Saturday, 18 July 2015
31 July 2021
موبایل یا جعبه جادو سوال این است:

«زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید…»

2010 January 04

اردوان روزبه

ardavan.roozbeh@gmail.com

خودش برای من تعریف می‌کرد که جنازه‌ی پدرش را از داخل تابوت درآورده بوده و داشته در میان گریه‌ی همه در گوش پدرش اذان می‌گفته است – این یک سنت در بین مسلمان‌ها است – ظاهر امر این طوری بوده که جمعیت چند لحظه‌ای گریه را رها کرده بودند تا او حرف‌های آخر را به بزرگ خاندان بزند و در گوش او اذان بگوید تا او را دفن کنند. در بین بهت و اندوه و انتظار بود که یک دفعه صدای زنگ موبایل او درآمده است. یک فقره آهنگ «نیناش ناش» با قر اضافه، به قول خودش یکی از بچه‌های مغازه‌شان بی‌خبر این زنگ را گذاشته است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

می‌گوید: «سرم را از قبر بالا گرفتم و دیدم که جوان‌ها که روی زمین ولو شده‌اند و مادرم با فریاد در حالی که بر سینه‌اش می‌کوبد داد می‌زند، خدا لعنت کند این جهودها را که با این موبایل این بلا را سر ما آوردند…

و من مانده بودم توی سرم بزنم و یا از مرحوم حاج آقا عذر خواهی کنم یا آب بشوم بروم توی زمین، خلاصه ابوی را نیمه‌کاره رها کردیم و از وسط ملت جیم شدم.»

20100104-soc-mobilering

بیش از یک‌دهه از ورود موبایل به زندگی ما ایرانی‌ها می‌گذرد. روزهای اول که تنها گوشی‌های بازار همان زیمنس‌های از رده خارج بازار اروپا بود، برای همه شنیدن همان صدای زنگ گوش خراش منبع‌اش قد یک قالب آجر بود شگفت انگیز و متفاوت بود.

اما دیری نپایید که موبایل‌های تازه به بازار آمد و زنگ‌های متنوع‌تر و صداهای بهتر. این‌جا بود که در بین همان‌چه که موجود بود آدم‌ها انتخاب می‌کردند. اما در نسل موبایل‌های مولتی‌مدیا که خیلی زود توانست جای خودش را در بازار باز کند موسیقی‌هایی با فرمت سازگار «ام‌پی‌تری» را هم می‌شد گوش کرد و هم برای زنگ انتخاب کرد. این موبایل‌ها که از امکاناتی بهره می‌بردند که دارای حافظه‌های خارجی چند مگا بایتی بودند، موبایل‌های قدیمی را از قالب ابزارهای خشک و بی‌روح و زنگ بزن و جواب بده تبدیل کردند به دستگاه‌هایی که می‌توانستند شخصیت و هویت دارنده آن را نشان بدهند.

درگاه‌های حافظه، «رم‌های» بیشتری در خودشان جای دادند و مردم آهنگ‌های متنوع‌تری را روی موبایل‌های‌شان گذاشتند. زنگ‌های پلی فونیک و آهنگ‌ها و صداهای بهتر و بهتر. حالا یک سرج بزنید روی نت. چطور است با گوگل امتحان کنید. بزنید موبایل، زنگ، تم. خب خیلی راحت گوگل در 27 صدم ثانیه به شما اعلام می‌کند که توانسته یک میلیون و شصت هزار مورد را برای شما پیدا کند.

فکر کنید یک آهنگ پاپ زنگ موبایل یک آقای کراواتی خیلی سنگین بود که در فرودگاه دبی کنار من نشسته بود و البته زود از او خواستم با «بلوتوث» این را برای من بزند. یا یک آهنگ «لوند دلبرانه» که در موسم حج در فرودگاه مشهد از موبایل حاج آقایی ساطع می‌شد که آشناها را بغل می‌کرد و می‌بوسید و اشک می‌ریخت هیمن‌طور یک بند صدای موبایلش دلبری می‌کرد و وقت نمی‌کرد آن را بردارد.

راستی زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند…

روانشانسی می‌گوید: «این زنگ‌ها نشانه‌های درونی ما هستند. یکی بلند، یکی کوتاه، یکی شلوغ، یکی آرام.»

اما آیا این‌ها خودنمایی یا ابراز نشانه‌های شخصیتی است؟

در گزارشی از موبایل نیوز به نقل از دکتر مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری و آسیب‌شناس اجتماعی اشاره شده که: «می‌بینیم که افرادی تلفن همراه، ابزاری برای انجام کارهای روزمره‌شان هست معمول از زنگ‌های استاندارد و موجود در گوشی‌های‌شان استفاده می‌کنند. در حالی که حدود 80 درصد دارندگان تلفن‌های همراه با سلیقه‌های خاص خودشان یک‌جور زنگ تازه را روی دستگاه‌شان نصب می‌کنند.

