Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
دگردیسی در مهاجرت- پناهند‌گی‌- بخش دوم

«قیمت و محصول مهاجرت»

2012 May 30

نازی حسامی/ رادیو کوچه

در بحث گذشته، به برخی از مسایلی پرداختیم که پناه‌جوها با آن مواجه هستند. به مشکلات خروج از کشور و رسیدن به مقصد اشاره کردیم و همین‌طور مسایل مربوط به استقرار اولیه، اقامت در کمپ و بلاتکلیفی شدیدی که مهاجران دچارش می‌شوند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

امروز می‌خواهیم در ادامه بحث قبلی، مکث بیش‌تری داشته باشیم بر مسئله بلاتکلیفی مهاجران و مشکلاتی که آن‌ها برای اخذ شهروندی از کشور پناه‌جو با آن مواجه‌اند.

زمان انتظار: برزخی به سوی دوزخ یا بهشت؟

بزرگ‌ترین سوالی که ذهن هر پناه‌جو را در پروسه پناهند‌گی اشغال می‌کند این است که «شانس گرفتن پاسخ مثبت چه‌قدر است؟»

قبل از ادامه بحث، به‌تر است مختصری از این پروسه را شرح دهیم. از مجموع صحبتی که با چند تن از پناه‌جوها داشتم و هم‌چنین از مطالعه برخی مقالات در این ارتباط، به‌نظر می‌رسد پروسه پناهند‌گی شامل قدم‌های زیر است:

اول: تشکیل پرونده در بخش امور پناهند‌گی سازمان ملل

دوم: مصاحبه‌های مقدماتی

سوم: گرفتن پاسخ اولیه که حدود سه تا چهار ماه طول می‌کشد.

چهارم: (در صورت مثبت بودن پاسخ) مصاحبه‌های بعدی که هر کدام بسته به کشوری که در آن تقاضا تسلیم شده ممکن است یک تا چند ماه فاصله داشته باشد.

پنجم: اعلام پذیرش توسط کشور پناهنده‌پذیر.

ششم: استقرار در کشور پناهنده‌پذیر و برخورداری از امکانات اولیه برای زندگی.

هفتم: اخذ پاسپورت کشور مربوطه که البته زمان مشخصی ندارد و ممکن است از ماه‌ها تا سال‌ها به طول انجامد.

با این اوصاف، در به‌ترین حالت چیزی حدود دو تا سه سال می‌کشد تا یک پناه‌جو تعیین تکلیف شود. البته برخی به اصطلاح «کیس»های خاص استثنا هستند اما در حالت عمومی، این معطلی اجتناب‌ناپذیر است. و البته در مورد پناهند‌گی اجتماعی، ممکن است این زمان بسیار بیش‌تر به طول انجامد. و حتا در نهایت، پس از مصاحبه‌های متعدد، صلاحیت فرد به عنوان پناه‌جو تایید نشود و او به کشورش بازگردانده شود.

در طول این زمان طولانی و در عین حال نامشخص، پناه‌جو در وضعیتی است که حتا نمی‌تواند تصمیم بگیرد که می‌خواهد زودتر پاسخی بشنود یا دیرتر. چرا که پاسخ زودتر گاهی صدمه‌زننده است، به‌خصوص اگر پناه‌جو در کشور مقصد باشد و نه کشور ترانزیت. چرا که با داشتن زمان بیش‌تر ممکن است بتواند از طریق ویزای تحصیلی یا کاری در آن کشور بماند. اما اگر پاسخی که زود دریافت می‌کند، منفی باشد و به دیپورت پناه‌جو منجر شود این شانس را هم از دست خواهد داد.

با توجه به طول زمان این بلاتکلیفی بسیار مهم است که پناه‌جو این زمان را کجا و چه‌گونه سپری کند. کشورهای ترانزیت مثل ترکیه و یونان و قبرس که تقریبن حقوقی به پناه‌جویان نمی‌دهند و از آن‌ها حمایتی نمی‌کنند بدترین مکان‌ها برای این انتظار هستند. و متاسفانه بسیاری پناه‌جویان به‌خصوص ایرانیان در این کشورها هستند یا به این کشورها بازگردانده می شوند.

