Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
هفت‌سنگ

«بازی و اشکنک»

2012 May 13

رضا حاجی‌حسینی / رادیو کوچه

بررسی نقش و حضور بازی در حوزه‌های مختلف، نشان می‌دهد که این فعالیت، فرایند یا پدیده‌ی فیزیکی، ذهنی، روانی، از شمول و همه‌گیری جدی و اساسی‌ای بر‌خوردار است و آن‌چه بازی و پرداختن به آن را جذاب می‌کند، همین فراگیری است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در توضیح بیش‌تر و به‌تر این موضوع باید گفت که لذت بازی تنها محدود به بازی کردن نمی‌شود و هر نوع رابطه‌ای میان انسان و حتا حیوان با بازی، می‌تواند لذت‌بخش باشد. به‌همین دلیل هم هست که شمار بسیاری مقاله و گزارش و چه و چه درباره‌ی بازی نوشته و ساخته شده‌است و حتا بالاتر از این، به‌همین دلیل است که تماشای بازی دیگران (حالا هر بازی‌ای که باشد) هم برای فرد، دوست‌داشتنی است.

بحث ما اما درباره‌ی نقش و حضور پر‌رنگ «بازی»‌ در متل‌ها، مثل‌ها و ضرب‌المثل‌ها‌ست. این حضور که خود مثل یک بازی می‌ماند، در انتقال معانی نقشی اساسی دارد. به‌عنوان نمونه احتمالن شنیده‌اید و در کودکی برای شما هم خوانده‌اند که «بازی اشکنک داره/ سر شکستنک داره‌«. همین کلام کوتاه، فشرده‌ای‌ست از قطار قطار کلماتی که درباره‌ی افتادن و زمین خوردن و شکست و غیره، ارایه می‌شود.

از این‌دست عبارات و جملات در فرهنگ عامه‌ی ما ایرانیان بسیار یافت می‌شود. این اصطلاحات که اغلب مثل خود بازی، شیرین و آموزنده هم هستند تا پیش از این معمولن به‌عنوان امری قطعی و خلل‌ناپذیر، پذیرفته می‌شدند و تردیدی در درستی‌شان نبود. این‌ روزها اما در شرایطی که به‌نظر می‌رسد «شک» به‌عنوان اساس «مدرنیسم» کم‌و‌بیش تازه به سرزمین ما رسیده‌است، در درستی این مثل‌ها و متل‌ها هم تردید می‌شود.

از جمله‌ی این مثل‌هاست که می‌گویند «با دم شیر بازی نکن». این عبارت که به‌نظر درست و قطعی می‌رسد، نسبت به عصبانی کردن شیر و عواقب آن هشدار می‌دهد. حالا این شیر کیست و کجاست بحث دیگری است که در این مقال نمی‌گنجد اما اگر در اینترنت جست‌و‌‌جویی کنید، می‌بینید چه بسیارند کسانی که این هشدار را جدی نگرفته‌اند و مشغول بازی با دم شیرند. آن هم شیر جنگل. عکس و فیلمش را هم گرفته‌اند تا سند باشد و بعدن کسی نتواند معترض‌شان بشود و مثلن در تابستان برای‌شان بخواند که «الان داره برف می‌آد/ اسنادشم موجوده»

این تردید در آثار هنری و غیر‌ هنری هم قابل رد‌گیری است. به‌عنوان مثال طنز‌پردازی به‌نام «رضا ساکی»، در مطلبی با عنوان «با دم شیر می‌شود بازی کرد» که در سایت خود، «عبید شاکی»(www.rezasaki.com)  منتشر کرده‌است، چنین نوشته:

«در کودکی چیزهایی به ما یاد داده‌اند که همه‌اش درست نبوده‌است. یعنی آدم وقتی بزرگ می‌شود می‌فهمد خیلی چیزها آن‌طوری که در کودکی به او گفته‌اند نیست و طور دیگری است. مثلن همین که در کودکی به ما گفته‌اند با دم شیر نباید بازی بکنی حرف درستی نبوده است چون با دم شیر بازی می‌کنند، خیلی خوب هم بازی می‌کنند. چه کسانی؟ پول‌دارها. بله پول‌دارها. همان‌هایی که به‌جای قناری و گربه، توی حیاط خانه‌شان بچه شیر دارند. همین هفته‌ی پیش بود که آتش‌نشانی شمال شرق تهران دو قلاده شیر رها در شهر را با یه وضی شکار کرد و تحویل باغ وحش داد. شیرهایی که احتمالن از خانه‌ای در شمال تهران در رفته‌اند. شاید در حیاط باز بوده و شیرها آمده‌اند توی کوچه.»

آقای ساکی اما حدود شک و تردید را از بازی فرا‌تر برده و می‌نویسد: «این‌که در کودکی به ما گفته‌اند پول همه چیز نیست هم حرف درستی نبوده است. همین حالا کل اتحادیه‌ی اروپا سر همین پول به جان هم افتاده‌اند. با پول کارهایی می‌شود کرد که گاه عقل از درک آن عاجز است، مثل همین با دم شیر بازی کردن. ما که با دم گربه هم نمی‌توانیم بازی کنیم ولی پول‌دارها توی حیاط خانه‌شان شیر دارند و با دمش بازی هم می‌کنند. حالا شاید هم شیرها از دست قاچاق‌چیان فرار کرده باشند. چه کسی می‌داند، ولی اگر از دست آن‌ها هم در رفته باشند عاقبت برای فروش به پول‌دارها بوده‌است. پس ما از گفته‌های خود نتیجه می‌گیریم که با دم شیر می‌شود بازی کرد، فقط پول، امکانات و حیاط بزرگ در شمال شهر می‌خواهد.»

قضاوت درباره‌ی درستی یا نا‌درستی این شک و تردید را بر‌عهده‌ی شما می‌گذاریم. طبیعی‌ست که بر اساس اختیار شما می‌توانید با هر چیزی که دل‌تان می‌خواهد بازی کنید اما یاد‌تان باشد که عواقب هر بازی‌ای بر عهده‌ی خودتان است و همان‌طور که پیش‌تر گفتیم و هنوز هم کسی در آن تردید نکرده، «بازی اشکنک داره/ سر‌شکستنک داره».

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,