Saturday, 18 July 2015
18 September 2021
توسط یکی از مراجع تقلید

«صدور حکم ارتداد شاهین نجفی»

2012 May 11

امید صالحی

 

امروز خبری توجه مرا به خود جلب کرد که البته دیر زمانی بود انتظارش را داشتم: «صدور حکم ارتداد شاهین نجفی، رپر ایرانی توسط یکی از مراجع تقلید (آیت اله صافی گلپایگانی).» گفته می‌شود این فتوا در واکنش به ترانه‌ای از شاهین نجفی با عنوان «آی نقی» صادر شده است که از سوی برخی به عنوان توهین به علی‌النقی، امام دهم شیعیان تلقی گردیده است.

شاهین نجفی، خواننده‌ی 31 ساله‌ی موسیقی رپ ایرانی پس از ممنوع شدن کارهایش در ایران به آلمان پناهنده شد و در آن‌جا گروهی را با عنوان «اینان» تاسیس کرد. وی بعدن در قالب گروهی به نام «تپش 2012» به خواندن ترانه‌های سیاسی پرداخت که غالبن تفکرات سنتی و ساختارهای عرفی زبان ترانه‌های فارسی را به چالش می‌گرفت و می‌گیرد.

پس از این مقدمه‌ی نسبتن کوتاه اکنون در حد توان خود به تحلیل این حکم و برایندهای محتمل آن می‌پردازم.

بر کسی پوشیده نیست که مراجع تقلید شیعه در ایران، خاصه پس از مرگ آیت اله خمینی به طور روزافزونی خواسته یا ناخواسته به جیره‌خواران جمهوری اسلامی بدل شده‌اند و این امر تا حدی معلول تلاش خود جمهوری اسلامی برای مسخ حوزه‌های علمیه و تا حدی نیز معلول ویژگی‌ها و صفات ذاتی برخی از این مراجع است. اینان سال‌ها است با بهانه کردن مفاهیمی هم‌چون «تقیه» و «مصلحت امت اسلامی» سعی کرده‌اند سکوت مذبوحانه‌ی خود در برابر بی‌اخلاقی‌ها و موارد آشکار نقض حقوق انسانی توسط نظام حاکم را به نحوی از انحا توجیه نمایند. حکومت نیز این خوش خدمتی را بی‌پاسخ نگذاشته و در برخی موارد اقدام به اعطای امتیازات اقتصادی کلانی به برخی از این جماعت کرده تا بدین وسیله بتواند از به اصطلاح اعتبار اینان در نزد عامه مردم برای مشروعیت بخشی به ادامه‌ی سلطه‌ی خود بر این سرزمین استفاده کند.

علاوه بر این، آقای خمینی با صدور فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده کتاب «آیات شیطانی» نوعی چراغ سبز را به هم مسلکان خود نشان داده است تا هر گاه از بحث منطقی و علمی با صاحبان آرای متفاوت و یا حتا درک درست سخن آنان باز ماندند به حذف فیزیکی آن‌ها اقدام نمایند و البته این ناتوانی خود از ارایه‌ی پاسخ‌های منطقی به شبهات موجود در دین اسلام را هم تحت لوای خوش آب و رنگ دفاع از دین خدا در برابر ملحدین پنهان کنند.

با توجه به مجموعه‌ی دو عامل فوق، یعنی وابستگی مفرط حوزه و نهاد مرجعیت به حکومت از یک سو و نیز عدم التزام نظام حاکم و نیز بسیاری از مراجع حکومتی به قواعد مباحثات منطقی، صدور حکم ارتداد کسانی هم‌چون شاهین نجفی چندان دور از ذهن نیست. اما آن‌چه به باور نگارنده از اهمیت خاصی برخوردار است برایند صدور چنین فتوایی برای جمهوری اسلامی و نهاد مرجعیت شیعه است.

به باور نگارنده، صدور این حکم بیش از هر چیز نشان‌گر این حقیقت روشن است که تفکر مذهبی به طور اعم و گونه‌ی شیعی آن به طور اخص، با همه‌ی تظاهری که به سازگاری با عقل و منطق دارد، در ستیز کامل با خرد انسانی قرار دارد و مباحثی هم‌چون تفکیک میان گزاره‌های علمی و دینی نیز تنها مغلطه‌ای استادانه برای سرپوش نهادن بر این نقیصه‌ی جدی است.

جدای از این نکته، مجموع دو عامل فوق‌الذکر به خودی خود باعث مشروعیت‌زدایی هرچه بیش‌تر از مرجعیت سفارشی و حامیان آن خواهد شد. به علاوه، صدور چنین حکمی منطقن مرجعیت شیعه (حداقل آن دسته از مراجعی را که از این حکم حمایت کنند) و نیز نظام حاکم را در برابر دو گزینه‌ی نامطلوب قرار خواهد داد. بر فرض اجرای چنین حکمی توسط یکی از پیروان این مراجع، محکومیت آن در سطح جهانی امری محتوم خواهد بود. عدم اجرای این حکم نیز که سناریوی محتمل‌تری به نظر می‌رسد به مانند فتوای بر زمین مانده‌ی قتل سلمان رشدی این باور را در اذهان تقویت خواهد کرد که مرجعیت شیعه دیگر از چنان اعتباری برخوردار نیست که به واسطه‌ی صدور حکمی ولو نسنجیده از سوی یکی از ارکان آن جان انسانی به خاطر ابراز عقیده و یا حتا اهانت به باور دیگران ستانده شود. بدیهی است تحقق این سناریو می‌تواند افق روشنی برای بیداری اندیشه‌ی مستقل تلقی گردد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment


  1. مهدي
    1

    السلام علیک یا شاهین نجفی و رحمت الله