Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
دایره‌ی شکسته

«آن‌جا ببر که خیالم نمی‌برد»

2012 May 12

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

اگر انسان موفق را فردی دارای توانایی‌هایی برای رسیدن به یک زندگی مطلوب فردی و اجتماعی بدانیم، تصور عمومی از انسان‌های موفق چه می‌تواند باشد و آیا اصولن و در واقع انسان موفق به‌طریق اولی موجودیت خارجی دارد یا خیر؟ فارغ از آرمان‌گرایی و ورود به پیچیدگی‌های چیستی موجودیت این فرد و طبق تعریف بالا، اگر به این افراد برگردیم و کمی بیش‌تر در حوزه‌ی شخصی و عمومی‌شان و از آن مهم‌تر در مواجه‌ی این افراد با خودشان و در حقیقت مکانیزم فکری و رفتاری خود با خودشان قرار گیریم، شاید شگفت‌زده شویم وقتی ببینیم شمار زیادی از حدس‌های ما در مورد مولفه‌های حاضر برای رسیدن به موفقیت، اشتباه بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گاهی این تصورات در مورد افراد این‌چنینی، خود ایشان را نیز دچار تناقض می‌کند، گویی از آن‌ها انتظار می‌رود نه بر طبق زیست خود، بلکه به پسند معیارهای عمومی عمل کنند. این مسئله را ما معمولن در مورد انسان‌های موفقی شاهد هستیم که بنابر حوزه‌ی کامیابی خود در تیررس دیدگان بیش‌تری قرار دارند و یا به ‌واسطه‌ی خصیصه‌های رفتاری‌شان رسانه‌ای‌تر عمل می‌کنند. آن‌گاه که هر کدام از ما یک فرد موفق را برمی‌گزینیم و با او هم‌ذات‌پنداری می‌کنیم، همواره و یا در اغلب موارد از یاد می‌بریم که او یک فرد مستقل با تمام ویژگی‌ها و ضعف‌های انسانی است، ولی حتا یادآوری چنین مسایلی هم به کار نمی‌آید، چرا که ما در آن‌زمان دیگر آن فرد را از فردبودگی خود خارج کرده‌ایم و او را دیگر در قامت انسانی چون دیگر نمی‌یابیم. به‌این‌ترتیب، افراد کامیابی که در این جای‌گاه واقع می‌شوند و در معرض چنین واکنشی از سوی دیگران قرار می‌گیرند، مطمئنن دیگر چون گذشته نمی‌توانند بدون این مجرای کنترل‌کننده به زندگی خود ادامه دهند و تاثیر آن را انکار کنند.

چند نکته در این ره‌گذر دارای اهمیت هستند. نخست این‌که در هرحال هر فردی برای گروهی از افراد چونان موثر واقع می‌شود که این نقش کنترلی به‌ناچار بر رویش واقع می‌شود، دوم مسئله‌ی ضایع شدن حوزه‌ی خصوصی فرد و ورود آن به حیطه‌ی عمومی است که هم برای فرد و هم برای افراد وابسته به او می‌تواند تبعاتی را در پی داشته باشد و سومین مسئله پذیرش این نکته است که هر فرد در هر جای‌گاهی در تمامی جوانب زندگی خود برجسته و صاحب شاخصه نیست و نمی‌تواند باشد، ولی جدای از این مسئله، همه‌ی انسان‌ها در برابر هم معمولی‌تر از آن هستند که بتوان چیزی را آن‌چنان بارز کرد. نمی‌توان حقیقت این امر را نادیده گرفت که هر فرد موفق ویژگی‌های خاصی را در خود بارز کرده و پرورش داده تا در جای‌گاه حاضر قرار گیرد، ولی حقیقت والاتر این است که پتانسیل این مورد، کمابیش در هر فرد انسانی یافت می‌شود، اگر چه کیفیت و کمیت آن صرفن یک‌سان نیست.

به‌تر است پرسش آغازین را بار دیگر مطرح کنیم که اگر انسان موفق را فردی دارای توانایی‌هایی برای رسیدن به یک زندگی مطلوب فردی و اجتماعی بدانیم، تصور عمومی از انسان‌های موفق چه می‌تواند باشد و آیا اصولن و در واقع انسان موفق به‌طریق اولی موجودیت خارجی دارد یا خیر؟ برای پاسخ به این موارد و برای بازنگری بر شرایط کامیابی، باید نخست انسان‌ها را نه در جای‌گاهی خاص، بلکه در جای‌گاهی به‌غایت انسانی جست‌وجو کنیم. شاید آن‌گاه است که بتوان از نمود کامیابی آن فرد بهره گرفت و آن را در نمای شخصی‌شده‌اش برای خود به کار بست. واقعیت این است که هر شخص چون خود ما، اگرچه معمولی و در دست‌رس است، ولی در نوع خود یک فرد متمایز و ویژه محسوب می‌شود فقط باید به او که هنوز در خود تکوین نیافته، خوب نگریست و شرایط و موجبات کامیابی را در او یافت چراکه فقط با نگاه کردن به او می‌توان دریافت که چگونه همین مورد به‌خصوص را با شرایط موجود و حاضرش، می‌توان به شرایط مطلوب و دل‌پذیر رساند. او خود ماست و همین کفایت می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,