Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
گردونه مهر

«اسطوره فریدون و اژدها»

2012 May 22

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

«اژدها» در اساس هیولایی افسانه‌ای است که به طور معمول به صورت سوسمار یا مار غول‌پیکر فلس‌دار، با بال خفاش‌مانند، نفس آتشین و دم نوک‌تیز مجسم می‌شود. اگرچه در اساطیر مختلف، اژدها صورت‌های متفاوتی یافته است، همواره در اساس، آن را ماری در نظر آورده‌اند. در خاورمیانه، که مارها بزرگ و کشنده‌اند، مار یا اژدها گاهی نماد اصل ‌شر بوده است. به این ‌ترتیب، برای مثال در مصر خدای «آپپی» مار بزرگ جهان تاریکی، و دشمن خورشید بود. یونانیان و رومیان با این‌که مار را قدرتی شریر می‌دانستند، گاهی هم اژدهایان را نیروهایی نیکوکار (ساکنان تیزچشم اعماق زمین) می‌شمردند. اما شهرت شیطانی اژدها همواره قوی‌تر بوده است. اژدها که در فارسی با عناوین «اژدهار»، «اژدهاک» و «اژدر» نیز نامیده شده، دارای پنج نمود گوناگون است: 1. اژدها یا ماری بزرگ که اغلب بال دارد و قهرمانانی با آن می‌جنگند. این اژدها بیش‌تر در حماسه‌های ایران تظاهر یافته است و گاه به شکل‌های گرگ، ببر و جز آن‌ها وصف می‌شود، 2. ضحاک ماردوش، 3. اژدها در ادب و فرهنگ عامیانه، 4. اژدهایی در ادبیات عرفانی که بیش‌تر استعاری است، 5. اژدهایی که در هنرهای ایرانی منعکس شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اژدها در آثار زرتشتی و «بندهشن» و در «شاه‌نامه فردوسی» و در «گرشاسب‌نامه اسدی طوسی» اغلب در سرگذشت «گرشاسپ» و پهلوانان دیگر ظاهر می‌شود. به‌طور عمده او را با سر و دهانی بزرگ که آتش و دود از آن بیرون می‌آید و می‌تواند اسب و سوارش را از زمین یا نهنگی را از آب یا عقابی را از آسمان برباید و به دهان فروکشد، وصف کرده‌اند. معروف‌ترین قهرمانان اژدهاکش در حماسه‌ها و افسانه‌های ایران عبارت بودند از: «سام» (گرشاسپ)، «رستم»، «فرامرز»، «برزو»، «آذربرزین»، «شهریار»، «گشتاسب»، «اسفندیار»، «بهمن»، «اسکندر»، «اردشیر بابکان»، «شاپور دوم»، «بهرام گور»، «بهرام چوبینه» و «فریدون.»

«فریدون» یکی از شخصیت‌های اساطیری ایران است. طبق یک روایت او پادشاه پیش‌دادی بود که بر پایه شاه‌نامه فردوسی پسر «آبتین» و از تبار «جمشید» بود و با یاری «کاوه آهنگر» بر «ضحاک» ستم‌گر چیره شد و او را در کوه «دماوند» زندانی کرد. فریدون اما در «اوستا» قهرمانی است که شخصیتی نیمه‌خدایی دارد و لقب او «اژدهاکش» است. او پسر آبتین (اثفیان) است، که دومین فردی است که «هوم» را برابر آیین می‌فشارد و این موهبت به او می‌رسد که پسری چون فریدون داشته باشد. در اساطیر هند باستان قهرمانی ایزدی به نام «ایندره» حضور دارد که «وریتره» دیو خشک‌سالی را با رعد که به منزله‌ی گرز اوست‌، از میان می‌برد و به این گونه، آب‌ها را که به مردمان می‌بخشند، آزاد می‌کند. قهرمان دیگری از این نوع «تریته» است که او را با بیانی سراسر مشابه «ایندره» توصیف کرده‌اند. تریته با رعد خویش «ویشورپه» اژدهای سه سر و شش چشم را می‌کشد. تریته هم‌راه با طوفان غرش می‌کند و هنگامی که در شعله‌های «اگنی»(خدای آتش) می‌دمد، این شعله‌ها زبانه می‌کشند. اما بر خلاف «ایندره»، «تریته» یکی از کسانی به شمار می‌رود که «سومه» مقدس را آماده ساخته و نوشیده است.

