Saturday, 18 July 2015
25 September 2021

«مطالبات مردم ایران در مسلخ‌گاه فراموشی دیپلماسی غرب»

2012 May 08

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

مهران امیراحمدی

منبع: قلم روز

‌میهمان برنامه «به عبارت دیگر» در شبکه بی‌بی‌‌سی فارسی‌ در حالی‌که یک تن قند در دلش آب گشته بود از موفقیت مذاکرات هسته‌ای بین جمهوری اسلامی  و قدرت‌های جهانی خبر می‌داد و با حسی که رضایت از آن فوران می‌کرد اذعان داشت: «در صورت موفقیت کامل مذاکرات هسته‌ای‌، غرب مشوق‌های غیر‌قابل انتظاری در پیش روی جمهوری اسلامی خواهد گذاشت.»

جای تعجب نیست او مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا‌ست نه مردم ایران! این روزها دل‌خوشی چندش‌آور میهمانان شبکه‌های پر مخاطب فارسی زبان‌، از این روی‌کرد ریاکارانه، قلب هر ایرانی درمندی را می‌آزارد. گویا همه وهمه از غربی‌ها  گرفته تا‌ برخی دیگر از ایرانیان خارج از کشور! آن قدر ذوق‌زده گشته‌اند که  بی‌هیچ پروایی،‌ نمی‌توانند شادمانی خویش  را‌ از این روی‌کرد، حداقل درانظار عمومی پنهان کنند. گویا ایشان سمپاتی عجیبی به حفظ منافع استراتژیک غرب دارند تا مطالبات سی‌و‌اند ساله  مردم ایران! این در حالی است که احمد شهید گزارش‌گر ویژه حقوق بشر در مسایل ایران همین ماه قبل، با چشمانی تیزبین ‌شیطنت بدنی دو بازیکن فوتبال را  با آب و تا ب در گزارش ناقص خویش گزارش می‌کند‌ ولی هزاران اعدامی دهه شصت و مصیبت‌هایی که در آن دوران بر مردم ایران رفته را اصلن ندیده و هم‌چون کوری عصا کش و متکی بر برخی کوتوله‌های شهرت‌طلب از کنار این نسل‌کشی  مذبو‌حانه می‌گذرد. (‌رجوع کنید به نامه رضا معینی به احمد شهید) خب شاید‌ بر احمد شهید نتوان بیش از این خرده گرفت چراکه او نماینده سازمان دول است نه سازمان ملل‌!

به‌راستی همه دولت‌های عضو در سازمان ملل هم‌چون جمهوری اسلامی‌! نماینده واقعی ملت‌شان هستند؟ باری باز هم جای تعجب نیست چرا که هیچ‌گاه رییس جمهوری اسبق برزیل‌ برای جلوگیری از اعدام فرزاد کمانگر (‌به تعبیر برخی ماهی سیاه کوچولوی صمد) هیچ بیانیه‌ای نداد و شاید اصلن اسم او را تاکنون شنیده نباشد و یا همسر گرامی‌ سارکوزی نیز هیچ‌گاه از او یادی نکرد ولی تا دلتان بخواهد سکینه آشتیانی …و شهلا جاهد حمایت ‌جامعه جهانی، حتا بزرگان عرصه سیاست بین‌الملل‌ را با خود هم‌راه داشتند. تعجب نکنید عایق‌های صوتی یعنی شهرت‌طلبان نان به نرخ روزخور، هیچ‌گاه نمی‌گذارند  تا  به سادگی صدای واقعی ملت ایران در سطح جهان پخش گردد و هم‌چنان در صدد مطرح کردن  تمایلات فرعی به جای مطالبات‌ اصلی مردم ایران هستند. جای شکرش باقی است که خانم عبادی برنده صلح نوبل  در اقدامی غیر‌منتظره‌! ولی به‌جا از نادیده گرفتن حقوق بشر در طول مذاکرات هسته‌ای دست به گلایه گشودند. دست مریزاد خانم عبادی! در تعجبم که چرا تعریف با‌نوی صلح! از حقوق بشر هیچ‌گاه در مختصات دهه شصت نمی‌گنجد.

