Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
پانوراما- بخش نخست

«نوگرایی در ادبیات عصر رضاشاه»

2012 May 25

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

در دوران مشروطه شعر نوگرای ایران به طور عمده تحت تاثیر ادبیات فرانسه بود. این تاثیر،‌ گاه مستقیم و‌ گاه به واسطه ادبیات روسیه و ترکیه به شعر ایران وارد می‌شد. شاعران اولیه‌ی نوگرای ایران نیز تحت تاثیر شاعران اولیه‌ی نوگرای غرب یعنی رمانتیک‌ها و سمبولیست‌ها بودند. «نیما یوشیج» که به شدت تحت تاثیر سمبولیست‌های فرانسه بود، در تحلیل‌های درخشانش از ادبیات جهان و بیان اجتناب‌ناپذیری تغییر در زیبایی‌شناسی شعر فارسی، به سمبولیست‌های غرب اشاره‌های زیادی داشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پس از مشروطیت در نتیجه‌ی نفوذ فرهنگ نو در ذهن و زبان شاعران، عناصر تخیل و آرمان‌های شاعر تغییر کرد و مخاطب شاعر هم که پیش از مشروطیت شخص حاکم و سلطان بود، پس از مشروطیت به جامعه و ملت گسترش یافت. نتیجه‌ی مستقیم این تغییر آن بود که عواطف شاعر به جای «من» شخصی و فردی، به یک «من» اجتماعی و ملی تبدیل شود. تاریخ ادبیات ایران از آغاز تا نهضت مشروطیت، بیش‌تر تاریخ خواص و نخبه‌گان جامعه بود. چون اکثر مردم، بر خواندن و نوشتن توانایی نداشتند و ادب گفتاری و شنیداری بیش از نوشتاری، و آثار منظوم بیش از آثار منثور در میان عامه‌ی مردم شایع بود. انقلاب مشروطه در تحول اجتماعی و فرهنگی ایران نقطه‌ی عطفی بود که بر اثر آن نهادهای جدید فرهنگی از جمله مدارس جدید، مطبوعات و احزاب تاسیس شدند و شاعران و سخن‌وران، دوشادوش ناطقان، سخن‌رانان و نویسندگان، ادب فارسی را با شور انقلابی و پیام‌های سیاسی به میان مردم بردند.

عده‌ای از سرایندگان ایرانی در آن دوران، بر عقیم بودن اوزان سنتی آگاه شدند و در پی ساختارشکنی از وزن شعر فارسی برآمدند. به تعبیر «فرخی یزدی»:

«این شکل زندگی نبود قابل دوام         خوب است این طریقه‌ی بد را به هم زنیم.»

در مجموع مسایل سیاسی و اجتماعی از مهم‌ترین موضوعات شعر دوره مشروطه و یکی از عوامل درونی درشکل‌گیری نهضت مشروطه شد. تحلیل محتوایی دیوان شاعران برجسته دوره مشروطه نشان می‌دهد که مهم‌ترین موضوعات سیاسی و اجتماعی شعر این دوره به ترتیب زیر بودند:

1 . تشویق مردم به وطن دوستی

2.  مخالفت با دخالت بیگانه‌گان

3 . باستان‌گرایی و تفاخر به پیشینه تاریخی

4.  انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی

5.  شماتت مردم غافل و تلاش برای بیداری ملت

پس از استقرار «رضاخان»، هیاهوها و کش‌مکش‌‏های قبل از کودتای سوم اسفند 1299خورشیدی که در دوره هرج و مرج و ضعف قدرت مرکزی در کشور برپا شده بود، فرو نشست و همه منتظر نجات دهنده بودند تا کشور را از خطر از هم گسیختگی برهاند. ورود رضاخان با استقبال همه گروه‏‌های سیاسی و روشن‏‌فکران و ادیبان مواجه شد. در این شرایط زمینه برای رشد ادبیات ژورنالیستی به شیوه دوران مشروطیت فراهم نبود و قلم‏‌ها و اندیشه‏‌ها، خود به خود و یا با هدایت دست‌گاه رضا شاهی به سمت جنبه‏‌های کم‏‌خطر ادبیات متمایل شدند. مهم‌‏ترین این گرایش‏‌ها تحقیقات ادبی بود. در دوران پهلوی اول انجمن‌ها و محافل ادبی پا گرفتند و اعضای این محافل برداشت‌های خود را از راهی که ادبیات مدرن ایران بایستی از پیش می‌برد تبلیغ کردند.

