Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
رازهای زنانه- قسمت سی‌‌وسوم

«باغیرت‌ها نخوانند»

2012 May 05

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

خشونت روانی از آن دسته موضوعات مورد علاقه‌ی من است که هر چه بیش‌تر نگاه می‌کنم، مصداق‌های بیش‌تری از آن در اطرافم می‌بینم. فکر می‌‌کنم ما چنان درگیر این نوع خشونتیم که گاهی اصلن خشن بودن آن را احساس نمی‌کنیم و جزو روال عادی زندگی‌مان شده است. حتا برای خیلی از زن‌ها، خشونت‌های روانی معنای مقدسی هم پیدا کرده و هم‌نوا با ادبیات مردسالار جامعه، خوشان هم بر طبل خشونت می‌کوبند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مصادیق خشونت روانی بسیار گسترده است: بی‌توجهی، خیانت، بی‌احترامی، بی‌مسوولیتی، کنترل ارتباطات اعم از موبایل، تلفن، ای‌میل و ..، ممانعت از دیدار دوستان و فامیل، ممانعت از خروج از منزل و بسیاری موارد دیگر. بسیاری از ما با این خشونت‌ها بزرگ شده‌ایم و آن‌قدر به آن‌ها خو گرفته‌ایم که مصداق خشونت‌شان نمی‌دانیم.

اما یک نمونه از خشونت روانی که از قضا در جامعه‌ی ایرانی تقدیس می‌شود، «غیرت‌ورزی مردان» است. واژه‌ی غیرت چنان بار معنایی خاصی در زبان فارسی دارد که آن را به هر رفتار شجاعانه‌ای نسبت می‌دهند و غیر از رابطه‌ی زنان و مردان، در توصیف حرکت‌های ورزشی و ملی و میهنی هم به کارش می‌برند. برای تعمیم دادن این واژه به رفتارهای مقدس، آن‌قدر اغراق شده است که حالا حتا وقتی یک فوتبالیست گل می‌زند هم آن را می‌گذارند به پای غیرتش و لابد کسانی که نمی‌توانند گل بزنند، بی‌غیرت‌اند!

با این حال، کدام زنی است که قربانی غیرت مردانه نشده باشد؟ در فرهنگ ایرانی، غیرت مرد اجازه نمی‌دهد که زنش، مادرش، دخترش خیلی کارها را بکند و البته این خیلی کارها، دایره‌ی وسیعی از رفتارهای انسانی را در بر می‌گیرد: جواب تلفن را دادن، نگاه کردن زن به دیگران در کوچه و خیابان، نگاه کردن دیگران در محیط‌های عمومی به زن، شکل و شیوه‌ی لباس پوشیدن زنان و انتخاب شغل و رشته‌ی تحصیلی و … به این معنا که هر تصمیمی در حوزه‌ی شخصی و اجتماعی زن، می‌تواند غیرت مرد را به جوش بیاورد و به جوش آمدن غیرت همانا و برخوردهای خشن و دست زدن به واکنش‌های فیزیکی و روانی همانا. فرهنگ غیرت‌مدار ایرانی، که زن را ابژه می‌بیند، نه فقط برای مردان نزدیک به او، که برای همه‌ی مردان این حق را قایل است که برای برخورد با او دست به عمل بزنند و از این لحاظ، مردان ایرانی، نسبت به همه‌ی زنان ایرانی غیرت دارند و همه را خواهر و مادر خود حساب می‌کنند تا در پوشش این غیرت، رفتارهای خشن خود را توجیه کنند و جالب این‌که زنان هم به مرور پذیرفته‌اند که این غیرت به نفع‌شان است و بسیاری از خشونت‌ها را چون برآمده از غیرت است، می‌پذیرند و حتا در دل از آن راضی‌اند.