این زنگ‌ها نشانه‌های درونی ما هستند. یکی بلند، یکی کوتاه، یکی شلوغ، یکی آرام

از ترانه‌های غیرمجاز و مجاز گرفته تا صداهای ناهنجار اعم از صدای حیوان‌ها و بوق‌های مختلف و پخش بخشی از جمله‌ها و مکالمات روزمره بین افراد. مثل گوشی را بردار یا نصب اشعار مذهبی و آیات و اذان و نوحه‌ها و سینه زنی‌ها.»

اما برخی از این زنگ‌ها بیشتر از یک برداشت شخصی است. انگاری خودش یک ابزار شعار و ابراز است. تنوع در زنگ‌ها فقط مال تماس‌های تلفنی هم نیست. این بلا سر پیامک‌ها هم آمده است.

اما به قول یک کارشناس آی‌تی موبایل می‌رود تا شخصی‌تر هم بشود. چرا که هر روز این امکان با فن‌آوری‌های تازه فراهم می‌شود تا امکان شخصی کردن موبایل‌ها بیشتر برای افراد فراهم شود. در گذشته شما باید می‌رفتید به یک مغازه و با کابل و رابط و باکس‌های مختلف برای شما موسیقی را به عنوان زنگ می‌گذاشتند. اما امروز به قول یک موبایل  فروش گرفتن برنامه و آهنگ کار «سه سوته». با این امکان کاربران سعی می‌کنند حالات و شخصیت و نمودهای فردی‌شان را بیشتر و بیشتر روی این ابزار نشان می‌دهند.

از طرفی معمول در ایام سوگواری‌ها این زنگ‌ها تغییر می‌کند و رنگ و بوی مذهبی به خودش می‌گیرد. اما برخی معتقد هستند این موضوع بیشتر جنبه‌ی چشم و هم‌چشمی دارد و رونق بلوتوث کردن زنگ‌های جدید با مناسبت‌های مختلف و معمول در جمع دوستان و فامیل گرم است. نسل تازه‌ی «تری‌جی» یا نسل سوم «جی‌اس‌ام» که از طریق درگاه اینترنتی بر روی موبایل این فرصت را می‌دهند تا شما آن‌چه را که می‌خواهید از روی شبکه بگیرید و روی گوشی‌تان نصب کنید. به قول همان آقای فروشنده: «سه تا سوت، به راحتی.»

رفتم سراغ یک جوان به نام آرش پرسیدم:

زنگ موبایلت چیست؟

آهنگ دموکراسی از گروه آبجیز.

چرا انتخاب کردی؟

به خاطر این‌که آهنگش قشنگ بود.

چقدر از دموکراسی چیزی می‌دانی؟

هیچی.

پس چرا این زنگ را می‌گذاری؟

چون که هیچ چیز نمی‌دانم و دوست دارم بدانم. چون که می‌خواهم بگویم طرفدار دموکراسی هستم و می‌خواهم در مورد آن چیزی بدانم.

وقتی ماه‌های عزاداری می‌آید چه زنگی روی موبایلت می‌گذاری؟

فرقی نمی‌کند همین که هست.

زنگ پیامک‌ات هم همین است؟

زنگ اس‌ام‌اس من آهنگ تاکسی، یک سوتی می‌زند و بعد می‌گوید تاکسی.

وقتی این زنگ وسط یک جمع که مثلن بزرگ‌ترها نشستند می‌زند هیچ‌کس جور خاصی به تو نگاه نمی‌کند؛‌ یعنی برخوردی با تو کسی نمی‌کند؟

چرا. همه یک‌جوری نگاه می‌کنند. بعد من هم برای این‌که تابلو نشود می‌گویم کی تاکسی می‌خواست.

—-

با خانمی صحبت می‌کردم، می‌گفت با موبایل تازه‌ای که خریده وقتی در تاکسی می‌نشیند راحت موبایلش را می‌زند و یک آهنگ و فایل صوتی را می‌گذارد گوش می‌کند و دیگر به حرف‌های آدم‌ها در تاکسی توجهی نمی‌کند. یا دیگری می‌گفت وقتی خستگی روز اذیتش می‌کند؛ یکی از آن زنگ هایی که برای آن روز انتخاب کرده صدایش در می‌آید کلی از آن روحیه می‌گیرد.

اما پگاه می‌گوید که زنگ موبایلش را پیانو انتخاب کرده تا آرامش بخش باشد، از او می‌پرسم:

در میان هم کلاسی‌ها و دوست‌هایت زنگ خاصی شنیدی که تعجب کنی؟

آره. آهنگ‌هایی که این‌قدر اجق وجق است که آدم سکته می‌زند. یک دفعه یک شوکی به آدم وارد می‌شود.

از آن‌ها نپرسیدی چرا یک چنین زنگی را دارند؟

می‌گویند، برای جلب توجه.

البته قر و قمبیلی که روی موبایل‌ها می‌آید یک تجارت پرسود هم برای خودش هست. یادم می‌آید روزی در نزدیکی میدان «ترافلگار» لندن فروشنده‌ای نگاهی به هیات‌ام کرد و گفت حاضر است با دو پوند برایم زنگ عربی روی موبایلم بگذارد. او اگر چه در مورد ملیت من اشتباه کرده بود اما به قول خودش ماهی چند هزار پوند از عرب‌ها بابت همین کار پول می‌گیرد.

