Saturday, 18 July 2015
28 September 2021
پانوراما

«دولت مطلقه مدرن، عامل و مانع توسعه»

2012 May 20

پیمان عابدی / رادیو کوچه

از دیدگاه برخی تحلیل‌گران دولت و حکومت رضاشاه پهلوی توانست نظم، قانون، اقتدار مرکزی، ناسیونالیسم و وسایل رفاهی جدید مانند راه آهن، اتوبوس، رادیو، سینما و تلفن و به‌عبارت دیگر «توسعه»، «انسجام ملی» و «نوسازی» را به هم‌راه آورد و به باور برخی دیگر، سرکوب، فساد، مالیات، بی‌هویتی و امنیت از نوع دولت‌های پلیسی ره‌آورد حکومت وی بود. چنان‌چه «میلسپو» که در سال 1321 خورشیدی معادل 1942 میلادی دوباره به ایران بازگشت، معتقد بود که «سیاست مالیات‌بندی شاه به شدت واپس‌گرایانه بود طوری که موجب افزایش هزینه زندگی و فشار آن بر طبقات فقیر شد… به‌طور کلی او کشور را دوشید، دهقانان، ایلات و عشایر و کارگران را از پای درآورد و از زمین‌داران مالیات و عوارض سنگینی دریافت کرد. در شرایطی که فعالیت‌هایش طبقه جدیدی از «سرمایه‌داران»، تجار، پیمان‌کاران و نورچشمی‌های سیاست‌مداران را به ثروت رسانده بود، تورم، مالیات و مسایلی از این‌دست، سطح زندگی توده‌ها را پایین آورد».

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

باید گفت هر دو تحلیل یاد شده درباره دولت رضاشاهی صحیح هستند و در مجموع، دست‌آوردهای اقتصادی و سیاسی حکومت رضا شاه بسیار چشم‌گیر است. اما پاره‌ای از تندروی‌های وی در زمینه نوسازی فرهنگی کشور و روی آوری وی به منش‌های خودکامه، به‌ویژه در نیمه دوم حکومتش موجب نارضایتی گسترده مردم شد و پایه‌های حکومت جدید را متزلزل کرد.

کوشش رضا شاه برای تبدیل سریع ایران به کشوری سکولار و مدرن با سرکوب بی‌رحمانه اقشار و مناسبات سنتی هم‌راه بود. کشف حجاب و تغییر لباس مردان به نحوی بسیارآمرانه و تهاجم گسترده و پی‌گیر به شیوه‌های سنتی زندگی موجب نارضایتی توده‌های مردم، به‌ویژه اقشار سنتی شد و آن‌ها را با کسانی که امتیازهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ویژه خود را دردوره حکومت وی از دست داده بودند هم‌سنگر ساخت.

گرایش حکومت رضا شاه به استبداد و خودکامه‌گی، ریشه در گذشته و سنت تاریخی ایران داشت و در واقع بازتولید و تداوم استبداد و خودکامه‌گی ساخت قدیم قدرت بود.  با این‌‌حال حکومت رضا شاه یک نظام سیاسی جدید به‌شمار می‌رفت و دولت رضا شاه نخستین دولت مدرن مطلقه در ایران بود. کاربرد عنوان دولت مطلقه برای این دوره از تاریخ سیاسی ایران حاکی از تفاوت اساسی نظام رضا شاه با استبداد سنتی است. حکومت رضا شاه گرچه برخی از شیوه‌های اعمال قدرت خودسرانه و خودکامه را به‌سبک حکام پیشین به‌کار برد، اما برخلاف حکومت‌های قدیم با تمرکز بخشیدن به منابع قدرت، برای نخستین بار مبانی ساخت دولت مدرن مطلقه را ایجاد کرد.

حکومت رضا شاه با متمرکز کردن منابع و ابزارهای قدرت، ایجاد وحدت ملی، تاسیس ارتش مدرن، تضعیف مراکز قدرت پراکنده، اسکان اجباری و خلع سلاح عشایر، ایجاد دست‌گاه بوروکراسی جدید و انجام اصلاحات مالی و تمرکز منابع، مبانی دولت مدرن مطلقه را به‌وجود آورد.

هرچند اقدامات رضا شاه در جهت استقرار امنیت و ثبات سیاسی به ایجاد زمینه مساعد برای گسترش مالکیت خصوصی یاری کرد، اما از سوی دیگر، اقدامات وی به‌ویژه درمرحله دوم حکومت یعنی پس از تحکیم پایه‌های اقتدار حکومت جدید، در جهت غصب املاک زمین‌داران بزرگ به‌منظور ثروت‌اندوزی شخصی انجام داد، انگیزه مالکیت خصوصی را تضعیف کرد. بسیاری از زمین‌داران بزرگ وادار به‌فروش زمین‌های خود به قیمت ارزان شدند.  انحصار تجارت خارجی و محدود کردن تجارت داخلی، هم‌راه با مالیات‌های سنگین نیز موجب تضعیف بیش‌تر مالکیت خصوصی شد. این اقدامات هم‌راه با سرکوب روشن‌فکران و منتقدین حکومت، اقدامات دیگررضا شاه را که می‌توانستند زمینه‌ساز رشد جامعه مدنی باشند خنثا کردند.

