Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
دایره‌ی شکسته

«سرگردانی‌های دیروز و امروز»

2012 May 08

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

روند زندگی ما تنها حکایت‌های ثابتی نیستند، بلکه دایم مورد بازبینی و ارزش‌یابی قرار می‌گیرند. ما گاهی خود را در بازه‌های مختلف زمانی خواسته و ناخواسته تکرار می‌کنیم و در حالی‌که تلاش می‌کنیم برای خودمان و حتا گاهی دیگران توضیح دهیم که چگونه این تبدیل در ما صورت گرفته است و به فردی که اینک هستیم مبدل شده‌ایم و این‌گونه ریسه‌های علیت وجودی‌مان را می‌بافیم. وقتی به سرگذشت خودمان از دیروز تا امروز فکر می‌کنیم روش‌هایی که در گذشته تجربه کردیم تا به این‌جا رسیده‌ایم بیش‌ترین تاثیر را در زندگی اکنون ما دارند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گذشته‌های‌مان، ما را به آدمی که امروز هستیم ارتباط می‌دهند و بدون شک آن‌ها ما را شکل داده‌اند و اگر بخواهیم این راه طولانی را که تا به امروز پیموده‌ایم مورد بررسی قرار بدهیم تا بتوانیم تحلیلی صادقانه و بی‌طرف از خودمان ارایه دهیم، نباید به دینی که گذشته‌ها در ساختن و پرداختن ما داشته‌اند بی‌اهمیت باشیم. واقعیت این است که در گذشته‌ی هر یک از ما حوادث و اتفاقات گوناگونی وجود دارند که مانند صحنه‌های یک فیلم برای‌مان تکرار شونده هستند. منتها مسئله‌ی مهم این موضوع است که این حوادث نیستند که در خاطرات ما حضور دارند بلکه معانی که هر یک از این حادثه‌ها برای فرد دارند جای‌گاه متفاوتی را در اشخاص متفاوت شامل می‌شود. هر یک از ما به آن اندازه روانشناسی خودیار داریم که بتوانیم گذشته را به نشانه‌های فعلی شخصیت خود ارتباط دهیم و تاثیرات آن‌ها را در اکنون خود تعریف کنیم. گاهی که به اتفاقات زندگی خود نگاه می‌کنیم، این هراس در ما به‌وجود می‌آید که اعمال و احساسات امروز ما با توجه به گذشته‌ای که داشتیم به طور کامل از اراده و اختیارمان خارج بوده است و حتا گاهی پدر و مادر خود را در این روندی که اکنون طی می‌کنیم مورد سرزنش قرار می‌دهیم، از به‌وجود آوردن ما تا شیوه‌ای که برای تربیت و زیست ما انتخاب کرده‌اند. اما واقعیت این است که در تمام این اتفاقات و تمام گذشته‌های ما تصمیماتی که در هر لحظه‌ی خاص گرفته‌ایم بودگی اکنون ما را مرزبندی می‌کند و این اراده‌ی معطوف به تفکر ما در همان لحظه‌ی خاص بوده است که مایی که اکنون هستیم ساخته شده است.

شاید برای هریک از ما این لحظات پیش آمده باشد که در موقعیتی قرار بگیریم که مجبور باشیم درباره‌ی مشکلات‌مان و کارهایی که از گذشته تا به حال کرده‌ایم صحبت کنیم، کارهایی که کرده‌ایم و در آن‌ها موفق نشده‌ایم، شکست‌هایی که خورده‌ایم و تصمیمات اشتباهی که در لحظاتی حساس گرفته‌ایم و شکست حاصل از آن تصمیم هم‌چون جریانی ناخوشایند در بطن زندگی ما همیشه در جریان است و آرام ولی دست و پاگیر هم‌راه ماست. وقتی حال‌مان بد است بیش‌تر به این موقعیت‌ها فکر می‌کنیم و همیشه هم در وجود خودمان به دنبال تمام دلایل می‌گردیم که خود را از پذیرش و گردن گرفتن اشتباهات مبرا کنیم ولی در نهایت همیشه باید بپذیریم که ما خودمان مسوول بیش‌تر اتفاقاتی هستیم که برای‌مان می‌افتد.

همه‌ی ما در مواجهه با این بخش زندگی و برای سرپوش گذاشتن همیشه مرزهایی را که در این اشتباهات خلط شده‌اند را مطرح می‌کنیم. بیش‌تر اوقات با خود فکر می‌کنیم حوادث و ضایعاتی که به سر ما آمده است و آن‌ها را تحمل کرده‌ایم مسایلی بوده است که کاری درباره‌ی آن‌ها از دست ما ساخته نبوده است. خانواده‌هایی که در آن‌ها متولد شده‌ایم، رفتارهایی که در کودکی در خانواده یا اجتماع با ما شده و بسیاری دلایل از این دست و واقعیت این است که نشان دادن و بزرگ‌نمایی این دلایل کار چندان پیچیده‌ای نیست. ولی در نهایت ما با این واقعیت روبه‌رو می‌شویم که برخی جهالت‌ها در زندگی ما خلل‌ناپذیرند. ما ممکن است به قدری اسیر برداشت‌های یک‌سویه از خودمان باشیم که چگونگی کارکرد امور و تمام شواهد درباره‌ی خودمان را مسوول اکنون خود بدانیم. همه‌ی ما گذشته‌ای داشته‌ایم و اجبارهایی در گذشته تا به امروز که به این‌جا رسیده‌ایم، مشکلات و جبرهایی که واقعن در آن‌ها مسوولیتی متوجه ما نبوده و مسایلی و تصمیماتی که مسوولیت آن‌ها تمامن با ما بوده است. ولی واقعیت این است که چسبیدن مطلق به گذشته از رفتن ما به سمت آینده جلوگیری می‌کند. تجربیات زندگی، تعصبات آن و مهم‌تر از همه‌ی این‌ها فلسفه‌ی تغییر است که زندگی ما را بنا می‌کند. هر تغییری مستلزم این مسئله است که ممکن است چیزهایی را از دست بدهیم ولی اگر جای‌گاهی که گذشته در وجود ما دارد مانند دژی دست‌نیافتنی باشد، تمام آینده تحت‌الشعاع این رفتار ما قرار خواهد گرفت، رفتاری که ممکن است ما مسوول آن باشیم ولی در آینده‌های دور، گذشته‌ای باشد که بازهم بخواهیم از آن فرار کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,