Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
رازهای زنانه- قسمت سی‌و‌هشتم

«سهم زنان از جیب خودشان»

2012 May 21

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

روز زن، از همیشه دل‌گیرتر است. شوهرش از قبل به او گفته که 100هزار تومان می‌دهد برای خودش. عصر که می‌آید خانه، قولش یادش نیست. با عجله می‌روند دیدن مادرها و مادربزرگ‌‌ها. خانه‌ی مادربزرگ زن که می‌رسند، شوهرش 20 هزار تومان از جیبش در می‌آورد و به مادربزرگ هدیه می‌دهد. شب در خانه‌ی خودشان، مرد 80هزار تومان به زن می‌دهد و می‌گوید:«20  تومنش رو به مادربزرگ خودت دادم.» زن از این حرکت بدش می‌آید. به نظرش نوعی معامله است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مرد همیشه با او سر پول معامله دارد. می‌گوید شهریه‌ی دانش‌گاهت را باید از حقوق خودت بدهی. بقیه‌اش را هم بیاوری خرج کنی توی خانه. تا موقعی که یک قران از حقوق زن مانده باشد، مرد دست به جیب نمی‌برد. زن فکر می‌کند مرد همیشه برای پول‌های او نقشه کشیده،به او می‌گوید پول بدهد تا ماشین بهتری بخرند، اما ماشین را به اسم خودش می‌کند. تا چند وقت قبل قسط‌های خانه را از حقوق او می‌دادند اما مرد هیچ سهمی از خانه را به نام او نکرد. زن حالا توی حساب بانکی‌اش هیچ پس‌اندازی ندارد و از 10 سال سابقه‌ی کار هیچ چیز برایش نمانده است. یکی دو تکه طلایی را که سال‌ها قبل توانسته بود برای خودش بخرد، سر ماجرای تعمیرات خانه فروختند.

مسایل مالی همیشه یکی از اختلافات زن‌ها و مردهاست. در حالی که این روزها خیلی از زن‌ها کار می‌کنند و دست‌شان در جیب خودشان است، در نهایت ته جیب‌شان چیزی نمی‌ماند و وقتی سرشان را برمی‌گردانند و به عقب نگاه می‌کنند، می‌بینند هیچ سرمایه‌ای ندارند. بازار توصیه‌های زنانه همیشه گرم است، این‌که خوب است زن حتا اگر کار هم نمی‌کند، از خرجی‌ خانه چیزی برای خودش کنار بگذارد و این‌که شوهرش را مجبور کند چند دنگ از خانه یا ماشین را به نامش بزند، این‌که به حقوقش دست نزند و همه را برای خودش نگه دارد. با این‌که این توصیه‌ها خیلی فریبنده به نظر می‌رسند، کم‌تر زنی می‌تواند به آن‌ها عمل کند و تعداد معدودی که از این کارها می‌کنند و با حقوق‌شان خانه می‌خرند و با پس‌اندازشان طلا، جزو زن‌های عجیب موفق به حساب می‌آیند و سرگذشت‌شان می‌شود الگوی زنان دیگر.

در عمل، بیش‌تر زن‌ها، دار و ندارشان را تمام و کمال توی خانه‌ی همسر خرج می‌کنند. با حقوق‌شان پول مهدکودک و گوشت و مرغ را می‌دهند و سرمایه‌ی پدری را می‌فروشند تا شوهر با آن یک کار تازه را شروع کند. بعد چند سال، اگر بلایی سر شوهر بیاید یا خودشان بزنند به تیپ‌و‌تاپ هم، زن نگاه می‌کند و می‌بیند دستش خالی است. یاد مهریه می‌افتد و می‌بیند که برای گرفتن آن هم باید کفش آهنی بپوشد.

مادربزرگ‌ها، وکیل‌های دادگستری و فمنیست‌ها عقیده دارند که استقلال مالی برای زن‌ها موضوع مهمی است، اما این موضوع مهم معمولن به خاطر رقت قلب زن‌ها در مسیر زندگی مشترک فراموش می‌شود

مادربزرگ‌ها، وکیل‌های دادگستری و فمنیست‌ها عقیده دارند که استقلال مالی برای زن‌ها موضوع مهمی است، اما این موضوع مهم معمولن به خاطر رقت قلب زن‌ها در مسیر زندگی مشترک فراموش می‌شود. در ایامی که زندگی گل‌و‌بلبل است هم، حرف زدن درباره این موضوع و تکیه‌ی بیش از حد بر آن، خلاف حسن نیت و فداکاری‌های مشترک برای یک زندگی به حساب می‌آید.

همه‌ی این‌ها در حالی است که مردها، به دلایل ذاتی و تربیتی، استقلال مالی خودشان را حفظ کرده‌اند. هیچ مردی به خاطر بارداری و زایمان و بعد تربیت بچه کارش را ول نمی‌کند. درآمد مرد، معمولن بیش‌تر است و خیلی از مردها میزان واقعی درآمدشان را به زن‌ها نمی‌گویند و خیلی‌ها هم همه‌ی پولی را که در می‌آورند، در خانه خرج نمی‌کنند. مردها این را یک فرض قطعی می‌دانند که هرچیزی خریدند به نام خودشان باشد، زن هم هرچیزی خرید به نام شوهر باشد!

راستی یک زن چطور باید زندگی کند که بدون متهم شدن به خودخواهی و فداکاری نکردن برای زندگی، استقلال اقتصادی خودش را حفظ کند؟ چطور می‌شود سرمایه‌ای داشته باشد برای صرف کردن در زمینه‌ی علایق شخصی خودش و در راهی که می‌خواهد و برای ایام پیری و ناتوانی؟  چطور می‌تواند این قاطعیت را به دست بیاورد که دست‌کم سهمی از درآمد خودش یا درآمد مشترک را برای خودش کنار بگذارد؟

چیزی که در بسیاری از زن‌ها مشترک است، نشناختن این حق به عنوان یک حق طبیعی و عادی در زندگی است تا جایی که خیلی از زن‌ها احساس می‌کنند اگر در رابطه با همسر سهمی از اموال و دارایی‌ها ببرند، نشان لطف و استثنایی بودن آن مرد است و در باقی موارد خودخواسته از حقوق خود گذشت می‌کنند. در حالی که در سایه‌ی نگاه مردسالار، زندگی زنان عمومن زیر قدرت اقتصادی مردان معنی می‌شود و مردان هم خودآگاه یا ناخودآگاه از قدرت گرفتن اقتصادی زنان هراس دارند و جلوی آن را می‌گیرند. آن‌ها می‌دانند که اگر زن استقلال مادی داشته باشد، تن به هر شکل رابطه‌ای نمی‌دهد.

راز زنانه‌ی ما این است: سهم شما از درآمدها و اموال مشترک چیست؟ حقوق شما کجا خرج می‌شود؟ آیا همسرتان قدردان مشارکت شما در امور اقتصادی خانواده هست؟ آیا در عمق وجودتان از مشارکت در مسایل مالی خانه رضایت دارید یا احساس می‌کنید از شما سواستفاده می‌شود؟

به این سوال‌ها پاسخ بدهید تا در فرصت‌های دیگر بیش‌تر درباره‌ی استقلال اقتصادی زنان صحبت کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,