Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
کتاب‌خانه‌ی کوچک من

«نام از آن چه‌کسی است»

2012 May 31

نهال نوریان/ رادیوکوچه

«شاهدبازی در ادبیات فارسی» از جسورانه‌ترین آثار تحقیقی و چاپی در تاریخ ادبیات پس از انقلاب ایران به شمار می‌آید که موضوع مجهولی برای بسیاری از مخاطبان عام را پیش می‌کشد. نفرت کوری که رژیم جنسی نسبت به این کتاب پیرامون هم‌جنس‌گرایی و گونه‌های دیگر گرایشی غیر متداول، از خود نشان داد، بیش از هرگونه سویه‌ی هوموفوبیکی، نشان از تمایل این جماعت به پنهان کردن خود دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هرچند تحقیق شمیسا کم‌سابقه و در خور ستایش است، ولی نباید از نظر دور داشت که این اثر هم‌چنان و همیشه نیاز به نقادی و پرسش‌گری دارد چراکه شمیسا هم در چنبره‌ی هوموفوبیای سیاسی‌ای که حامیان رژیم جنسی از آن حفاظت می‌کنند، قرار دارد. «شاهدبازی در ادبیات فارسی» همان کتابی است که به تالیف دکتر سیروس شمیسا در سال 1381 و توسط انتشارات فردوس منتشر شد و پیش از آن‌که به‌طور کامل وارد بازار کتاب شود، از دست‌رس خواننده‌ی خود دور نگه داشته شد طوری که تمام نسخه‌های موجود در بازار جمع شدند. این اتفاق نه لزومن به این دلیل که کتاب درباره‌ی بررسی شاهدبازی در ادبیات فارسی است روی داد، بلکه در پستو رفتنش، به‌منظور در محاق بردن بخشی از تاریخ جنسی ایران بود که از اتفاق کم‌تر به گرایش جنسی هم‌جنس‌گرایانه مربوط می‌شد چراکه نویسنده، این واژه را در خدمت گرفته است تا شکل‌های مختلف هم‌جنس‌خواهی را در ادبیات نشان دهد که هم‌جنس‌گرایی یکی از آن‌هاست. نویسنده‌ی این اثر، یکی از نخستین آثار مستقل در مورد تاریخ میل هم‌جنس‌گرایانه را در زبان فارسی نگاشته است که البته زنان هم‌جنس‌گرا را در آن راهی نیست. اگرچه کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» در جهت غنای چنین ادبیاتی گام برمی‌دارد، ولی نبود این پیش‌فرض که میل هم‌جنس‌خواهانه در کنار میل دگرجنس‌خواهانه می‌تواند وجود داشته باشد، باعث می‌شود تا شمیسا به دشواری بیافتد و نسبت به سوژه‌ی مورد تحقیق، بدون پیش داوری عمل نکند.

شمیسا واژه‌ی شاهد را برای توصیف میل هم‌جنس‌گرایانه‌ی ایرانیان از دوره‌ی غزنویان تا عصر حاضر به کار برده است. او این واژه را در خدمت گرفته است تا شکل‌های مختلف هم‌جنس‌خواهی را در ادبیات نشان دهد. هم‌چنین او حجم بیش‌تر روایت خود را به نخبگان جامعه‌ی ایران در این دوره اختصاص داده است که نظرباز، شاهددوست یا شاهدباز بوده‌اند که البته باید متذکر شد که مرزهای فاعلیت ایشان محدود بوده است. نقد این اثر که از جهت شواهد، غنی به‌نظر می‌رسد و از جنبه‌ی تحلیل، ضعیف و حتا معیوب و به‌شدت هوموفوبیک، می‌تواند راه‌گشای آثار تحقیقی پس از آن و همین‌طور شناخت این بخش از تاریخ ادبی و جنسی ایران باشد.

نیما شاهد در مقاله‌ی خود با نام «نقد شاهدبازی در ادبیات فارسی از موضع دگرباش» چنین می‌آورد که بااین‌حال شاهد با وجود آن‌که به معشوق پسر و به‌طور عمده جوان و نوجوان اطلاق شده است، دایره‌ی معنایی آن به وسعتی که شمیسا به کار برده است نیست. شمیسا ذیل «تاریخ شاهدبازی در ادبیات فارسی» هم از لواط و هم از بچه‌بازی و انواع هم‌جنس‌خواهی که در متون دیده می‌شود، سخن می‌گوید. بنابراین شمیسا واژه‌ای را به همه‌ی تاریخ جنسیت سرایت داده است که ویژه‌ی یک دوره از این تاریخ است. نیما در پایان چنین می‌آورد که شمیسا بر خلاف پیشینیان ادبیات فارسی، از این میل در ادب فارسی با صراحت بیش‌تری سخن گفته است، ولی درهرحال او نیز مقطعی از تاریخ جنسیت‌‌نویسی در ادب فارسی را فرا روی‌مان می‌نهد که باید از آن عبور کرد. مقطعی که هرچند در آن، معنای جنسیت آشکارتر از پیش است، اما هنوز هوموفوبیک می‌نماید.

فایل پی‌دی‌اف را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,