اما علت بازگرداندن پناه‌جویان به این کشورها چیست؟

بیش‌تر پناه‌جویان ایرانی به سوی اروپا می‌روند و طبق قانون فعلی اروپا، پناه‌جو باید از اولین کشوری که به آن وارد شده تقاضای پناهند‌گی کند. به فرض اگر پناه‌جویی از راه ترکیه یا یونان به آلمان یا فرانسه برود، به همان کشور اول (یعنی ترکیه یا یونان) باز گردانده خواهد شد. و این در حالی است که در این کشورها هیچ نوع حمایتی از این افراد نمی‌شود.

این نوع رفتار، متاثر از قانونی به نام «دوبلین» است که کار را برای پناه‌جوها سخت‌تر می‌کند و باعث می‌شود از کشوری به کشور دیگر به‌اصطلاح «پاس‌کاری» شوند. به‌طور خلاصه قانون دوبلین به این صورت عمل می‌کند: هر شخصی که به‌عنوان پناه‌جو وارد یکی از کشورهای اروپایی شود، اثر انگشت و مشخصات وی ثبت می‌شود و پناه‌جویی که در یک کشور اروپایی اثر انگشت دارد باید برای تقاضای پناهند‌گی فقط به همان کشور برود. اگر به هر دلیلی پناه‌جو از یک کشور به کشور دیگر برود، و در هر دو کشور یا کشور دوم، تقاضای پناهند‌گی کند، به همان کشور اول بازگردانده می‌شود.

طرحی از مانا نیستانی

 

گاهی پناه‌جوها برای آزمودن شانس خود در کشورهای مختلف، با هویت‌های ساختگی به کشور بعدی وارد می‌شوند اما به دلیل تطابق اثر انگشت، به‌راحتی، ساختگی بودن هویت آن‌ها فاش می‌شود. چنین افرادی که به اصطلاح «دوبلینی» نامیده می‌شوند کارشان بسیار مشکل‌تر است. چرا که به دلیل ثبت مشخصات و هویت‌های گوناگون در بیش از یک کشور اروپایی، کشور پناهنده‌پذیر برای تشخیص هویت واقعی آن‌ها دچار مشکل می شود و درواقع به عنوان یک «کیس» منفی با آنان برخورد می‌کند.

بسیاری پناه‌جوها از این شرایط و آن‌چه پس از ترک وطن در انتظار آن‌هاست، بی‌خبرند. بعضی از آن‌ها این  شرایط را تحمل نمی‌کنند و با وجود خطرات احتمالی، به کشورشان باز می‌گردند. عده‌ای هم که درواقع در برزخ مانده‌اند و راهی یا تصمیمی برای برگشت ندارند، به امید اتفاقات به‌تر، به تحمل این شرایط ادامه می‌دهند.

بعضی پناه‌جوها در اثنای این سرگردانی دچار صدمات روانی جبران‌ناپذیر می‌شوند. نامعلومی طولانی مدت شرایط، که به واقع یک انتظار طولانی برای نتیجه‌ای مبهم است، آن‌ها را خسته و فرسوده می‌کند. و البته عده اندکی هم با برنامه‌ریزی و توان‌بخشی به خود، این شرایط را به خوبی سپری می‌کنند.

یکی از پناه‌جوها می‌گفت که توانسته در طول سال‌ها انتظار، از این فرصت برای تحصیل استفاده کند و آینده‌ای را که به آن امید داشته برای خود بسازد.

