Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
پارس‌نامه- ساسانیان

«امپراطوری ساسانیان»

2012 May 14

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

امپراطوری ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمان‌روایی کردند، بنیان این شاهنشاهی یک‌پارچه را اردشیر (یا ارتخشتره، از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار) بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمان‌روایی خود، کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای  را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یک‌پارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند. پای‌تخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد (آن زمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده، که نامش به ظاهر، از یکی از نام‌های بغ‌داد یا بخشوده خدا، و یا باغِ‌داد دوره ساسانی ریشه گرفته بوده)، در عراق امروزی بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی (دارایِ دارایان) را از نیاکان او دانسته‌اند. نخست کارنامه اردشیر بابکان به این نسبت گواهی داده و بازهم به نوشته شاه‌نامه، ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان دارا که در فارس می‌زیست. اردشیر در دستگاه بابک که موبد آتش‌کده آناهیتا، هم‌چنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت، ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد. او به گواهی بسیاری از تاریخی‌نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجم اشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن ایران می‌گفت را آغاز کرد.

ساسانیان رفته‌رفته توان‌مندتر شده، هویت فرهنگی، نظامی و مذهبی ایران‌شهر را نزدیک به چهارصد سال گسترش داده و مرزها را تا سال‌های پایانی برپایشان، به گستره امپراتوری هخامنشی نزدیک‌تر کردند، هرچند که با گذشت زمان، دست‌گاه مذهبی در کار کشورداری و دربار نفوذ بسیار کرد و نبردهای چندین ساله با رومیان نیز، کشور را فرسودند. پرده پایانی شاهنشاهیِ ایران‌شهرِ ساسانی، در پایان دوره خسرو پرویز (به پهلوی: ابرویز) با پیروزی سپاه ایران در نبرد اورشلیم (در شاه‌نامه: گنگ دژ هودخفرو) افتاد. پیروزی در این نبرد ۲۱ روزه به فرماندهی شهربراز سردار خسرو، و با یاری جنگ افزارهای سنگین و دژکوب و منجنیق، هم‌راه شد با فرستادن چلیپای ترسایان (صلیب اصلی مسیح) از اورشلیم به پایتخت ایران.

اما این روی‌داد خشم رومیان مسیحی را به دلیل بی‌احترامی به چلیپای مسیح برانگیخت، نبردهایی به شکست و پس‌نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام خسروپرویز، شاه نیرومند و با اراده‌ای که با وجود اشتباه‌ها و معایبش، در دوران پادشاهی خود جلوی زیاده‌خواهی بزرگان را گرفته بود، با خشم بزرگان به‌خاطر شکست‌ها، به ظاهر با مکر و دسیسه از سوی برخی سپاهیان، و با هم‌کاری پسرش شیرویه (قباد دوم) کشته شد.

با مرگ خسرو، و در پی آن مرگ شک‌برانگیز قباد (که بسیاری از برادران خود را کشت)، در زمانی کم‌تر از شش ماه، چرخه‌ای مرگ‌بار از کینه‌توزی، جاه‌طلبی و خون‌خواهی آغاز شد و به فروپاشی دست‌گاه ساسانی انجامید. بسیاری از بزرگان و ارتشیان کشته شده تا آن‌جا که در نبود مردان خاندان شاهی، پوران دختر خسرو پرویز و پس از او، آزرمیدخت، خواهر پوراندخت را به شاهی برگزیدند. با گزینش‌های پی‌درپی و برگزیدن بیش از ده شاهنشاه در مدت چهار سال، یزدگرد سوم از سوی بزرگان استخر برگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با شاه نداشت محبوبیتی نیافت.

 سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطاب آگاه از ناتوانی مرزبانان، رفته‌رفته به کشور نفوذ کرد. بازمانده سپاه ایران در نبرد جسر (یا نبرد پل) پیروز شده، ولی دو نبرد سرنوشت سازِ قادسیه و جنگ نهاوند با پیروزی اعراب پایان یافتند. پای‌تخت ایران، شهر تیسفون (به عربی مداین) در ۶۳۷ میلادی به دست اعراب افتاد، یزدگرد سوم با سرنوشتی نامعلوم گریخت و اثری از او نماند. به گمان برخی تاریخ‌نگاران، آسیابانی از مرو او را بخاطر جامه زربفت‌اش کشت.

با مرگ یزدگرد به سال ۶۵۱ میلادی، شاهنشاهی ساسانی پایان یافت، هرچند که بازماندگان خاندان شاهی در ایران، یا گریخت‌گان به چین، از جمله پیروز پسر یزدگرد، برای استقلال دوباره ایران‌شهر از خلافت عمر بسیار کوشیدند. این باور و این دید ایران‌شهری یا منش ایران‌شهری یا ایرانی از دوره ساسانی سرچشمه گرفته است. ساسانیان اولین سلسله‌ای در ایران هستند که ایده ایران‌شهر را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا کردند.