20100104-soc-mobil1

یادم هست همین اتفاق چند ماه بعد در بازار علاء‌الدین در خیابان جمهوری تهران که از سر و کولش موبایل می‌بارد افتاد.

فروشنده با لبخند گفت حاج آقا -حقیقتش این ریش داشتن هم خودش یک داستانی شده برای من- می‌‌خواهی یک سری زنگ‌های نوحه برای‌تان بریزم. وقتی به شوخی گفتم حاج آقا پدرت است، انگار رویش باز شد و گفت: «اگر فیلم خلاف موبایلی هم خواستی داریم».

به قول خودش چیزهایی که دارد داغ داغ است. از شیر مرغ تا جان آدمی‌زاد. همه با هفت هزار تومان. در پاساژ علاالدین به نظر می‌رسد با هفت هزار تومان می‌توانی سر سبیل شاه هم نقاره بزنی و از فیلم های خانوادگی هنرپیشه‌ها و سران مملکت بگیر تا موسیقی و غیره به چند هزار تومان بخری.

دوستی می‌گفت در صف شیر صبح‌گاهی ایستاده بوده که زنگی از موبایل حاج آقایی بروز کرده که یکی از ترانه‌های «مرلین‌منسون» بوده است. می‌گفت: «نمی‌دانم حاج آقا این زنگ مخوف را چطوری می‌توانست تحمل کند و با روحیه‌اش چقدر سازگار بود. اما به هرحال این هم یک انتخاب شخصی است.»

به نقل از همان سایت موبایل نیوز علی شریفی، جامعه شناس و عضو گروه جامعه شناسی و پژوهش‌کده خانواده می‌گوید: «چون در کشور ما منبع دقیقی برای شناخت موسیقی وجود ندارد بسیاری از موسیقی‌ها و آهنگ‌ها بویژه‌ سبک‌های خاص‌ از دید افراد دیگر جامعه نابه‌هنجار و آزار دهنده‌اند.»

زنگ‌های تلفن همراه به یک نماد شخصی برای قضاوت درباره‌ی افرادی که نمی‌شناسیم تبدیل شود

این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: «این موضوع باعث شده زنگ‌های تلفن همراه به یک نماد شخصی برای قضاوت درباره‌ی افرادی که نمی‌شناسیم تبدیل شود. برای مثال اگر بررسی کنیم در جامعه موسیقی تند و غربی بیشتر در گروه‌های جوانان بویژه مجردها رایج است. انتخاب زنگ‌های تیزتر بیشتر از سوی افرادی که در محله‌های پر سروصدا کار می‌کنند، شاغلین در اداره و دفاتر کاری موزیک‌های آرام و یا با حالت سکوت با ریتم پایین را می‌پسندند.»

او می‌گوید که نوع زنگ کوچک و منقطع نشانگر این است که افراد به هنجارها احترام می‌گذارند و از نظر روانشناسی افرادی که پر شور و شر و خودنما هستند زنگ‌های ریتم تند و عجیب و غریب را انتخاب می‌کنند و افراد صلح جو گرایش به زنگ‌های آرام دارند.

آیا زنگ موبایل می‌تواند از نشانه‌های مدگرایی یا خودنمایی باشد؟

شخصیت یا روحیه افراد بی شک در ذات خود برخی برون‌ریزی‌هایی را دارد که می‌تواند خودنمایی هم باشد اما نباید فراموش کرد مد‌گرایی و یا خودنمایی تعبیر بدی نیست، نوع اغراق‌آمیز و یا وارده شونده در حریم دیگرانش جای بحث یا اعتراض دارد. البته این موارد «تابو»‌هایی است که هنوز جامعه ما با آن‌ها دست به گریبان است.

هنوز هم یک پسر با پیراهن قرمز جلف است. دختر با مانتوی رنگی بدحجاب است و کسی که بلند بخند جلف به حساب می‌آید. اما به هرحال این روزها موبایل دیگر فقط زنگ نمی‌خورد تا جواب یک تلفن را بدهی. امروز موبایل جزیی از شخصیت آدم‌ها است. این‌جا شاید لازم باشد تا یک بار دیگر بررسی کنیم ببینیم آیا موبایل در ایران بالاخره حریم خصوصی‌شده یا نه.

ما باید این را بدانیم که آیا افراد در چارچوب زندگی که در ایران دارند می‌توانند آزاد باشند و هر انتخابی را بکنند. نمی‌دانم شما یادتان هست یا نه ولی به هرحال تابستان‌ها معمولا شایعه‌ی پلیس موبایل خیلی جدی می‌شود. سال  پیش خیلی جدی بود. اگرچه که خیلی‌ها منکر بودند اما می‌شنیدیم که شما باید برای زنگ‌تان و برای محتویات موبایل‌تان جواب بدهید. آن‌هم با شرایط فعلی که دیگر موبایل در ایران مسوولیت سنگین‌تری را با ماموریت ثبت لحظات و رخدادها بر عهده گرفته‌است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , 

۱ Comment