Saturday, 18 July 2015
18 September 2021
پس‌نشینی تند

«بازی در غیبت احزاب»

2012 May 22

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

در این‌که ما ایرانیان مردمانی فردگرا هستیم شکی وجود ندارد. ما به حضور، تاثیر و قدرت افراد در هر زمینه‌ای، بیش از کار گروهی باور داریم و غالبن به دنبال افراد با توانایی‌های ویژه، نخبه و قهرمانان اسطوره‌ای هستیم که یک تنه گره از مشکلات ما بگشایند. این موضوع استثنا‌پذیر هم نیست و ما ایرانیان از سیاست گرفته تا ورزش و هنر عمومن به نخبگان، بیش از برنامه‌ها و طرح‌های کارآمد ایمان داریم. از همین روست که برای نمونه در تاریخ سیاسی ما هم بیش‌تر از جریانات و احزاب، اسامی بوده‌اند که نقشی ماندگار زده‌ و در حافظه‌ی مردم به جای مانده‌اند. دکتر «محمد مصدق»، «رضاخان»، «کیانوری»، «رجوی»، «بازرگان» و بسیاری دیگر از نام‌ها در ایران، به مراتب شهرت بیش‌تری از احزاب و گروه‌هایی دارند که این اشخاص در راس آن‌ها مشغول به فعالیت بوده‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

با نزدیک شدن به دوره‌ی بعدی انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران کم کم موجی از فعالیت‌های پیدا و نهان به راه افتاده است که آگاهانه و یا ناآگاهانه و با شناخت همین وجه مشخصه‌ی ایرانیان، یعنی فردپرستی، قهرمان‌سازی و چشم انتظار ناجی بودن، دست به طرح اشخاص و بزرگ‌کردن توانایی‌های فردی آنان زده‌اند. این گفتار بر این است تا با واقعیت‌های موجود به نقد این رفتار بپردازد وگرنه شکی نیست که همه می‌دانند که بخش فراوانی از طیف‌های فکری و سیاسی، از اساس اجازه‌ی شرکت و دخالت در امور سیاسی کشور ما را ندارند اما با نهایت تاسف باید پذیرفت که با فرض محال حضور آن‌ها هم، دوباره این نام افراد می‌بود که بر برنامه‌های حزبی سایه‌ای سنگین می‌افکند. با آگاهی از همین ویژگی مردم ایران است که افراد سعی می‌کنند با برجسته کردن توانایی‌های فردی‌شان اقبال افکار عمومی را به سمت خود جلب کرده و رای آنان را برای خود تضمین کنند. کافی است که به نمونه‌هایی چون «محمدباقر قالیباف» توجه کنیم. او که خود را برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو آماده می‌کند، از چند سال پیش همواره سعی کرده بود تا با نشان دادن کوچک‌ترین ویژگی‌های فردی خود هم‌چون توانایی هدایت هواپیما، که هر فرد عادی نیز با گذراندن یک دوره‌ی خلبانی قادر به انجام آن است، بر میزان و شمار توانایی‌های خود بیافزاید. استفاده از عکس‌هایی با لباس ورزشی، ارایه‌ی مدارک دانش‌گاهی، استفاده از القاب تاثیرگذار هم‌چون سردار و سرلشگر و دکتر و غیره روشی بسیار معمول در کارزارهای انتخاباتی در ایران است.

این روش البته برای اپوزیسیون و احزاب منتقد نیز کارآمد بوده است. یادمان نرود که یکی از ابزارهای قدرت‌مند برای پیروزی «محمد خاتمی» در دوم خرداد 76، مانوری بود که طرف‌دارانش بر روی علت استعفای او از وزارت ارشاد به سبب مخالفت با سانسورهای موجود می‌دادند. چیزی که شاید در هر کجای دیگر دنیا ممکن بود یک نقطه‌ی ضعف به شمار بیاید. اگر مقایسه‌ای ساده میان دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 که مورد اقبال منتقدان وضع موجود قرار گرفتند انجام دهیم، می‌بینیم که شخصیت فردی «موسوی» و شعارهای ایده‌آلیستی‌اش، بر حضور نیروهای کارآمد و برنامه‌های «کروبی» چربید و سبب شد که مورد توجه بیش‌تری قرار بگیرد. سخنان تاثیرگذار، اقدامات مثبت و لغزش‌ها و ضعف‌های فردی در این راه نقش اساسی را ایفا می‌کنند، در صورتی‌که در یک ساختار سیاسی سالم این احزاب و برنامه‌های‌شان هستند که تاثیر اصلی را بر روند اقبال عمومی مردم به آن‌ها خواهند گذاشت. «دومینیک استراوس کان» و آن‌چه که در دو سال اخیر بر او رفت یکی از نمونه‌های بسیار خوب از تفاوت نوع نگرش سیاسی در ایران با کشورهایی است که دموکراسی در آن‌ها بر اساس نقش احزاب پیش می‌رود. مشکلات و اتهامات اخلاقی که برای «استراوس کان» پیش آمد سبب شد که کاندیداتوری او در حزب مطبوعش یعنی حزب سوسیالیست فرانسه به حال تعلیق درآید اما نتیجه انتخابات نشان داد که این موضوع هیچ تاثیر منفی بر رای و اقبال مردم به این حزب نداشته است چرا که مردم میان عمل‌کرد افراد و برنامه‌های یک حزب تفاوت اساسی قایل هستند و می‌دانند میزان تاثیر یک نفر در حزب آن‌قدرها زیاد نیست که تمام سیاست‌های آن را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

با وجود چنین فضایی و عدم حضور احزاب کارآمد، قدیمی و شناس‌نامه‌دار است که در ایران و در آستانه‌ی هر انتخاباتی، تعدادی گروه، جبهه و جریان پا می‌گیرند که فقط به کار همان مقطع می‌آیند و بسیاری از آن‌ها پس از گذشت چندماه از انتخابات، به سرعت محو و فراموش می‌شوند. این هم‌گرایی‌ها فقط به کار تهییج مردم و تمجید و هر چه بزرگ‌تر جلوه‌دادن شخصیت فردی‌ست که قرار است به مدد همین تبلیغات مقطعی به سمتی برگزیده شود و افراد و چهره‌هایی با نگرش‌های کاملن متفاوت و فقط بر اساس منافع فردی دور او گردآیند. به سبب همین تضاد گرایشات است که حتا اگر فرد مورد نظر هم دارای ویژگی‌ها و یا توانایی‌های ویژه‌ای باشد، به جهت تلاش برای راضی نگه‌داشتن نظریات مختلف، در طویل مدت برنامه‌هایش محکوم به شکست است. تنها چاره‌ی درمان چنین ساختاری، تغییر آن و حرکت به سمت قدرت گرفتن احزاب شفاف و شناس‌نامه‌دار به جای افراد و نام‌ها در ایران است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,