در اساس، تمرکز قدرت و نظم از شرایط اولیه توسعه اقتصادی می‌باشند اما تمرکز قدرت چنان‌چه از حد خارج شود و با مکانیزم‌هایی هم‌راه نباشد که بر عمل‌کرد آن نظارت کنند خود به مانعی دربرابر توسعه اقتصادی و سیاسی تبدیل می‌شود. در مجموع دولت مطلقه مدرن رضاشاه هم به‌صورت عامل و هم به‌صورت مانع توسعه اقتصادی و سیاسی ایران عمل کرد.

در دوره رضاشاه، امنیت مردم در برابر یک‌دیگر تا حد زیادی تامین شد. اما بعد دوم امنیت داخلی یعنی امنیت مردم در برابر حکومت، فراموش شد

در دوره رضاشاه، امنیت مردم در برابر یک‌دیگر تا حد زیادی تامین شد. اما بعد دوم امنیت داخلی یعنی امنیت مردم در برابر حکومت، فراموش شد. خانم «آن لمبتون»، ایران‌شناس مشهور -که در دوره رضاشاه به ایران سفر کرده بود- در مورد این دوره گفته‌است:

«با آن‌که خیابان‌ها شب هنگام کم نور یا تاریک بود، با این‌حال به نحوی شگفت‌انگیز، امنیتی رضایت‌بخش در آن‌ها حکم‌فرما بود. در سال 1936 میلادی که در تهران بودم، اغلب شب‌ها دیر هنگام برای درس عربی به خانه ملایی در جنوب تهران می‌رفتم و به‌دفعات تا یازده یا دوازده شب آن‌جا می‌ماندم. اما به هنگام بازگشت که به‌سوی شمال شهر پیاده‌روی می‌کردم با هیچ مشکلی مواجه نمی‌گشتم.»

این، در حالی بود که مردم از ناحیه حکومت امنیت نداشتند. از مردم عادی تا وزیران دولت، هر لحظه ممکن بود بدون تشریفات رسمی بازداشت، زندانی و یا به‌دست پزشک «احمدی»، به‌طرز مرموزی کشته شوند. در این دوره به‌قول کاتوزیان «هیچ‌کس از برکناری بدون تشریفات، دست‌گیری خودسرانه، زندانی، تبعید و کشته شدن مصون نبود. هم‌راه با تغییر یافتن شیوه حکومت، از دیکتاتوری به استبداد یا سلطانیسم، تجاوز به مالکیت خصوصی (به‌ویژه در مورد زمین) نیز بالا گرفت».

برخورد خشونت‌آمیز رضاشاه با افرادی نظیر «علی‌اکبر داور»، «نصرت‌الدوله فیروز» و «سردار اسعد بختیاری» که در رده‌های بالای مدیریتی قرار داشتند، نشان‌گر بی‌پناهی نخبگان در برابر قدرت استبدادی شاه و فقدان امنیت شغلی نخبه‌گان بود. فقدان امنیت، نه تنها شامل شغل نخبگان، بلکه شامل جان و مال آن‌ها نیز می‌شد. این نبود امنیت، یکی دیگر از موانع توسعه سیاسی در دوران رضاشاه بود چون رضاشاه برای حفظ تاج و تخت در خاندان پهلوی، درصدد برآمد تا رجال قدرت‌مندی را که ممکن بود پس از او از ولی‌عهد اطاعت نکنند، از سر راه بردارد. لذا به بهانه‌های گوناگون و بدون تشریفات قانونی، بسیاری از نخبه‌گان حاکم را به‌قتل رساند، «سرداراسعد بختیاری»، وزیر جنگ، در اوج قدرت به هم‌راه شاه به گرگان رفته بود و در شرایطی که از طرف شاه، سرگرم توزیع جوایز اسب‌سواران بود، «سرهنگ سهیلی» حکم احضار او را ابلاغ کرد. سپس وی را بازداشت و راهی تهران کردند و پس از مدتی در یک سلول تاریک زندان، کشته شد.

«علی‌اکبر داور»، وزیر عدلیه نیز در پی فحاشی رضاشاه، دست به خودکشی زد و حتا مراسم تشییع جنازه او نیز به‌دستور شاه متوقف و بدون تشریفات رسمی به خاک سپرده شد. «نصرت‌الدوله فیروز»، وزیر دارایی هم بدون هیچ‌گونه تشریفاتی به‌فرمان شاه به زندان رفت و در سال 1316خورشیدی به‌دست ماموران نظمیه به‌قتل رسید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,