Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
کرانه‌های سن

«شعر سالن‌های ادبی»

2012 May 12

سایه کوثری/ رادیو کوچه

شکوفایی سریع زندگی مادی در قرن هفدهم موجب پدیدآمدن جمعیت‌هایی از علاقه‌مندان به ادب و هنر شد که غالب اعضای آن‌ها از بورژواها و اشراف ثروت‌مند بودند و در همه این محافل هنری زنان نقش اول را داشتند. به این دلیل شعر وزین و واقعی را به اهل آن، به هنرمندان مسلط واگذاشتند و در مجامع و سالن‌های ادبی اشعار سبک و کم مایه رواج یافت زیرا غالب کسانی که به آن محافل رفت‌وآمد می‌کردند جز مشتی دنیاپرست و عیاش و کم مایه و کم فرهنگ نبودند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در سالن‌های ادبی اصل آن بود که حاضران خسته و دل‌زده نشوند، تفریح و سرگرمی در درجه اول اهمیت بود. همه در انتظار شنیدن نکته‌های تازه، لطیفه‌های سرگرم کننده، کشفیات تازه در ترکیب الفاظ و بدعت و نوآوری بودند.

در فاصله سال‌های 1630 تا 1660 در این محافل هنری، حتا آن ایده‌آل شاعرانه‌ای که مالرب تا حدی ترسیم کرده بود، کم‌رنگ‌تر شد، بنابراین اگرچه گاهی به ترکیبات کلامی و ظرایف ساختاری شعر توجه می‌شد، در نهایت حاصل کار جز مشتی تجملات سبک و محقر و کم محتوا چیزی نبود.

از میان شاعران حاضر در این محافل به این موارد باید اشاره کرد:

-شاعرانی که غالبن اشعار عاشقانه می‌سرودند ولی در انواع دیگر شعر نیز طبع‌آزمایی می‌کردند، از جمله کلته، گمبو، ویون دالیبره، بواروبر که آثارش حد وسط سبک تئوفیل و سبک تفننی سالن‌ها بود.

-مشهورترین شاعران سالن‌های ادبی قرن هفدهم عبارتند از: ژرژ دواسکودری، مالویل، سارازن، گودو، بانسراد که به ویژه در قطعات استهزایی و نسب نامه‌ها استاد بود، کوتن که در سرودن چیستان و طرح معما به شعر استاد کامل بود.

اما از میان همه این شاعران هیچ‌کدام از نظر شهرت و اعتبار به پای ونسان وواتور نمی‌رسد، شاعری که سردمدار و گرداننده سالن ادبی ومشهور رامبویه بود. او شاعری نکته سنج و شوخ طبع به شمار می‌رفت، هم در اشعارش و هم در نامه‌هایش، که از به‌ترین مکاتبات نویسندگان قرن به حساب می‌آید. مضمون عمده اشعارش عشق است که با الفاظ و تعبیرات و ترفندها وصف شده است. اما بانوان شاعر و علاقه‌مند به شعر و ادب، در عین این‌که سروده‌های وواتور را ستایش می‌کنند، همه از این واقعیت آگاهند که این اشعار و ابیات گوناگون چیزی جز بازی با کلمات نیست و حتا خود وواتور نیز بر این اعتقاد است.

در عین حال در سروده‌های عاشقانه وواتور رنگی از طنز و هجو نهفته است، چه بسیار در لابلای تعابیر لطیف و اثیری و ناله‌های سوزناک عاشقانه، بی‌پرده‌ترین و شوخ‌ترین اشارات دیده می‌شود.

وواتور در عصر خود تاثیر به سزایی برجای گذاشت، او شعر را از زیر سلطه مبالغه‌گویی نجات داد و نشان داد که ترکیبی از مهارت در کلام و شوخ‌طبعی و ظرافت، راز موفقیت شعر است.

او در مجموعه آثارش همه نوع شعر آورده است. ترانه‌های شاد، بازسازی برخی از قصاید قرون وسطایی و ایجاد تنوع در اشکال ثابت آن‌ها و هم‌چنین اشعار شوخ و پر از لودگی کلمات مارو شاعر قرن پانزدهم را می‌خواند و بازسازی و در واقع با اشعار دیگران بازی می‌کرد. با همه این احوال اعتبار او چنان بود که بوالو او را هم‌سنگ هوراس شاعر لاتینی می‌دانست و لافونتن او را استاد خطاب می‌کرد و او را در ردیف رابله و مارو به شمار می‌آورد.

لافونتن، خود در دست‌گاه فوکه که مباشر و مسوول امور مالیه مازارن بود و در کنار شاعرانی چون پلیسون، مناژ، بربوف، موکروا و شارل پروو، مشتریان سالن‌ها و محافل دولتی و اشرافی، با هنر شعر آشنا شد.

حدود ده سال اواسط قرن هفدهم نوعی شعر کمیک در ادبیات فرانسه به وجود آمد که ویژگی‌های آن عبارت بود از بلندی مضامین و حقارت عمدی سبک و بیان، این نوع شعر به بورلسک شهرت یافت. هدف این شعر بیان مضامین بسیار جدی در قالب تعابیر مضحک و سبک بود.

قبل از همه ایتالیایی‌ها بودند که با اشتیاق به این شیوه روی آوردند و از تالیف اشعاری از این دست لذت می‌بردند. از جمله این شاعران باید به برنی، کاپورالی، براچیولینی و لالی اشاره کرد.

نشانه‌های این سبک را در اشعار شوخ وواتور و رقبایش و نیز در برخی اشعار سنت آمان می‌توان دید، اما نویسنده‌ای که بیش از هرکس این مد را در فرانسه رواج داد نویسنده مشهور کتاب رمان کمیک، اسکارون بود.

اسکارون سه اثر با عناوین مجموعه چند شعر بورلسک، تیفون و ویرژیل در لباس مبدل را طی پنج سال سرود.

مضمون قطعه شعر اخیر یعنی ویرژیل در لباس مبدل این‌ست که انه، شاه‌زاده تروا به دست دشمن می‌افتد و طعمه حریق می‌شود، موقع فرار از میان شعله‌های آتش شش پیراهن می‌دزدد، پدر پیرش را با چند مجسمه مقدس خانگی درون سبدی جا می‌دهد و آن را به پشت می‌بندد و حوادث مضحک دیگری از این دست.

پس از نوشته‌های اسکارون نوبت به داسوسی می‌رسد با دو اثرش به نام‌های حکیم پاریس و اووید شنگول.

سبک بورلسک به مقالات طنزآمیز سیاسی و مذهبی هم سرایت کرد، به عنوان مثال یک سلسله هجویات علیه صدراعظم مازارن نوشته شد که آن‌ها را به اصطلاح مازارینیات نامیدند و کتاب مصیبت‌نامه سرور ما عیسی مسیح که هجویه‌ای ضد مذهبی‌ست.

 باید گفت بسیاری از کسانی که در سبک بورلسک مقلد و دنباله‌روی اسکارون شدند نتوانستند به ذوق و قریحه و نکته‌سنجی استادشان برسند و طولی نکشید که سبک بورلسک تغییر ماهیت داد و به مشتی هجویات زشت و کلمات احمقانه تبدیل شد، به همین جهت خود اسکارون در برابر این موج ابتذال عکس‌العمل نشان داد و اعلام کرد: «من از سبک بورلسک که به این صورت درآمده و همه را فاسد کرده است، روی برمی‌گردانم.»

سرانجام عمر این سبک تقریبن هم‌زمان با جنگ‌های مشهور به فلاخن پایان یافت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,