Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
دایره‌ی شکسته- توان‌های ناکارآمد

«کاری که نمی‌کنیم»

2012 May 17

مهشب تاجیک / رادیو کوچه

همیشه این پرسش ذهن را به خود مشغول می‌کند که ارزش آدمی به چه چیز است؟ پرسشی که شاید بتوان از آن با چند عبارت شعاری و یا چند تئوری نخ‌نما ابهام‌زدایی کرد و یا در سویی دیگر با به چالش کشیدن چیستی ارزش‌گذاری و چگونگی حصول به آن، آن را از اعتبار انداخت، ولی با تمام این احوال رسیدن به درک مناسبی از ارزش‌مندی و مولفه‌های آن، جز در دنیای عینی و جز در مواجهه با افراد و کنش‌های گوناگون به دست نمی‌آید. وقتی از انسان صحبت می‌کنیم و مهم‌تر از آن، هنگامی که از موقعیت یا مفهومی سخن به میان می‌آوریم که چیستی آن و ارزیابی‌اش وابسته به متغیرهای بی‌شمار و گاه متناقض است، نمی‌توان به راحتی و با چند جمله‌ی احساسی یا ایدئولوژیک، تعریف دقیقی از بودگی آن مفهوم یا ارزش به دست داد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از مولفه‌هایی که از سویی بر روی ارزش‌مندی یک فرد می‌تواند موثر باشد و از سوی دیگر، ارزش‌مندی آن نیز خود وابسته به متغیرهای متعدد و پیچیده‌ی دیگر است، شغل، کسب یا همان چیزی است که به آن پیشه‌ی فرد می‌گوییم و می‌تواند سویه‌های شخصیتی دیگر فرد را نیز پوشش دهد. این‌که یک فرد چه‌کاره است، به ما نشان خواهد داد که چه روندی را ممکن است در زندگی طی کرده باشد، چه کارهایی را احتمال دارد در روزمره انجام بدهد، با چه‌کسانی هم‌نشین است، منش رفتاری او چگونه است و موارد بی‌شماری که اگر تنها مولفه‌ی شغل در میان باشد، می‌توان از طریق آن به این مجهول‌ها پاسخ داد. اگر مولفه‌های دیگری را که بر روی ارزش‌مندی موثر هستند حذف کنیم، شغل یک فرد می‌تواند با شما حرف‌های زیادی بزند، ولی واقعیت این است که اگر خود فرد به جای شغلش برای ما سخن بگوید، داستان‌های پیچیده و ماجراهای عجیب و غریبی را از مسیری که تا به این‌جا گذرانده است خواهید شنید.

همیشه شما شغل خود را انتخاب نمی‌کنید و یا بر حسب توان‌مندی‌ها و لیاقت و یا هر چیز دیگری از این دست که متناسب با کارایی شماست، کار مورد نظر در اختیارتان قرار نمی‌گیرد، ولی یک شغل این پتانسیل را در خود دارد تا جای‌گاه اجتماعی، پس‌خوراند رفتاری، سطح زندگی و هر آن چرا که زندگی شما را متاثر می‌کند را به چالش بکشد و شما را به قالب خود شبیه و نزدیک کند. هر شغل با توجه به ارزش و جای‌گاهش در دل اجتماعی که فرد در آن زیست می‌کند و نفس می‌کشد، مورد سنجش قرار می‌گیرد و منش‌های رفتاری خاص خود را تکثیر می‌کند. برای نمونه، شغل‌های مختلف در کشورهای متفاوت با سویه‌های فرهنگی گونه‌گون و شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود، از جای‌گاه اجتماعی و موقعیت اقتصادی متفاوتی برخوردار هستند، اگرچه در اغلب کشورها در شغل‌های محدودی تشابه جای‌گاه وجود دارد و مردمان سرزمین‌های مختلف با سطوح متفاوت آگاهی، بهره‌مندی و فرهنگ، رویکردهای مشابهی را نسبت به آن‌ها اتخاذ می‌کنند.

سخن بر سر این نیست که کدام شغل فرد را در جای‌گاه مناسب‌تری قرار می‌دهد، کدام حرفه می‌تواند آینده و زندگی پیش رو را برای فرد در به‌ترین شرایط ممکن تامین کند و به فرد تمکن مالی، منزلت اجتماعی و خرسندی و رضایت ارزانی دارد چراکه این ها به موارد متعددی بر می‌گردند. نخست این‌که هر فرد دارای توان‌مندی‌ها و پتانسیل‌های متفاوتی برای قرار گرفتن در جای‌گاه عمل‌کردی خود است، دوم این‌که یک شغل زمانی در جای‌گاه ارزش‌مند خود برای فرد و اجتماع قرار بگیرد که بتواند نیازهای فردی و اجتماعی را پوشش دهد و برای او و اجتماعش کارا باشد، سومین مسئله‌ی مهم تامین کرامت انسانی و شرافت کاری برای فرد مورد نظر در شغل خاص خود است تا آن فرد با رضایت‌مندی تمام بتواند در به‌ترین شکل خود به کارهای محوله بپردازد و دیگر این که بتوان یک شغل را در به‌ترین شرایط ایمنی شغلی، درآمدی و شخصیتی نگاه داشت. مواردی دیگری هم هستند که می‌توان به آن‌ها اشاره کرد و از آن‌ها نام برد، ولی واقعیت این است که بعضی از شغل‌ها قابلیت حصول به چنین ارزش‌مندی را ندارند و معمولن زاده‌ی بیماری‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نیازمندی‌های کاذب یک جامعه هستند.

در کشورهایی چون کشور ما که سطح‌های فرهنگی و اجتماعی دچار بحران شده‌اند، اقتصاد به جای تکیه بر تولید و استفاده از نیروهای تولیدی و فکری، به سمت مصرفی شدن و واسطه‌گری پیش رفته است، آموزش در سطحی از ناکارآمدی به هیچ نتیجه‌ی قابل قبولی نمی‌انجامد، درآمدهای ناعادلانه و شرایط ایمنی پایین در مشاغل هر روز بیش از دیروز خود را می‌نمایاند و موارد زیادی از این دست، کم‌تر کسی را می‌توان در جای‌گاه شغلی خود دید و او را نسبت به حرفه‌ای که در آن است، توان‌مند یافت و از سویی شغل‌های کاذب تمام ارزش‌مندی‌ها را تصاحب کرده‌اند. به دقت می‌توان گفت که سطح رضایت‌مندی از زندگی و تاثیر کار بر زیست فردی و اجتماعی به قدری فاجعه‌‌آمیز است که افراد را در پایین‌ترین میزان امیدواری و سعادت نگاه داشته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,