Saturday, 18 July 2015
28 September 2021
رازهای زنانه

«اسپرم ارزش‌مند، تخمک بی‌بها»

2012 June 02

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

حد و مرز گفتمان مردسالار مشخص نیست و گاهی چنان در زوایای پنهان زندگی ما فرو رفته که اصلن متوجه آن نمی‌شویم. حتا ممکن است خیلی از ما با شنیدن این‌که مثلن مردسالاری در متون علمی، فلسفی و پزشکی هم هست؛ فکر کنیم این موضوع به ما چه ربطی دارد یا خیال کنیم این نگاه و آن کلمات هرگز از لای کتاب‌ها بیرون نمی‌آیند و با زندگی ما کاری ندارند. اما آشنایی من با یک سایت خوب درباره‌ی مسایل زنان با نام «زن ‌نگار» باعث شد توجهم بیش‌تر به این نگاه و ادبیات جلب شود و به عمق نفوذش در افکار عمومی هم بیش‌تر پی ببرم. به خصوص خواندن مطلبی با عنوان «تخمک و اسپرم، افسانه‌ای علمی» دریچه‌ی جالبی را به رویم باز کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

امیلی مارتین، یک مردم‌شناس فمینیست است که «در این نوشته نشان می‌دهد چگونه دانش مرتبط با علوم تجربی، که قاعدتن باید عینی و واقعی باشد، بازتاب دهنده‌ی نگرش‌های تبعیض‌آمیز تولیدکنندگان این دانش‌ها نسبت به زنان است.»

او می‌نویسد: «در تمام منابع علمی معتبر، اندام‌های تولید‌‌‌مثل زنانه و مردانه به عنوان منابع تولید مواد ارزش‌مندی هم‌چون تخمک و اسپرم معرفی می‌شوند. در مورد زنان، عادت ماهانه روندی توصیف می‌شود که به منظور تولید تخمک و آماده کردن محیط مناسب برای باروری و رشد آن، طراحی شده که در نهایت منجر به پیدایش کودک می‌شود. اما نکته‌ی قابل توجه همین‌جاست. اگر دوره‌ی‌ ماهانه‌ی زنان یک سرمایه‌گذاری به منظور تولید مثل است، پس منجر شدن آن به خون‌ریزی (و عدم باروری تخمک) چیزی جز ضرر و خسارت نیست. متون پزشکی این خون‌ریزی را «دورریز» رحم و برون‌ریز بافت‌های مرده و فاسد توصیف می‌کنند. این توصیف این‌طور القا می‌کند که این سیستم، غلط کار می‌کند، و تولیدات بی‌فایده و بلااستفاده دارد که به هدر می‌رود. در منابع پزشکی، عادت ماهانه به اشکال مختلف به عنوان «ویرانی» تلقی می‌شود و با واژه‌هایی مانند خاتمه، مرگ، از دست‌دادن، عاری شدن، و دفع کردن توصیف می‌شود.»

این مقاله توضیح می‌دهد که چطور در مقابل، فیزیولوژی مردانه متفاوت توضیح داده می‌شود و مثلن یکی از متونی که عادت ماهانه را تولید ناموفق و هدر رفته توصیف کرده، در توصیف بلوغ اسپرم، می‌نویسد: «مکانیسم‌هایی که تغییر شکل سلولی شگفت‌انگیز اسپرماتید به اسپرم بالغ را هدایت می‌کنند هنوز ناشناخته باقی مانده‌اند… شاید شگفتی مرحله‌ی ساخت اسپرماتوزویید عظمت و فراوانی آن باشد: یک انسان مذکر بالغ معمولی ممکن است تا صدها میلیون اسپرم در روز تولید ‌کند.»

در برخی متن‌ها چنین نوشته شده که زن فقط در هر ماه تخمک هدر می‌دهد، اما لوله‌‌های تولید اسپرم صدها میلیون اسپرم در هر روز تولید می‌کنند. بسیاری از نویسنده‌ها عمل‌کرد بدن مرد را شاه‌کار توصیف کرده‌اند. در حالی که در مقابل عمل‌کرد بدن زن دچار حیرت و شگفتی شدیدی نشده‌اند و به تعبیر نویسنده‌ی مقاله «پروسه‌ی «شگفت‌انگیز» تولید اسپرم از منظر پزشکی، شامل چیزی است که عادت ماهانه فاقد آن است: تولید چیزی که ارزش‌مند تلقی شود.»

