Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
هفت‌سنگ

«بازی و دختر-‌پسری»

2012 May 06

رضا حاجی‌حسینی/ رادیو کوچه

کارشناسان و اهل فن، معمولن خانواده را تاثیر‌‌گذارترین نهاد در اجتماعی‌کردن کودکان می‌دانند. یکی از ابزارهای کار‌‌آمد در راه این اجتماعی کردن، بازی است. کودکان از طریق بازی، توانایی‌های مختلف خود از جمله تعامل با هم‌سالان را یاد می‌گیرند و تقویت می‌کنند. هنگام ورود کودک به مدرسه، نقش مدرسه در اجتماعی کردن او پررنگ‌تر می‌شود و محیط و مجموعه‌ی هم‌سالان، تاثیر عمیقی بر ذهن و روان او می‌گذارند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما بازی‌ها و اسباب‌بازی‌هایی که بچه‌های امروز با آن‌ها اجتماعی و سرگرم می‌شوند با آن‌چه ما در گذشته با آن‌ها سر و کله می‌زدیم، کاملن متفاوت است. تفریح و بازی ما هم با نسل‌های قبل‌تر از خودمان متفاوت بود و بر همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که تعریف اجتماعی بودن هم از نسلی به نسل دیگر تغییر می‌کند. به این معنا که اگر اجتماعی بودن تا دو دهه قبل یک چیز بوده، احتمالن در حال حاضر چیز دیگری است و باز بر همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که اگر کسی دو دهه‌ی پیش بر اساس تعاریف، آدمی اجتماعی به‌شمار می‌آمده، ممکن است امروز دیگر موجودی اجتماعی دانسته نشود. به‌همین دلیل پدر و مادرها برای آن‌که بتوانند فرزندان‌شان را بر اساس تعریف زمانه‌ی خودشان اجتماعی بار بیاورند، لازم است علاوه بر بازی‌های نسل خود، بازی‌های روزگار کودک‌شان را هم یاد بگیرند تا او را برای زمانه‌ی خودش تربیت کنند. به‌همین دلیل بعضی «قدیمی‌ها» می‌گویند که بچه بزرگ کردن مثل دوباره بزرگ شدن است چون باید هم‌پای کودک راه بیفتی، بدوی، بازی کنی، درس بخوانی و …

با استناد به آن‌چه آمد، می‌توان گفت خانواده می‌تواند آگاهانه یا حتا نا‌آگاهانه، به رفتارهای اجتماعی و حرکتی کودکان شکل بدهد. این رفتارها معمولن به‌میزان زیادی تحت تاثیر خانواده، پدر و مادر و فرهنگ حاکم بر جو خانواده است. به‌عنوان مثال، نتیجه‌ی یک تحقیق در آمریکا نشان داده‌است که کودکان در خانواده‌های سیاه‌پوست که آزادی عمل بیش‌تری برای بچه‌ها فراهم می‌کنند، مهارت‌های حرکتی رشد یافته‌تر و به‌تری نسبت به کودکان خانواده‌های اقتدارگرای سفیدپوست دارند.

تا این‌جای ماجرا بیش‌تر صحبت از بازی‌های فردی یا هم‌بازی شدن با بچه‌هاست. اجتماعی شدن اما هم‌راه است با شکل‌گیری حس استقلال‌طلبی در افراد. به همین دلیل هم گروه هم‌سالان شکل می‌گیرد. به بیان ساده از این زمان به بعد، بچه تا مدت‌ها پدر و مادرش را تحویل نمی‌گیرد و نظرات آن‌ها را به چیزی حساب نمی‌کند. این نکته را هم کارشناسان و هم تجربه‌ی فردی خود ما تایید می‌کنند که تاثیر گروه هم‌سالان معمولن بسیار قوی است و نقش آن حتا از خانواده و معلم‌ها هم پر‌رنگ‌تر می‌شود. بچه که حالا نوجوان شده‌است برای قبول شدن و محبوب بودن در گروه، هنجارهای گروه را می‌پذیرد و از آن‌ها پیروی می‌کند که همین مسئله ممکن است باعث کشمکش او با خانواده شود. در این دوره، آدمی که از نظر توانایی‌های اجتماعی رشد مناسبی داشته، به فعالیت‌های گروهی سازمان‌یافته علاقه‌ی بیش‌تری نشان می‌دهد.

خانواده می‌تواند آگاهانه یا حتا نا‌آگاهانه، به رفتارهای اجتماعی و حرکتی کودکان شکل بدهد

این ماجرا در بازی‌ها و سرگرمی‌های مورد علاقه‌ی نو‌جوان‌ها نیز بروز و ظهور دارد. شما هم اگر نوجوانی‌تان را مرور کنید، احتمالن یاد‌تان می‌آید که علاقه‌ی زیادی برای شرکت در تیم‌ها نشان می‌داده‌اید، گر‌‌چه به احتمال زیاد نمی‌دانسته‌اید که مشارکت در بازی‌های تیمی با نقش‌پذیری، مسوولیت‌پذیری، تجربه‌ی احساس‌های گوناگون پیروزی، شکست، خجالت، اضطراب، تواضع و… هم‌راه است. نوجوان‌هایی که با هدف‌های گروه هم‌راهی بیش‌تری نشان بدهند تایید گروه را کسب می‌کنند و کسانی که نقش خود را خوب ایفا نکنند، از گروه طرد می‌شوند. فعالیت‌های تیمی در قالب بازی، به‌نوعی تمرین شرایط و نقش‌های زندگی واقعی است. نقش‌هایی که بر‌آمده از هنجارها و انتظاری است که اجتماع از آن‌ها دارد.

انتظارهایی که اجتماع از نقش مرد و زن دارد، بر نوع بازی‌ها و میزان فعالیت‌های کودکان، به‌خصوص فعالیت‌های بدنی آن‌ها تاثیر می‌گذارد. به‌همین دلیل بر مبنای باورهای جامعه‌ی ایرانی، زن‌ها به‌دلیل ظریف و شکننده بودن، نمی‌توانند در بازی‌های ورزشی شرکت کنند و حتا هستند کسانی که فعالیت‌های ورزشی را برای زنان مضر و آسیب‌رسان می‌دانند. این عده فکر می‌کنند که بازی‌ ممکن است روی توانایی زایش زن‌ها اثر منفی بگذارد و در نهایت جذابیت زن را در مقابل جنس مذکر کم کند.

به این جمله‌ها توجه کنید:

«یکی دیگر از مشکلات پیش روی زنان برای شرکت در بازی‌ها و مسابقات ورزشی، مردانه بودن بسیاری از ورزش‌ها‌ست. این بازی‌ها، نقش‌های مردانه مانند برتری‌جویی، قدرت‌طلبی، خشونت و… را تقویت می‌کنند که با نقش‌های اجتماعی زنانه در تعارض است.»

این، بخشی از یک گزارش درباره‌ی بازی‌ها و تاثیر آن‌ها بر آینده‌ی کودکان است که با ادبیات و روی‌کردی مرد‌سالارانه تنظیم شده‌است. به‌نظر می‌رسد یکی از نکته‌هایی که برای اجتماعی شدن کودکان در آینده ضروری و لازم است، اصلاح این روی‌کرد و از بین بردن نگاه جنسیتی در بازی‌هاست. اتفاقی که اگر بیفتد، می‌تواند آینده‌ای به‌تر را برای تمام فرزندان زمین فراهم کند. آینده‌ای که در آن یک جنس ضعیف و شکننده و جنس دیگر، قوی و درنده نخواهد بود. این پتانسیل بازی‌ها گویا تا به‌حال مغفول مانده‌است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,