در میان این افکار و نظریات دو جریان عمده‌ی «کهنه پرستان» و «نوگرایان» شکل گرفت. به عنوان مثال کهنه‌پرستان راه حل بیدارسازی و جوان سازی شعر را بازگشت به سبک‌های ساده‌تر پیش از دوران مغول می‌دانستند و کوشیدند با الگو قراردادن «فردوسی» و «نظامی» و «سعدی» شعر فارسی را زنده سازند. در مقابل آنان، متجددان و نوگرایان تصمیم گرفتند از سنت کلاسیک شعر فارسی که به نظر آنان قواعد و قوانینش به قدری مرده بود که از بسط افکار شاعر جلوگیری می‌کرد، به طور کامل دست بردارند و شعر اروپایی را (به ویژه شعر «رمانتیک» فرانسوی را که به نظر آنان به دلیل قالب بداهه‌گونه و آسانی بیانش برای بیان مسایل دنیای نو به‌ترین وسیله بود) الگوی خود قرار دهند. محصولات شعری این دوره نشان می‌دهد که فقط در انتخاب مضمون‌ها است که نوعی جدایی از قاعده‌های سنتی روی داده است و دروازه‌ی شعر فارسی بر مضامین جدیدی از ملت و وطن و مسایل اجتماعی و رابطه‌ی میان انسان و طبیعت باز شده است. مضمون‌های اجتماعی نیز اغلب از هم‌دردی نسبت به رنج دیدگان و سختی و فلاکت سرشار بوده و با خشمی اخلاقی برای دعوت به اصلاح و به‌بود هم‌راه است. (مانند شعرهای پروین اعتصامی.)

ولی مضمون‌های نو و بدیع به ندرت با نوگرایی بنیادی در قالب، پیوند داشت. الگوها همان الگوهای وزنی و قافیه‌ای سنتی بود و قالب‌های شعری همان قالب‌های سنتی مانند مثنوی و قصیده و رباعی، غزل، قطعه و از این قبیل بود و حتا شاعرانی که متعلق به گروه نوگرایان بودند، هنوز شعرهایی نیز به سبک کلاسیک می‌سرودند.

مسئله‌ی بنیادی دیگر که موضوع بحث کهنه‌گرایان و نوگرایان بود، نقش «نثر ادبی» در ادبیات مدرن ایران بود. چند رمان، به ویژه رمان‌های تاریخی که تا آن زمان عزضه شده بودند، در حدی نبودند که به حل این مسئله کمکی بکند، زیرا که بر پایه‌ی واقعیت‌های تاریخی و در واقع در ردیف آثار علمی به شمار می‌آمدند. نوگرایان از «نثر» به عنوان یک طبقه‌ی ادبی دفاع می‌کردند. در این زمینه «محمد علی جمال‌زاده» در مقاله‌ای درباره‌ی اهمیت اجتماعی و فرهنگی و آموزشی نثر ادبی که در نخستین کتاب قصه‌های کوتاهش، یعنی «یکی بود یکی نبود» نقل شد، نظر قطعی داد و نسل نویسندگان نثر جدید نیز راه او را در پیش گرفتند. بدین‌سان «قصه‌ی کوتاه» در نثر نوین جای خود را باز کرد و با آن که در آغاز از نظر مضمون به ندرت اثر برجسته‌ای در آن دیده می‌شد، به سطحی بالاتر از رمان دست پیدا کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,