Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
پس‌نشینی تند

«سیاه هم‌چون شب»

2012 May 28

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

خیلی از ایرانیان «لنگستون هیوز» (Langston Hughes) را با ترجمه و صدای «احمد شاملو» شناخته‌اند. او که از زبان «هیوز» در اعتراض به تبعیض نژادی که بر سیاهان می‌رفت می‌خواند: «با ترس یا ریش گرو گذاشتن دموکراسی به دست نمی‌یاد……»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«لنگستون هیوز»، متولد 1902 در ایالت «میسوری» و ملقب به ملک‌الشعرای سیاهان است. او خود در شرح حالش، نوشته است: «تا دوازده سالگی نزد مادربزرگم بودم، زیرا مادر و پدرم یک‌دیگر را ترک گفته بودند. پس از مرگ مادربزرگ با مادرم به «ایلی نویز» رفتم و در دبیرستانی به تحصیل پرداختم. در 1921 یک سالی به دانش‌گاه «کلمبیا» رفتم و از آن پس در «نیویورک» و حوالی آن برای گذران زندگی به کارهای مختلف پرداختم و سرانجام در سفرهای دراز خود از اقیانوس اطلس به «آفریقا» و «هلند» جاشوی کشتی‌ها شدم. چندی در یکی از باشگاه‌های شبانه «پاریس» آشپزی کردم و پس از بازگشت به «آمریکا» در «واردمن‌پارک هتل» پیش‌خدمت شدم. در همین هتل بود که «ویچل لیندسی» شاعر بزرگ آمریکایی، با خواندن سه شعر من که کنار بشقاب غذایش گذاشته بودم، چنان به هیجان آمد که مرا در سالن نمایش کوچک هتل به تماشاگران معرفی کرد.»

«هیوز» عاقبت توانست براى تحصیل در دانش‌گاه «لینکلن» بورسیه اخذ کند. او در سال ۱۹۲۹ تحصیلات دانش‌گاهى‌اش را به پایان مى‌برد. در این دوره است که «لنگستون هیوز» به عنوان شاعرى جوان و متعهد در جوامع هنری مورد احترام بسیاری قرار می‌گیرد. او که اولین اشعارش را در سال ۱۹۲۱ به چاپ رسانده بود، موفق شد در سال ۱۹۲۶ اولین مجموعه اشعارش را نیز با عنوان «سرودهاى حزین» (The Weary Blues) با کمک و پشتیبانى «کارل ون وختن» به چاپ برساند. «هیوز» دومین مجموعه‌ی شعرش را با عنوان «جامه‌اى زیبا بر تن یهود» (Fine Clothes to the Jew)  به او تقدیم کرده است. او اولین رمانش با نام «نه بدون خنده» (Not Without Laughter) را به سال ۱۹۳۰ منتشر کرد. «هیوز» از اولین نویسندگان سیاه‌پوستى بود که توانست از راه نوشتن گذران زندگى کند. او در دوران زندگى‌اش بیش از ۳۵ اثر خلق کرد و همیشه از «رمان‌هاى طولانى و اشعار راویانه» دورى کرد. یکی از مهم‌ترین شگردهای شعری «هیوز» به کار گرفتن وزن و آهنگ موسیقی «آمریکایی ـ آفریقایی» «جاز» است.

«هیوز» علاوه بر شعر، قصه و نمایش‌نامه و مقاله هم می‌نوشت و در تمامی نوشته‌هایش به مسایل سیاهان و تبعیض نژادی می‌پرداخت. او به خوبی ارزش‌های جامعه‌ی سیاهان را می‌شناخت و با وجود تمام فشارها و محدودیت‌ها می‌خواست که سیاه باقی بماند. «هیوز» در مقام یک نویسنده آن چیزی را می‌نویسد که به آن باور دارد و در حقیقت به شکلی می‌نویسد که خواننده را به مسیری که دلخواه اوست هدایت کند. شخصیت «هیوز» نمونه هنرمند متعهدی است که با درک کامل از زمانه و شرایط آن در جهت بهبود وضعیت هم‌نوعان خود قدم بر می‌دارد. «هیوز» در زندگی‌اش پا را فراتر از خواست‌های سیاهان می‌گذارد و در آثارش صلحی همه‌گیر را مطرح می‌کند. او از کارگران و نویسندگان سفید درخواست می‌کند که کمک کنند تا دغدغه تبعیض از ذهن‌ها خارج شود و همان نیرویی که صرف تعریف محدودیت‌ها می‌شود برای ساختن کشوری به کار گرفته شود که مایه‌ی افتخار آن‌ها باشد.

لنگستون هیوز در 22 مه 1976 در اثر سرطان در نیویورک درگذشت. کمیته‌ی حفظ و نگه‌داری شهر «نیویورک» به یاد او، محل زندگی‌اش را در کوچه‌ی 20 شرقی در خیابان 127 «هارلم» شهر نیویورک به عنوان «خانه‌ی تاریخی» اعلام کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,