اژدها در آثار زرتشتی و «بندهشن» و در «شاه‌نامه فردوسی» و در «گرشاسب‌نامه اسدی طوسی» اغلب در سرگذشت «گرشاسپ» و پهلوانان دیگر ظاهر می‌شود

در ایران وظیفه‌ی این ایزد در وجود دو شخصیت ظاهر می‌شود‌: «ثریته» (اثرط) که شفابخش است و آماده کننده هوم و «ثرتوونه» (فریدون) که اژدها‌کش است‌. از فریدون درخواست می‌شود که مردمان را در برابر جرب‌، تب و ضعف یاری کند که این‌ها همه آثار مار «دهاکه»‌، اژدهای بزرگ سه سر سه پوزه‌ی شش چشم است‌، آن دیو دروغی که اهریمن او را آفرید تا پارسایی و خانه‌های مردمان را نابود سازد. از فریدون تقاضا می‌شود که مردم را در برابر کارهای دهاکه کمک کند، زیرا گمان می‌رود که او آن اژدها را در نبردی که در «ورنه» یا عرش اتفاق افتاد شکست داد. فریدون بر سر و گردن و قلب «دهاکه» گرزی فرود آورد‌، اما نتوانست او را بکشد. سرانجام تیغی برگرفت و بر آن غول زد که بر اثر آن شمار بسیاری از موجودات ترس‌ناک از تن نفرت انگیز او بیرون دویدند. از ترس این‌که مبادا جهان از موجودات زیان‌کار چون مار‌، وزغ‌، کژدم‌، چلپاسه‌، لاک‌پشت و قورباغه پر شود، فریدون از تکه تکه کردن آن غول منصرف شد. در عوض او را به زنجیر کشید و در کوه دماوند زندانی کرد. اگر چه روزی مردمان از این که فریدون ضحاک را نکشته است تاسف خواهند خورد‌. پیروزی فریدون بر دهاکه او را به مقام پیروزمند‌ترین انسان رسانید. شخصیت پیروزمند فریدون موجب شد که وی البته بتواند «فره» «جمشید» را هنگامی که از آن قهرمان سرنگون شده گریخت، به دست آورد.

به لحاظ نقش، شباهت‌های فراوانی میان «ایندره» و «تریته» ودایی(هندی) با «کرساسپه» و «ثرتوونه» اوستایی و متون فارسی‏ میانه به چشم می‏خورد. در اوستا نیز اساسی‏ترین نقش «ثرتوونه» کشتن «اژی‏دهاک» سه سر سه پوزه سه چشم است. ثرتوونه پس از کشتن او و آزاد کردن دو زن او یعنی «سنگ‌هوچی» و «ارنوچی» به صفت «ورثرغنه» که مظهر دلاوری و جنگ‌آوری است ملقب می‏شود. در متون دوران میانه، فریدون‏ اژی‏دهاک را در کوه دماوند به بند می‏کشد و سرانجام در رستاخیز، «گرشاسب» او را می‏کشد. در متون دوران اسلامی «ضحاک» (اژی‏دهاک) پادشاهی مردم‌خوار و بی‌گانه است‏ که به بی‌داد بر سریر سلطنت نشسته است و بنا به روایت اکثر متون این دوران، به دست‏ فریدون به بند کشیده می‏شود. در این متون کشته شدن ضحاک با «گاو» ارتباط دارد که خود یادآور صورت روایت ودایی و اوستایی‏ست. در افسانه‌های ایرانی سرزمین اژدها همواره خشک و خالی از هر موجود زنده‌ای است. همسایه‌گی اژدها با چشمه یا دریا و در روایات دیگر وجود زنی در کنار اژدها را می‌توان بازمانده‌ای ضعیف از رابطه اژدها و آب‌ها قلمداد کرد، اما رابطه او با دیو خشکی«اپوش» (اوستایی: اپوشه) بیش‌تر از مورد اول به نظر می‌رسد. در کشتن این اژدها، جز درباره آزادی زن، هیچ نوع آزادی و روان شدن آب‌ها یا باریدن ابرها نیز دیده نمی‌شود.

پس از کشتن اژدها جشنی برپا می‌شود که یادآور جشن فریدون پس از دربند کردن اژدهاک است. آن را با «مهرگان» و نیز کشتن اژدهایی‌توسط ایزد «مهر» مرتبط می‌دانند. آن‌گونه که اشاره شد در گرفتاری ضحاک هم دو زن (خواهران یا دختران جمشید) رها می‌شوند و از این‌رو آزادی زن در افسانه، به حتم ارتباطی با آب (عامل زایندگی) ندارد. در واقع اگر ارتباطی میان این‌گونه اژدها و آب یا زن باشد، در قصه‌های ایرانی و ادبیات‌فارسی به کلی رنگ باخته، و به نقش دراماتیک قصه افزوده شده است. در مجموع چنین نتیجه می‌گیریم که در روایت‌های‏ گوناگون اسطوره‌ی نبرد پهلوان با اژدها به دو گروه روایت برمی‏خوریم: 1- روایت‌هایی که در آن‌ها ایزد-پهلوان پس از کشتن اژدها آب، گاو، و زن را آزاد می‏کند. 2-روایاتی که در آن‌ها ایزد-پهلوان اژدها را در بند می‏کشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,