بر اساس این مقاله، هیچ یک از اعضای بدن زن زنده و پویا توصیف نمی‌شوند و به عنوان نمونه یک محقق در مقاله‌ای در یک روزنامه می‌نویسد که تخم‌دان‌های زن در اثر به ثمر رساندن یک تخمک در ماه پیر و فرسوده می‌شوند، حتا اگر خود زن هنوز جوان باشد: «وقتی از طریق لاپاراسکوپ به یک تخم‌دان نگاه می‌کنید که صدها قاعدگی را پشت سر گذاشته، حتا در یک زن بسیار سالم آمریکایی، یک اندام هراسان و کوفته می‌بینید.»

این در حالی است که خانم امیلی مارتین پیشنهاد می‌کند که برای پرهیز از به کار بردن عبارات منفی در توصیف اندام‌های تولید مثل زنان می‌توان لااقل گاهی جای این اصطلاحات را برعکس کرد و مثلن از «تولید» یک تخمک بالغ در ماه صحبت کرد، زیرا در ماه تنها به یک عدد از آن‌ها نیاز است. هم‌چنین، می‌توان از نابودی سلول‌های نطفه در مردان سخن گفت.

اما گویا این متون اصرار عجیبی دارند که تنها فرایندهای «زنانه» را به صورت منفی توصیف کنند. این متون فرایند تولید اسپرم را قابل تحسین می‌دانند چرا که از بلوغ تا پیری ادامه دارد، اما تخمک را فرودست می‌دانند، زیرا به محض تولد، فرایند تولید آن متوقف می‌شود. این برداشت چنین جلوه می‌‌دهد که زن مولد نیست و حتا بعضی متون اصرار دارند که خود زن «هدر دهنده»‌ی آن است.

برای این‌که بیش‌تر به نمونه‌های مشابه در این زمینه دست پیدا کنید، باید خود این مقاله را به طور کامل بخوانید و نگاه‌تان را به متون علمی از این دست عمیق‌تر کنید. اما نکته‌ی مهمی که در نتیجه‌گیری از این بحث به وسیله‌ی نویسنده مطرح شده و می‌تواند برای ما جای تامل داشته باشد، این است که نویسنده تاکید می‌کند الگوهایی که زیست‌شناسان برای بیان اطلاعات و داده‌های تحقیقات‌شان به کار می‌برند، تاثیرات مهمی بر جامعه دارد. بر این اساس، «سرایت ذهنیت فرهنگی زن منفعل و مرد قهرمان به «شخصیت» سلول‌های جنسی باعث می‌شود که «باورهای اجتماعی، از طریق تشابه با طبیعت، نهادینه و تقویت شوند و با توصیف یک پدیده‌ی‌ اجتماعی توسط یک پدیده‌ی طبیعی، دقیقن همان تصور تایید و ترویج شود. تحقیقات بیش‌تر می‌تواند نشان دهد که زیست‌شناسی تخمک و اسپرم دقیقن چه آثار اجتماعی در پی دارند. کم‌ترین آن زنده نگه‌داشتن افسانه‌های کلیشه‌ای قدیمی درباره‌ی دوشیزه‌های اسیر و بی‌پناه و مردان قوی و ناجی آن‌هاست. حالا همان داستان در ابعاد سلولی بازتولید می‌شوند و می‌گویند این داستان چنان طبیعی است که نمی‌توان آن را به دست فراموشی سپرد. به علاوه، این نگاه امکان تعمیم‌دهی باورهای فرهنگی را تا سرحد لحظه‌ی‌ باروری به عقب می‌برد» و البته نتیجه‌گیری‌های علمی دیگر که به‌تر است خودتان اصل مقاله را بخوانید و ببینید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,