Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
دایره‌ی شکسته

«همین که هست»

2012 May 24

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

«ساقیا برخیز و درده جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز سر

بر کشم این دلق ارزق‌فام را

گرچه بدنامی ست نزد عاقلان

ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هر گوشه از جهان در آتش جنگی می‌سوزد، به هر جا که نگاه می‌کنی دستی تو را به سوی فاجعه‌ای می‌خواند، آمار تجاوزها، کودک آزاری‌ها، قتل‌ها، خشونت‌ها، بی‌خانمان‌ها و آماری از این قبیل بسیار است، با جست‌و‌جوی کوتاه و مختصری به وسیله‌ی یکی از موتورهای جست‌و‌جوگر در وب، می‌توانید توماری از این مصیبت‌ها را شاهد باشید. مصیبت‌های گونه‌گونی که هیچ‌کس را بی‌نصیب نگذاشته‌اند و هر روز هم مصیبت تازه‌ای بر آن‌ها افزوده می‌شود. گاهی فکر می‌کنی تنوع مصیبت‌ها به حدی هست که دیگر مصیبت جدیدی به بار نیاید، ولی خلاقیت بشر تو را شگفت‌زده می‌کند چرا که همیشه چیز تازه‌ای در آستین خود دارد.

اتفاق‌ها مسیر زندگی را تغییر می‌دهند و گاهی این تغییر به حدی ما را متاثر از خود می‌کند که جهت زندگی را به طور کامل برمی‌گرداند. هر کدام از ما نیز متعلق به آماری هستیم که در جدول‌های محاسبه از آن‌ها یاد می‌شود، جدول‌هایی که به تعداد معتادها، کارتون خواب‌ها، بی‌کاره‌ها، مطلقه‌ها، ورشکسته‌ها، آسیب دیده‌ها و از این دست اشاره دارند. این آمارها به اندازه‌ای ناامیدکننده است که به هیچ طریق نمی‌توان پای خود را کنار کشید و خویشتن را این مقوله‌ها مبرا دانست. در هرحال، گاهی یک امر برای فرد ناظر، تنها یک آمار و یا یک گزارش خبری به اضافه‌ی چند عکس و چند خبر تکمیلی و یا در نهایت میزانی از مشارکت در رفع آن است، ولی برای کسی که خود او جزوی از این آمار محسوب می‌شود، قضیه فرق می‌کند. برای نمونه شاید وقایعی چون زلزله‌ی بم، مرگ ندا، تجاوز گروهی خمینی شهر، بمباران غیر نظامیان در افغانستان و انفجار منتسب به جدایی طلبان چچنی در قطار زیرزمینی مسکو و وقایعی از این دست برای ما تنها خبرهایی باشند که از آن‌ها شاید مطلع شده‌ایم و یا شاید هیچ گاه حتا به گوشمان هم نخورده باشند، ولی هر کدام از این روی‌دادها بر زندگی تعداد زیادی انسان، تاثیرهای برگشت‌ناپذیر و غیرقابل انکاری گذاشته‌اند.

پرسش اساسی این است که به عنوان یک انسان که یک فرد از اجتماعی انسانی گسترده و اکنون جهانی‌ای است که هر روز انبوهی از خبرها و حوادث را تولید می‌کند، رفتار سلامت و موثر درباره‌ی این گونه روی‌دادها و خبرها چیست؟ آیا با وجود حجم بالای مسایل مطروحه، هر کدام از ما به عنوان یک فرد عام در مقابل هر پدیده‌ای، می‌توانیم واکنش مشخصن فردی و فعالانه داشته باشیم؟ آیا چون رفتار فردی ما بدون در نظر گرفتن جای‌گاه کنش‌مندمان، بی‌تاثیر خواهد بود، مسوولیت انسانی ما را از بین می‌برد و ما را نسبت به دیگر انسان‌ها و معضل‌های‌شان فاقد کنش می‌کند؟ آیا درگیری با معضل‌های هر روزه و ناتوانی از تاثیر بر روی آن‌ها، بیش از پیش ما را ضعیف می‌کند و به ما یادآور می‌شود که ناتوان، کوچک و بی‌مصرف هستیم؟ آن جمله‌ی معروف را به یاد آوریم که می‌گوید، به جای آن‌که از تاریکی سخن بگویی شمعی بر افروز و آن شمع شاید پیش از هر جای دیگری، درون ما را به خودمان نشان می‌دهد و این نخستین مرحله برای حرکت به سوی جهانی سالم‌تر و شادتر است چرا که از خود شروع می‌کنیم و انگشت اتهام را نخست به جانب خود نشانه می‌رویم تا برای رسیدن به دنیایی پاک‌تر، در آغاز به اصلاح خود بپردازیم. نکته‌ی بعد، تکثیر شادمانی به رغم تمامی مصیبت‌هاست. شادمانی قدرت تکثیر مضاعف و عظیمی برای تسخیر هر مکان و زمان مصیبت‌زده‌ای دارد و بشر استعداد غریبی در کاربست شادمانی در جهت ترمیم زخم‌ها از خود نشان داده است. پس سرت را بالا بگیر و لب‌خند بزن، همین تو که شکسته‌ای در میان طوفان و همین من.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,