Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
رازهای زنانه- قسمت سی‌و‌هفتم

«تمرین آدم بودن»

2012 May 19

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

می‌خواهی یک سیم را لخت کنی یا یک پیچ را ببندی، می‌گویند این یک کار مردانه است. مرد یک سینی چای جلوی مهمان‌ها می‌گیرد یا یک پرتقال پوست می‌کند، می‌گویند این کار زنانه است. تقسیم‌بندی آدم‌ها از زنانه یا مردانه بودن موضوعات گاهی به همین سادگی و پیش ‌پا افتادگی است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مرزهایی که برای جنسیت آدم‌ها مشخص می‌شود هم گاهی نه بر اساس پیچیدگی‌های جسمی و روحی که به خاطر تفاوت‌های رفتاری معمولی است که تنها به دلیل عادت و روی حساب عادت و تکرار به عنوان رفتارهای زنانه و مردانه تعریف شده‌اند. در اطلاق این تعریف‌ها همه‌ی ما یک‌سان عمل می‌کنیم. تا مردی از جایش بلند می‌شود تا مثلن یک استکان چایی برای خودش بریزد، سیل عظیم مادرها و خواهرها و همسرها به خروش می‌افتند که: «نه بابا، شما چرا؟ ما هستیم» و در گرفتن استکان چای از هم پیشی می‌گیرند، گویی که مرد مرتکب عجیب‌ترین کار دنیا شده و تمام خصلت‌های جنسی‌اش را زیر پا گذاشته و البته گاهی این مادر و خواهر و همسر، زیرچشمی به هم نگاه می‌کنند و مادر و خواهر از روی ناراحتی و همسر از روی تعجب، سوال می‌کنند که چه شده این آقا ساختارشکنی کرده و خلاف جریان جنسیتی‌اش گام برداشته؟ البته به قول نویسنده‌ی وبلاگ «نسوان مطلقه‌ی معلقه»، «روان‌شناسان و نمادشناسان و غیره معتقدند که ما یک سری خصلت‌های مردانه و یک سری خصلت‌های زنانه داریم. به‌طور مثال، منطق و تفکر را صفات مردانه و احساسات، خلق و خوهای مبهم و مکاشفه و خلاقیت را صفاتی زنانه می‌دانند. به خودی خود، هیچ کدام از این دو بی‌ارزش نیست، بلکه در واقع، در تعادل بین این دو است که انسان به خرد و به تکامل می‌رسد. هر زنی می‌تواند (و باید) صفات مردانه نظیر تعقل، حمایت‌گری و قدرت را داشته باشد، همان‌طور که هر مردی می‌تواند (و باید) با نیمه‌ی زنانه‌ی خود و احساسات و مکاشفه‌های روح خود در تماس باشد، چرا که در نهایت این تماس به احساس گرما و مفهوم در زندگی‌اش و گاه به صورت خلاقیت، موسیقی، ادبیات و نقاشی منجر خواهد شد.»

«آیا مردی که گل‌دوزی و آش‌پزی می‌کند، یک زن است؟ آیا زنی که توی کارخانه کار می‌کند و دقیق و جدی و منظم است، تبدیل به یک مرد شده است؟ آیا داشتن خصلت‌های مردانه در یک زن، زن بودن آن زن را زیر سوال می‌برد؟ آیا لطافت و ظرافت، مردانگی را به مخاطره می‌اندازد؟

پاسخ این سوال‌ها بسیار متغیر و به فرهنگ، گذشته‌های هر آدم و نگاهش به زندگی بستگی دارد. پیش می‌آید که یک مرد پیش‌بند ببندد و توی آش‌پزخانه کیک اسفنجی بپزد و اشک بریزد، پیش می‌آید که یک زن، توی شرکت با کفش بدون پاشنه بدود و هدایت یک پروژه‌ی چند میلیاردی را به عهده بگیرد. در درون هر مردی، زنی و در دورن هر زنی مردی است که به زمان خودش بیرون می‌آید و کارش را می‌کند.  نگذاریم این برچسب‌ها ما را منجمد کند و آن نیمه‌ی دیگر را بکشد. ما ترکیبی از این دو نیمه هستیم. گاه لطیف، گاه قوی، گاه احساساتی، گاه منطقی. ما هیچ‌کدام از این‌ها و ترکیب همه‌ی این‌ها هستیم.»

راز زنانه‌ی ما این است که تمرین کنیم این‌بار به کارها و فعالیت‌های روزمره‌ی آدم‌ها، کارهایی که برای زنده ماندن و شاد بودن انجام می‌دهند و ربطی به جنسیت‌شان ندارد

اما قضیه این است که گاهی دایره‌ی تعریف رفتارهایی که زنانه یا مردانه تعریف می‌شوند آن‌قدر تنگ است که کوچک‌ترین حرکت‌ها را از نوعی که مثالش را هم آوردیم دربر می‌گیرد و چندان ربطی هم به منطق و خلاقیت ندارد و امور روزمره‌ای است که هر انسانی ممکن است لازم باشد دست به آن‌ها بزند؛ بدون این‌که به جنسیتش بربخورد. تغییرات زندگی امروز باعث شده که این مرزهای ساختگی روز به روز بیش‌تر از بین بروند و به جایش مرزهایی مانند توانایی افراد در انجام کارها به وجود بیاید. پس چه اشکالی دارد اگر در خانه‌ای مرد آش‌پزی کند و زن چکه‌ی دست‌شویی را درست کند؟ آیا این به‌تر از این نیست که مرد تنها در خانه از ترس این‌که مبادا با رفتن به آش‌پزخانه جنسیتش نابود شود، از گرسنگی بمیرد و زن با پیش‌زمینه‌ی این‌که چکه‌ی دست‌شویی را گرفتن مردانه است، صدها لیتر آب را هدر بدهد؛ مبادا حرکتی خلاف عادت اهالی دنیا کرده باشد؟

راز زنانه‌ی ما این است که تمرین کنیم این‌بار به کارها و فعالیت‌های روزمره‌ی آدم‌ها، کارهایی که برای زنده ماندن و شاد بودن انجام می‌دهند و ربطی به جنسیت‌شان ندارد (که با این تعریف بیش‌تر کارهای دنیا ربطی به جنسیت ندارند) برچسب زنانه و مردانه نزنیم و بگذاریم آدم‌ها زندگی‌شان را بکنند. این تمرینی است که ما برای آدم بودن (پیش از زن یا مرد بودن) به آن نیاز داریم و معنا و مفهومش این است که قضاوت‌گری و داشتن تعاریف از پیش تعیین شده، درد بزرگی برای آدم‌های امروزی است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,