ساسانیان با گزیدن دین مزدیسنا به منزله دین رسمی کشور دیگر دین‌های مردمی را ممنوع کردند و در دربار ساسانی روحانیون نقش‌های مهمی به عهده گرفتند. در این دوره باورهای آیین‌نامه ای جای سخنان ساده و استوار زرتشت را می‌گیرد. البته شگفت‌انگیز است که در دوره ساسانیان نیز مانند هخامنشیان اشاره ای مستقیم به شخص زرتشت نمی‌شود. در زمان هخامنشیان اهورامزدا به شکل سمبولیک فروهر مجسم می‌شود و در زمان ساسانیان به شکل پیکر کنده آدمی دیده می‌شود و اردشیر اول نخستین سنگ نگاره ساسانی به همراه اهورامزدا را می‌نگارد. درمجلس دیهیم ستانی اردشیر دوم در تاق بستان میترا را نیز می‌بینیم که در پشت سر شاه ایستاده است. هم‌چنین در مجلس دیهیم ستانی خسرو پرویز در تاق‌بستان آناهیتا هم دیده می‌شود. ساسانیان با آمیختن دین با سیاست، دین را از هنجاری فردی به مهم‌ترین کار و حرکت مردم در آوردند یعنی برای هر کاری که از انسان سر می‌زد امر و نهی داشتند. در این دوره کار روحانیون و موبدان بالا می‌گیرد و شخصیتی مانند کرتیر پا به عرصه می‌گذارد و در همین دوران است که زروانیسم، مانویت و مزدکیسم رشد می‌کنند و حتا بسیاری از فرماندهان و شاه‌زادگان را مطیع خود می‌کنند. در زمان ساسانیان معابد آناهیتا و آتش‌کده‌های بسیاری در سراسر ایران ساخته شد و طبری تعداد هیربدانی که در زمان خسرو پرویز درآتش‌کده‌ها کار می‌کردند را 12000نفر شمرده است. در میان ده‌ها ایزدی که در ایزدکده ساسانیان وجود داشتند. بهرام از همه محبوب‌تر بود و آتش آتش‌کده‌ها به او تعلق داشت. سرانجام اسلام به دین زرتشتی ساسانی غلبه می‌کند و قوانین دست و پا گیر دینی حکومتی زرتشتی آن زمان جای خود را به قوانین ساده اسلام می‌دهند که در آن همه با هم برابرند. مردمان یکتاپرست ایران سادگی در دین را به دین طبقاتی ترجیح می‌دهند. البته از نفرت و برندگی شمشیر اعراب در زمان حمله آنان به ایران نباید چشم پوشی.

مهم‌ترین میراث ساسانیان این است که ما اکنون 1800 سال است با این ایده زندگی می‌کنیم. ما پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم. «تورج دریایی»، استاد رشته ایران‌شناسی در دانش‌گاه کالیفرنیا در ارواین، و نویسنده کتاب ایران ساسانی: ظهور و سقوط یک امپراتوری به زبان انگلیسی، می‌گوید که میراث ساسانیان برای ایران بسیار بزرگ‌تر از شکست در برابر اعراب است. میراث مهمی که ساسانیان برای ایران به جا گذاشتند، به گفته او، شکل‌گیری مفهوم ایران به عنوان یک فرهنگ و ملت است. یکی از عناصر مهم شکل گیری این مفهوم پیدایش خدای‌نامه در زمان ساسانیان است.

این همان کتابی است که شاه‌نامه از آن سرچشمه گرفته است. آقای دریایی می‌گوید: «اهمیت دیگر ساسانیان این است که در زمان خسرو انوشیروان در همان قرن سوم، تاریخ ملی ایران به نام خدای‌نامه تدوین می شود. و آن تاریخ و یادی است از گذشته، آن‌چه که ایرانیان بودند، از کجا آمدند، چگونه جهان آغاز شد، تا زمان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی.»

دولت بیزانس که در بخش شرقیِ تصرف‌های خود، با دولتی توانمند مانند ساسانیان سروکار داشت و آن را نیرومندترین دشمن خود می‌دانست، گرفتاری‌های زیادی هم در غرب و هم در شمال تصرف‌های خود، به خصوص در اروپا داشت. این گرفتاری‌ها، مانع از آن می‌شد که بیزانس همه نگاه خود را صرف مرزهای شرقیِ خود کند و به همین سبب، دست‌گاه ساسانی، مانند دستگاه اشکانی، توانسته بود پایتخت خود (تیسفون) را، در کنار رود دجله قرار دهد و از نزدیک بودن پایتخت‌اش به مرزهای دشمن، بیمی نداشته باشد. دولت ساسانی هم در شرق، و هم در شمال مرزهای خود، گرفتاری‌های زیاد داشت که گاهی به میزان خطرناک و تهدید کننده‌ای می‌رسید.

