Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
گزارش ادبی- برخی اظهارنظرها از زبان نویسندگان زن

«دنیای نویسنده زن ایرانی»

2012 May 16

سایه کوثری/ رادیو کوچه

موضوع نویسندگان و زنان نویسنده از سوژه‌هایی‌ست که در مورد آن بحث و گفت‌وگو و اظهارنظرهای فراوان شده است. در این گزارش به بررسی برخی اظهارنظرها از زبان نویسندگان زن در مورد زنان نویسنده ایران می‌پردازیم:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بلقیس سلیمانی می‌گوید: «من به نوعی فیمینیسم بومی اعتقاد دارم که می‌گوید زن ایرانی محصول شرایط زمانه خودش است و بر همین اساس او باید از همان نگاهی که برخاسته از خواسته‌های خودش است به روایت داستانی بپردازد.»

این داستان‌نویس معتقد است که زنانه‌نویسی را باید از ادبیات زنانه جدا دانست و ادبیات زنانه به معنی حضور ویژگی‌های مربوط به زنان در ادبیات است که از عهده نویسندگان مرد نیز بر می‌آید، اما ادبیات زنان به طور خاص به معنی ادبیاتی است که زن‌ها آن را خلق کرده‌اند.

منصوره شریف‌زاده، نویسنده دیگر هم می‌گوید: «ادبیات زنانه در موارد متعددی آرزوهای زنانه را در خود به نمایش می‌گذارند. آرزوهایی مانند مادر بودن، دوست داشتن و دوست داشته شدن.»

به گفته وی جهان پیرامون ما جهانی مردانه است و به هر شکل نقش زنان در آن به نوعی کم‌رنگ است و همواره نگاهی زیرفشار به شخصیت زن در آن حاکم بوده است. در حوزه نویسندگی نیز تحت تاثیر همین موضوع وقتی زنان وارد عرصه داستان‌نویسی شدند، سعی کردند آثاری خلق کنند که خود واقعی آنان را معرفی کند و تصویری واقعی از آنان را در جهان به نمایش بگذارد.

شریف‌زاده می‌گوید: «در ایران ادبیات تحت سیطره مردان است، اما زنان نیز در این حوزه می‌کوشند که فارغ از تمام این موضوعات تجربه‌های زیستی و حسی خود را به نمایش بگذارند و حتا در دوره‌های جدید نیز شاهد حضور زنانی بوده‌ایم که به دلیل فعالیت اجتماعی ویژه‌شان، سبک خاصی از این نوع از ادبیات را نیز پدید آورده‌اند.»

وی معتقد است: «امروزه دیگر می‌توانیم ادعا کنیم که زنان نویسنده توانسته‌اند زبان خود را به دست آورند و رفتارهای خود را حساب‌شده‌تر و به دور از کلیشه‌های رایج در قالب داستان بنشانند و نمایشی را از خود ارایه کنند که به هیچ روی تحت سلطه مردان و جزیی از آنان نیست. در کنار آن، نویسندگان زن ایرانی نیز امروزه پیش از هر چیز به فرم و محتوا اهمیت می‌دهند و به روشنی می‌توان نوآوری را در آثارشان مشاهده کرد.»

اما زهرا زواریان، داستان‌نویس دیگر معتقد است: «با وجود پیش‌رفت‌ در تعداد نویسندگان زن ایرانی در دهه‌های 70 و 80 به نظر نمی‌رسد که نویسنده زن ایرانی توانسته باشد خودش را به عنوان یک نویسنده متفکر معرفی کرده باشد.»

وی به آمار حضور زنان در ادبیات در سال‌های نخست بعد از انقلاب اشاره کرده و گفت: «آمارها نشان می‌دهد که حضور زنان در ادبیات در 10 سال نخست پس از انقلاب اسلامی بسیار نا‌امید کننده بوده است و اساسن صدایی از آنان بلند نشد تا این‌که در دهه‌های 70 و 80 شاهد یک تحول شگفت در این حوزه شدیم تا جایی که تعداد زنان داستان‌نویس در این دو دهه به اندازه کل داستان‌نویسان دهه 40 بود.»