نکته‌ای که بسیاری پناه‌جویان را آزار می‌دهد، جدای از نامعلومی شرایط، صدماتی است که در اثر نادیده گرفتن شان و شخصیت اجتماعی‌شان متحمل می‌شوند. کم نیستند پناه‌جویانی که از اقشار فرهنگی و تحصیل‌کرده جامعه‌اند و به جبر شرایط، تن به ترک وطن داده‌اند. از سوی دیگر، برخی دولت‌ها با پناه‌جویان مانند سربار برخورد می‌کنند. این برخورد چه در نحوه ارایه خدمات اجتماعی، چه در نوع رفتار با پناه‌جویان، و حتا در محرومیت‌هایی که به آن‌ها می‌دهند تجلی پیدا می‌کند و برای کسانی که در کشور خود، شان و منزلتی داشته‌اند، شکنجه ای مضاعف است.

چه فکری برای رفاه حال پناه‌جویان شده است؟

وضعیت در کشورهایی مثل ترکیه و قبرس و یونان که پیش‌تر در مورد آن‌ها صحبت کردیم، به‌راستی اسف‌بار است. گرچه این کشورها، بیش‌تر گذرگاه پناه‌جوها هستند اما گاهی انتظار، سال‌ها به طول می‌انجامد. در سال‌های اخیر و در گزارش‌های مختلف، بارها نسبت به وضعیت نامناسب پناه‌جوها در این کشورها هشدار داده شده و حتا گاهی به دنبال شکایت پناه‌جویان، برخی افراد در این رابطه محکوم شده‌اند. اما آن‌چه واضح است، شکایت‌ها و اعتصاب‌ها، تاثیر چندانی نداشته است.

در کشورهایی مثل سوئد که پناهنده‌پذیر هستند و خدمات اجتماعی‌شان معروف است، وضعیت متفاوت است. گرچه نمی‌توان گفت در آن کشورها نیز پناه‌جوها بدون مسئله هستند اما حداقل وقتی مورد پذیرش قرار می‌گیرند، از امکانات اولیه بهره‌مند می‌شوند و پس از آن است که می‌توانند با تلاش خودشان، سطح زندگی خود را ارتقا دهند. پیش از آن و تا وقتی مهاجر غیرقانونی محسوب می‌شوند، مشکلات کمی پیش روی‌شان نیست.

اخیرن گروهی در سوئد تلاش کردند حقوقی را برای مهاجران غیرقانونی تثبیت کنند که توافقی هم در این خصوص حاصل شد. دیدن موارد این توافق، همان‌قدر که خوش‌حال‌کننده است ناراحت‌کننده نیز هست. چرا که درواقع بر این تاکید دارد که مهاجران غیرقانونی می‌توانند از حقوق اولیه مثل حق تحصیل فرزندان تا مقطع دبیرستان و یا استفاده از خدمات درمانی برخوردار شوند. (این قوانین از سال 2012 در سوئد لازم‌الاجراست)

از سوی دیگر برخی کشورها امکانات خود را برای پناه‌جویان کاهش داده‌اند. به‌طور مثال دولت نروژ کلاس‌های رایگان آموزش زبان را منتفی کرده که عملن صدمه بسیار بزرگی برای مهاجران است. برخی بر این عقیده‌اند که وضعیت اقتصاد جهانی باعث شده تا بسیاری کشورها از ظرفیت پذیرش مهاجران بکاهند و حتا تلاش کنند با کاهش امکانات، افراد را از مهاجرت (به خصوص به شکل غیرقانونی) به این کشورها منصرف کنند.

با وجود همه این‌ها نمی‌توان نسخه‌ای برای کسانی که قصد مهاجرت به بدترین شکل آن، یعنی پناهند‌گی را دارند، پیچید. چرا که گاهی انتخاب‌های ما بین بد و بدتر است. تنها نکته‌ای که به‌راستی جای سوال و نگرانی دارد این است که آیا پناه‌جوها پیش از گرفتن تصمیم، می‌دانند که در چه حیطه‌ای پا می‌گذارند یا خیر؟ آیا این یک انتخاب آگاهانه، برای ورود به شرایط سخت، به امید یافتن شرایط به‌تر است؟ یا انتخابی از سر ناآگاهی و ندانستگی و ورود به برزخ به امید یافتن بهشت است؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,