Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
دایره‌ی شکسته

«جهانی در مشت»

2012 May 20

مه‌شب تاجیک / رادیوکوچه

این‌که چه مولفه‌هایی در روی‌کرد فرد به پیرامون خود و واکنشش نسبت به زیست بیرونی‌اش موثر هستند، شاید به‌قدری دارای اهمیت باشد که بتواند زیست فرد مورد نظر را دچار چالش کند و به شخصیت و موجودیت او سمت و سو دهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

موقعیت هر فرد نسبت به آن‌چه در بیرون از حوزه‌ی شخصی‌اش وجود دارد، تابع مجهول‌ها و معلوم‌های به‌غایت مبهمی است که هنوز هم نمی‌توان به‌صراحت از آن‌ها سخن گفت، با این وجود شاید یکی از مولفه‌های بسیار با اهمیت و تعیین‌کننده در کنش‌های رفت و برگشتی با پیرامون و واکنش‌های درونی نسبت به زیست فردی و جمعی، کیفیت فرآیند فکری او از منظر حرکت از جزء به کل یا از کل به جزء است. در واقع آن‌چه از آن به‌عنوان یک کیفیت ذهنی سخن می‌گوییم، چیزی جز شیوه‌ی حرکت به‌جانب نتیجه‌ی حاصل از تلاش فکری نیست.

این کیفیت ممکن است از هر فرد به فرد دیگر متغیر باشد و یا از هر گونه‌ی شخصیتی به گونه‌ی دیگر در نوسان باشد، حتا این امکان هم وجود دارد که به‌سبب کیفیت برخورد فکری سطح‌بندی‌هایی در جامعه به وجود آید و یا سطح‌بندی‌هایی از میان بروند، ولی عمده‌ی این طبقه‌بندی براساس این خصیصه از سوی اجتماع به جنس‌های متفاوت گونه‌ی انسان صورت می‌گیرد. آن‌ها معتقدند که مکانیزم و فرآیند فکری و رسیدن به نتیجه، در مردها و زن‌ها تفاوت فاحشی دارد.

جدای از این‌که این سخن تا چه حد دقیق و دارای صحت است، باید به خاست‌گاه آن مراجعه کرد تا دلیل چنین روی‌کرد سطح‌بندی‌شده‌ای را دریافت. خاست‌گاهی که حتا می‌تواند پایه‌ای محکم برای تحلیل شخصیتی جنس‌های متفاوت باشد، ممکن است در خود تنها نطفه‌ی یک توهم و تعصب را جای داده باشد. هرچند تعریف مردانگی و زنانگی و به‌تبع آن، سویه‌های زیستی و شاخصه‌های شخصیتی هر کدام از ایشان، اکنون دیگر محدود به ساخت فیزیولوژیک نمانده‌است و می‌توان برهم‌کنش‌های گونه‌گونی را برشمرد که در قالب‌های دوتایی کلاسیک جای نمی‌گیرند.

دو نوع اندیشگانی عمده برای رسیدن به نتیجه، از دو تابع قیاسی و استقرایی تبعیت می‌کنند. دید قیاسی ما را از کل به جزء رهنمون می‌کند و این‌گونه با شیوه‌ی تحلیل این‌چنینی از مسایل کلان، به‌سوی مسایل خرد حرکت صورت می‌گیرد و در مدل استقرایی عکس این فرآیند صورت می‌پذیرد، به‌این‌ترتیب که روی‌کرد به مسایل از المان‌های خرد به جانب مسایل کلان در حرکت است.

این دو مدل رفتار ذهن و به‌تبع آن، گونه‌ی رفتار عملی، دو گونه‌ی خالص و عمده‌ی عمل‌کردی هستند، در عین حال که بی‌شمار گونه‌ی فکری و تحلیلی نیز از بسامد این دو روی‌کرد اندیشگانی حاصل می‌شوند، ولی همه‌ی آن‌ها حول محور این دو نوع تفکر عمده شکل می‌گیرند.

از گذشته تا کنون این طرز تلقی وجود داشته‌است که زنان به‌طور عمده دیدگاهی جزیی‌نگر دارند و نمی‌توانند دیدگاه جامع و تحلیل کلی‌ای از شرایط و موضوع مورد نظر به‌دست دهند، حال آن‌که عقیده بر این بوده‌است که جنس مذکر توانا به حرکت از جزء به کل و تحلیل به‌سمت نتیجه‌گیری عمده و کلی است.

فارغ از این‌که هر کدام از این گونه‌های کیفی اندیشه‌ورزی تا چه اندازه کارآمد هستند و جدای از این‌که صحت تقسیم‌بندی جنسیتی در این زمینه‌ی خاص و با توجه به سیالیت پیش‌رونده و روزافزون جنسیت در مجراهای غیر دوتایی، چقدر می‌توان این گونه‌ها را محدود کرد، باید به این نکته توجه داشت که چگونه از برآیند این‌ها می‌توان در هر جای‌گاه و با هر میزان توان‌مندی در سایر موارد ذهنی، به نتیجه‌ی مطلوب دست یافت. باید به جانبی حرکت کرد که هر دوی این گونه‌های اندیشگانی بتوانند در ذهن و بروز عینی تفکر، شرایط حضور بیابند.

این‌چنین است که کیفیت رفتار ذهن نه بر پایه‌ی جنسیت سلبی و ناکارآمد، بلکه با توجه به‌شرایط فرار از المان‌های محدود، راه خود را می‌یابد. شیوه‌ی ذهنی و عمل‌کرد اندیشگانی هر فرد، تا اندازه‌ی زیادی در رفتار عملی و زندگی او نیز موثر است، پس چه به‌تر که توان‌مندی بهره‌گیری از دو روی‌کرد عمده‌ی قیاسی و استقرایی و به‌تبع آن زیرشاخه‌های آن‌ها را نیز فراگیریم تا بتوانیم به نتیجه‌ی مورد نظر دست یابیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,