این نویسنده آثار مذهبی ادامه می‌دهد: «با وجود این افزایش هنوز من نمی‌توانم بگویم که نویسنده زن ایرانی نویسنده‌ای متفکر است. آن‌چه از او تاکنون خوانده‌ایم، بیش‌تر خودنگاری‌های زنانه است که گرایش‌های فمینیستی دارد و با زاویه دید من راوی نوشته شده است.»

به گفته وی زن در ادبیات زنانه ایران هنوز منفعل است و هم‌چنان مورد ظلم واقع می‌شود و برای دیگری زندگی می‌کند. این به اعتقاد من یعنی اسیر بودن در گفتمانی مردانه برای نوشتن و روایت که نمی‌تواند منجر به تولید ادبیات زنانه تاثیرگذار شود.

فریبا کلهر اما معتقد است که شاید مهم‌ترین دلیلی که باعث موفقیت مردان و نا‌کامی زنان نویسنده باشد، تفاوت در دید آن‌ها به موضوعات است. نویسندگان مرد انسانی‌تر می‌بینند و انسانی‌تر فکر می‌کنند ولی نویسندگان زن همیشه درگیر نوعی فمنیسم در نگاه و تفکر خود بوده‌اند و به همین دلیل نمی‌توانند دریافت عادلانه و یک‌نواختی از جامعه داشته باشند. آن‌ها جامعه و مردم را به دو دسته مرد و زن تقسیم می‌کنند.

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان می‌گوید: «من هم‌چنان آرزو دارم که وارد یک قهوه‌خانه قدیمی بشوم و از فضای ناشناخته که همیشه برایم سوال بوده سر در بیاورم. دوست دارم بفهمم مرد‌ها به هم چه می‌گویند. می‌خواهم جهان آن‌ها را درک کنم اما آیا این امکان برای زن وجود دارد؟ آیا عرف حاکم در جامعه این اجازه را به زنان می‌دهد؟»

اما برخلاف همه این اظهارنظرها برخی نویسندگان مرد معتقدند که از مهم‌ترین دلایل ضعف داستان‌های زنان نسبت به مردان فقدان شجاعت، صراحت، اعتماد به نفس و ضعف در تجزیه و تحلیل است که منجر به پرداخت ضعیف داستان‌ها می‌شود و هیچ ربطی به زن و مرد بودن نویسنده ندارد و بیش‌تر نویسندگان به ویژه جوان‌ها این ضعف را دارند، اما متاسفانه این ضعف در آثار زنان نویسنده بیش‌تر به چشم می‌آید. به دست آوردن قدرت تجزیه و تحلیل قوی که به ژرف‌نگری منجر می‌شود بیش از آن‌که ذاتی باشد اکتسابی است و آموزش آن باید از دوران کودکی آغاز شود و در خانه و مدرسه و دانش‌گاه و جامعه ادامه یابد و باید در هر سنی به دنبال فراگیری آن باشیم و مرتب تمرین کنیم.

 اما وقتی در جهان بیرون از داستان قادر به آنالیز منطقی نیستیم در واقعیت داستانی هم دچار مشکل می‌شویم. شاید داستان‌هایی با این مضمون را بار‌ها خوانده یا فیلم آن‌ها را دیده باشیم: زن و شوهری هر دو کارمند با دختر و پسری نوجوان بعد از کار روزانه به خانه بر می‌گردند. مرد هر تکه از لباس‌هایش را جایی پرت می‌کند و با ظرف آجیل و میوه و روزنامه برای تماشای فوتبال و اخبار، روبه‌روی تلویزیون می‌نشیند اما زن به محض این‌که لباس سبک می‌کند مشغول تهیه شام و نهار فردا می‌شود و به درس بچه‌ها رسیدگی می‌کند. او همیشه نگران است. نگران آینده بچه‌ها، نگران تلفن‌ها و اس‌ام‌اس آن‌ها، نگران اینترنت، نگران پدر و مادر و برادر و خواهر و پیرزن همسایه و نگران، آیا این داستان‌های متعلق به ادبیات فمنیستی، غیر انسانی هستند؟ آیا این برش‌های کوچک از زندگی واقعی ما سخیف و ضعیف‌اند و ضعف آن‌ها مربوط به نگاه فمنیستی نویسنده‌های آن‌ها است؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,