غیرت و غیرت‌بازی، در کنار مفاهیمی مثل ناموس، حجم خشونت را در جامعه چنان بالا می‌برند که روان‌شناسان و جرم‌شناسان، به شکل رسمی آن را یکی از دلایل عمده‌ی بروز قتل در خانواده‌ اعلام می‌کنند

غیرت و غیرت‌بازی، در کنار مفاهیمی مثل ناموس، حجم خشونت را در جامعه چنان بالا می‌برند که روان‌شناسان و جرم‌شناسان، به شکل رسمی آن را یکی از دلایل عمده‌ی بروز قتل در خانواده‌ اعلام می‌کنند. خیلی‌ها به نام «غیرت» دست به خشونت می‌زنند و اسمش را می‌گذارند تعصب و به این ترتیب نه فقط زنان، که بقیه‌ی افراد جامعه هم می‌شوند مقتول اقامه‌کنندگان خصلت ناموس‌پرستی و غیرت‌مندی. جالب این‌که بسیاری از این غیرت‌مندان، تنها بر اساس سو‌ظن دست به جنایت می‌زنند و سو‌ظن که یک بیماری روانی است، ملاک تصمیم‌گیری مردان در فرهنگ مردسالار غیرت‌مدار است.

این دایره آن‌قدر گشاد است که زنان و مردان همه با هم در ‌آن مشغول چرخیدن‌اند. همه با هم به جک‌های برآمده از فرهنگ غیرت‌پسند می‌خندند و هرجا مردی از یک قومیت ایرانی- مثلن رشتی‌ها- مثل بقیه چاقو نکشید و عربده برنیاورد، موضوعی برای سرزنش و تحقیر می‌شود. فرهنگ عمومی، برای ما این انتظار را ایجاد کرده که مرد غیرت‌مند سریع خشونت بورزد، پس اگر این کار را نکند، خنده‌دار است.

راز زنانه‌ی امروز را نویسنده‌ی وبلاگ زن و رهایی می‌نویسد: «چند دختر وقتی پدرشان از آن‌ها می‌پرسد «کجا بودی» یا «با کی حرف می‌زدی» می‌دانند موضوع خشونت واقع شده‌اند؟ این دختران به این حساسیت‌های پدرانه عادت کرده‌اند. این‌ها را طبیعی و از خصوصیات پدرانه می‌دانند. این دختران بعد از ازدواج هم به شکلی کاملن طبیعی از حساسیت‌های همسران‌شان مبنی بر این‌که بدون هماهنگی و اجازه از خانه خارج نشوند، ادامه‌ی تحصیل ندهند یا با دوستان و اقوام رفت و آمد نکنند، صحبت می‌کنند و آن را نشانه‌ی توجه همسران‌شان می‌دانند. می‌خواهم بگویم آن‌چه در ذهن تمامی ما آن‌قدر ریشه دارد که آن را طبیعی می‌دانیم یعنی «غیرت»، یکی از مصادیق بارز خشونت است. غیرت قطعن جزو طبیعت مردانه نیست که اگر بود، باید در میان مردان کشورهای پیش‌رفته هم وجود می‌داشت. پس اگر قوانین پیش‌رفته‌ی آن کشورها موفق به کنترل حسادت شدید و احساس مالکیت مردان شده است، حتمن اگر ما هم بخواهیم می‌توانیم با آن مقابله کنیم.

به غیرت‌مندی همسران و پدران و برادران‌مان افتخار نکنیم. آن را امتیاز ندانیم و بدانیم احساس خشم، غم، یا نگرانی که پس از مواجهه با غیرت‌مندی مردان اطراف‌مان دچارش می‌شویم، به دلیل این است که قربانی خشونت شده‌ایم، هرچند که این خشونت جسمی نباشد. باور کنیم زخم‌های خشونت روانی بسیار دیرتر از خشونت‌های جسمی درمان می‌شوند و تازه بعد از درمان هم همیشه با ما می‌مانند.

اولین قدم برای مبارزه با خشونت این است که مصادیق آن را بشناسیم، به آن عادت نکنیم و خواهان تغییرش باشیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,