Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
کتاب‌خانه‌ی کوچک من- نمایش‌نامه‌ی «پاک»

«الان و نه هیچ‌وقت دیگر»

2012 May 22

نهال نوریان/ رادیو کوچه

«اتاق قرمز. سالن ورزشی دانش‌گاه

کارل به‌شدت توسط گروهی از مردان که دیده نمی‌شوند، کتک می‌خورد.

صدای ضربات را می‌شنویم و بدن کارل که با دریافت هر ضربه تکان می‌خورد.

تینگر دستش را بالا می‌گیرد و ضربات متوقف می‌شود.

دستش را می‌اندازد. زدن ادامه می‌یابد.

کارل:   خواهش می‌کنم دکتر. خواهش می‌کنم.

تینگر دستش را بالا می‌گیرد. زدن متوقف می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تینگر دستش را می‌اندازد.

ضربات ادامه می‌یابند تا جایی که کارل از هوش می‌رود.

تینگر دستش را بالا می‌گیرد. زدن متوقف می‌شود.

تینگر:   نکشیدش.

زنده نگه‌ش دارید.

(با ملایمت صورت کارل را می‌بوسد.)

کارل (چشمانش را باز می‌کند.)

تینگر:   یه راه عمودی توی بدنت وجود داره، یه مسیر سرراست که یه چیز می‌تونه ازش عبور کنه بدون این‌که مجبور به مرگ آنی تو بشه. از این‌جا شروع می‌شه.»

در 20 فوریه 1999، پیش از رسیدن به سی‌سالگی‌اش، در اوج شهرت و در لندن خودکشی کرد. صاحب‌نظران زودمرگی و خودکشی را از مولفه‌های شباهت او به آنتونن آرتو می‌دانند چراکه زبان صریح و برنده‌ی او و تلاشش به‌منظور راه‌یابی تاتر به ساحت‌های جدید، قابل چشم‌پوشی نبوده است. «سارا کین» (Sarah Cain) همان نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان سراسیمه‌ای است که در سال‌های اخیر، استقبال از آثارش و اجرای آن‌ها در سرتاسر جهان، او را به چهره‌ای جهانی تبدیل کرده است. اگرچه او از همان آغاز کار هم در دایره‌ی شهرت قرار داشت، ولی اکنون با وجود برگردان کارهای او به بیش از سی زبان و اجراهای متعدد از نمایش‌نامه‌هایش در هر نقطه‌ای، او در زمره‌ی یکی از ده نمایش‌نامه‌نویس برتر جهان قرار گرفته است.

نمایش‌نامه‌ی «پاک» یکی از متن‌های نمایشی سارا کین است که توسط «مهیار کاغذی» به فارسی برگردانده شده است. این کتاب در امرداد ماه سال 1390 توسط نشر الکترونیکی مایندموتور بر روی شبکه‌ی جهانی قرار گرفت. سارا این نمایش‌نامه را در سال 1988 نوشت و در همان سال توسط «جیمز مک‌دونالد» در لندن به روی صحنه رفت و در روزهای پایانی همین اجرا بود که سارا یکی از نقش‌های نمایش را خود بر عهده گرفت. شاید هر توضیحی پیرامون نمایش‌نامه‌ی «پاک» بی‌فایده به نظر آید، وقتی خواننده‌ی کتاب به‌رغم پیش‌فرض‌های خود و چارچوب‌های ترسیم‌شده‌ی اجتماعی، در همان آغاز، متحیر می‌شود د حالی‌که قادر به هضم آن‌چه روی می‌دهد نیست، ولی سارا تعارف را کنار می‌گذارد و از چیزهایی سخن می‌گوید که هر کدام از ما سعی در پنهان کرد‌ن‌شان داریم. شاید خشونت عریان، همان چیزی باشد که ذهن‌های متوهم ما را به کار می‌اندازد.

«تینگر دست گریس را رها می‌کند.

جریان برق برقرار می‌شود.

بدن گریس دچار چنان تکان‌های محکمی می‌شود که ذراتی از مغزش بیرون می‌ریزد.

پرتو نور بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود تا جایی که تمام آن‌ها را دربر می‌گیرد.

باران بند می‌آید.

آفتاب می‌شود.

گریس/گراهام لب‌خند می‌زند.

آفتاب درخشان و درخشان‌تر می‌شود، جیرجیر موش‌ها بلند و بلندتر می‌شود، تا جایی که نور، کورکننده و صدا، کرکننده می‌شود.»

فایل پی‌دی‌اف را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,