تمام این وقایع نه تنها عجیب نیست بلکه ‌در سطح روابط بین‌الملل بسیار معمول است. کدام وجدان آگاهی است که نداند جمهوری اسلامی محصول  ناقص‌الخلقه‌ای است که از رحم ناپاک جنگ سرد در دهه 70 میلادی متولد گشت؟ آن‌قدر اسناد و مدارک مستند در  این باره وجود دارد که خوش‌بین‌ترین آدم‌ها با مطالعه بی‌طرفانه این اسناد در حیرت فرو خواهند رفت که چگونه انقلاب مردم ایران به سوی یک جریان واپس‌گرایانه هدایت گشت. قطعن تداوم این روی‌کرد ریاکارانه هنوز که هنوز است بر دوش مردم ایران سنگینی خواهد کرد و جمهوری اسلامی با فراغ بال دریافته که چطور برای بقا و ماندگاری باید بار دیگر به بازی چندش‌آور قدرت‌های جهانی تن دهد. و اما این مقدمه را از این جهت بیان کردم که یاد آور شوم‌: مگر تحت همین فشارها‌ی اخیر نبود که حاکمان ایرانی از خط قرمز خویش یعنی انرژی هسته‌ای در حال گذر هستند تا بقای خویش را تضمین نمایند؟

به‌راستی چه می‌شد که همین فشارها برای  تحقق مطالبات سی‌واند ساله مردم ایران اعمال می‌گشت؟ آیا فشار  برای دست‌یابی مردم ایران به مطالبات خویش که مبتنی بر استانداردهای‌ حقوق بشری است‌، از مشروعیت بیش‌تری برای مطرح شدن در سطح جهانی، نسبت به توقف غنی‌سازی اورانیوم، برخوردار نبود؟!  افزون بر آن کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در این شرایط، خود نمایان‌گر این واقعیت است که می‌توان امتیازهای دیگری که به مناسبات سیاست داخلی کشور مربوط می‌گردد‌، به‌دست آورد‌. اما گویا این بازی ادامه دارد‌ و قدرت‌های جهانی و برخی کوتوله‌های نان به نرخ روز که به خوبی رگ خواب غربی‌ها را برای تداوم  روند شهرت‌طلبی خویش فهمیده‌اند، مردم ایران را هم‌چنان بسان موش‌های آزمایش‌گاهی در بسط مناسبات ژئوپولیتیکی خاورمایانه در قربان‌گاه جمهوری اسلامی به بازی گرفته ‌و به مسلخی دیگر هدایت می‌کنند‌‌. هنوز یادمان نرفته که کارتر رییس جمهوری اسبق آمریکا به صراحت گفت‌: «ما انتظار داشتیم خمینی یک گاندی دیگر شود.»

نه خیر آقای کارتر شما اصلن  نمی‌خواستید‌ تا یک گاندی دیگر در خاورمیانه ظهور کند‌، شما همان خمینی با همان مختصات واقعی خودش را می‌خواستید تا با ترویج پوپولیسم مذهبی مانع از گسترش کمونسیم در منطقه گردد و فرزندان‌تان هم هنوز بر سیاست‌های جناب‌عالی به عنوان یک وحدت رویه‌ دایمی می‌نگرند.

باری‌! غرب این بار نیز از مطالبات مردم ایران  خواهد گذشت و نشان خواهد داد که حقوق بشر تنها تا آن جایی قابلیت مطرح شدن را دارد که  منافع‌شان تامین گردد در غیر این‌صورت مصائب و رنج‌های بی‌شمار ایرانیان هیچ‌گاه در مختصات ذهنی و عینی ایشان نمی‌گنجد.

و اما حرف آخر:

اگر بعد‌ها خامنه‌ای و یا احمدی‌نژاد را در قالب برنده جایزه صلح نوبل دیدید چندان تعجب نکنید‌! به قولی: «در سیاست هیچ چیز عجیب نسیت!» بنابراین مردم ایران باید بیش از پیش بر استعداد‌های خویش درجهت برهم زدن معادلات سیاسی حاکم بر ایران تاکید ورزند  چرا که از این امام زاده‌ها‌ و کوتوله‌های نان‌به‌روز خور و شهرت‌طلب، هیچ شفایی بر ملت ایران مترتب نیست!

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,