی یافت. برای اولین بار با تاسیس اداره ثبت و احوال، مردم و املاک شکلی حقوقی نیز گرفتند. با ثبت املاک و زمین‌ها به عنوان سند رسمی، شکل دیگری از بهره‌وری از املاک به جز استفاده مادی از آن‌ها (زراعت، اجاره املاک و ساختمان‌ها و غیره) میسر شد و آن ارایه سند به عنوان وثیقه به یک بانک برای دریافت وام و از این طریق دست‌یابی به سرمایه مورد نیاز برای بالا بردن تولید و انباشت ثروت بود. این اصلاح بنیادی گامی بزرگ به جلو بود، زیرا از این زمان به بعد، نه فقط انسان‌ها، بلکه ثروت و دارایی مردم نیز شکلی حقوقی گرفتند و مالکیت به شکل سند حقوقی در جامعه مرسوم شد، نکته‌ای که یکی از مشخصه‌های جوامع مدرن در تمایز با جوامع ابتدایی می‌باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,