بدین‌گونه سیاست خارجیِ دست‌گاه ساسانی، یکسره در رابطه با شرق و غرب خلاصه می‌شد. اما دست‌گاه ساسانی در این زمان، خود را به اندازه کافی نیرومند نشان داد و توانست ایران‌شهر را از آسیب‌های ویران‌گر و خطرآفرین دور نگه دارد و در داخل کشور، برای مردم ایران، زندگی مرفه همراه با امنیت تامین کند. این دستگاه، فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری، اخلاق، رابطه‌های سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد، که پس از نابودی و ویرانیِ سیاسی‌اش، اثرهای خود را در نسل‌های پسین و فرهنگ دیگر همسایگان، به روشنی نشان داد. با این‌که دشمنان شناخته شده دست‌گاه ساسانی، دولت پیش‌رفته بیزانس و دولت‌های نیمه پیش‌رفته شمال و شرق کشور بودند، شکست این دست‌گاه، نه از سوی این دشمنان، بلکه از دو سوی پیش‌بینی نشده بود.

نخست، فروپاشی از درون، و پس از آن، از دولتی بود که با آن‌که همه توان جنگی‌اش قوم‌های بیابان گرد بودند، ولی بنیه سیاسی و اجتماعی‌اش برپایه بینش دینی،فکری نیرومندی بود که دولت‌ها و دشمنان دیگر ساسانی، ازش بی‌بهره بودند. دست‌گاه اسلامی که در آغاز سده هفتم میلادی در شهر مدینه برپا شده بود، از جهت روحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که تاثیر فرهنگی‌اش بر کشورهای همسایه، همانند چیرگی دیگر قوم‌های بادیه نشین و صحرانورد، گذرا نبود. این تاثیر فرهنگی چنان عمیق بود که با همه گسستگی و سستی سیاسی و جنگیِ اعراب، پس از دو قرن چیرگی، اثرهایش هنوز ماندگار است.

جامعه ساسانی در سطح وسیعی یک جامعه طبقاتی است. پس از شاهنشاه طبقه بالای اجتماع شامل اشراف و نجیب زادگانی بودند که برتری خاندان ساسان را به عنوان خاندان شاهی به رسمیت می‌شناختندبررسی منابع نوشتاری دوران ساسانی بویژه متون حقوقی و قانونی و حتا شواهد مادی مانند هنرهای تصویری نشان می‌دهد که «جامعه ساسانی اجتماعی دودمانی است» که بر اساس نظام پدرتباری سازماندهی شده‌است. در سیستم‌های پدر تبار «مسن‌ترین مرد خانواده معمولن با اقتدار بر این گونه خانواده فرمان می‌راند و مهم‌ترین تصمیم‌ها را می‌گیرد. خانواده شوهر (در مورد ازدواج اعضای زن خانواده ) معمولن خانواده مسلط است». «خانواده بخشی از واحدهای پدری بزرگ‌تری محسوب می‌شد که با واژه‌های تخم، ناف و گوهر شناخته می‌شدو ممکن بود ابعاد و اندازه‌های گوناگون داشته باشد».

نظام پدرتباری برپایه ساختار جنسیتی جامعه استوار است .«نظام جنسیت می‌تواند به منزله یک اصل مرکزی در ایجاد تمایزات اجتماعی عمل کند». تفاوت‌های مبتنی برجنسیت یک جنبه مهم و قابل توجه از پیچیدگی اجتماعی جوامع را شکل می‌دهند. در ایران عصر ساسانی داشتن جنسیت مذکر به خودی خود یک امتیاز محسوب می‌شود و مردان بر زنان برتری دارند. نظام پدرتباری تمام ابعاد اجتماعی و سیاسی جامعه ساسانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به‌صورت یک اصل سازماندهی کننده عمل می‌کند. بازتاب این نظام در مواردی مانند حق ارث، جانشینی، قیمومیت و سرپرستی خانواده.

نام‌گذاری و ثبت اسناد و حتا نوشته سنگ قبرها، ازدواج (اعم از ازدواج مجدد یا چند همسری) و مشارکت اجتماعی و امکان دست‌یابی به فرصت‌های پیش‌رفت یا کسب قدرت سیاسی نشان می‌یابد. مشارکت محدود زنان در امور سیاسی (تنها در نبود کاندیدای مرد) و بازنمایی محدود زنان در مواد فرهنگی این دوران (به‌ویژه هنرهای تصویری که آشکارا ماهیتی سیاسی دارند و مریوط به خاندان حاکم می‌باشند

هنر ساسانیان

ساسانیان بر خلاف هخامنشیان هنری پراکنده و متنوع داشتند و تقریبن سراسر نیمه غربی و جنوب غربی ایران نمایش‌گاهی از هنر ساسانی است که در مثلثی به راس‌های داراب، سلماس و مداین و حتا بسیار فراتر قرار دارد. کاخ‌های سلطنتی، کوشک‌های بین راهی، آتش‌کده‌ها، آتش‌گاه‌های بی‌شمار ،سنگ‌نگاره‌ها، شهرهای مجهز به برج و بارو و راه‌های بسیار با پل‌های باشکوه، موزاییک‌کاری، بافندگی ،گچ‌کاری، گنبد‌سازی، موسیقی، نقاشی، طلاکاری و آهن‌گری ،حکاکی بر سنگ

——————————————————

منابع:

شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی

کتاب ایران ساسانی

ظهور و سقوط یک امپراتوری

تاریخ ده هزار ساله‌ی ایران

جایگاه زن در ایران باستان

تاریخ ساسانیان

حاکمیت تاریخی ایران بر جزایر تنب و بوموسی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,