Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
دایره‌ی شکسته

«شاید نقشه اشتباه است»

2012 June 02

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

امروز روز من است….چندبار پیش آمده که این جمله را در زندگی‌مان تکرار کرده باشیم؟ فکرش را بکنید اگر کاری مفید، روابطی پایا، امیدی برای لذت بردن از زندگی داشته باشیم، ناشاد بودن به عقب می‌افتد و ما می‌توانیم روز و شاید روزها این جمله را برای خودمان تکرار بکنیم. مسایل ساده‌ای هست که ما هم به سادگی از کنار آن‌ها می‌گذریم ولی می‌توانیم با فکر کردن به آن‌ها حتا لحظه‌ای ادامه‌ی این راه دشوار را برای خود سهل‌تر کنیم. هر فعالیتی که به ما احساس اهمیت فردی می‌دهد، اگر سرگرمی داریم که به زندگی ما معنا می‌دهد این‌ها همه به ما احساس یک نوع قدرشناسی از تنوع موجود در زندگی‌مان را می‌دهد. ما همیشه درباره‌ی این حرف می‌زنیم که در زندگی چه می‌خواهیم و نیت و منظور ما از زندگی چیست. واقعیت این است که این‌ها آرزوها و رویاهای ما هستند و گاهی آرزو و رویا هر چقدر هم قوی باشند نقشی در تغییر زندگی و حتا روحیه‌ی ما ندارند. زندگی ما آن‌چه که ما فکر می‌کنیم یا از خودمان روایت می‌کنیم و یا حتا احساسات ما نیستند، زندگی ما اعمال ماست. گاهی کارهایی در زندگی ماست که به نظر ما دشوار می‌آید ولی واژه‌ای که دشوار است، لزومن غیرممکن نیست. ما با تمرکز بر روی این واقعیت می‌توانیم بسیاری از مصایب را تحمل‌پذیرتر کنیم. اگر هر روز با این عبارت شروع کنیم «که چه وقت می‌خواهیم از این زندگی بهره ببریم»؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

می‌توانیم زندگی را به جز‌هایی تقسیم‌بندی کنیم به زندگی‌مان تنوع بیش‌تری ببخشد، و اگر به سادگی به اطراف خود نگاه کنیم یکی از این جز‌ها در زندگی بیش‌تر ما هست. کاری برای انجام دادن، کسی را عاشقانه دوست داشتن و چشم انتظاری برای آینده‌ای که در راه است. شاید همین اکنون عده‌ای بگویند که هیچ‌کدام این‌ها در زندگی‌شان نیست و هیچ انگیزه‌ای برای ادامه‌ ندارند. شاید گاهی واژه‌ها نمی‌توانند در برگیرنده‌ی معنای واقعی یک واقعیت باشند و باید که با چشم سومی به دوروبر نگاه کرد. حقیقت این است که بیش‌تر ما یک نقشه در دست داریم و به دنبال آن هستیم که این نقشه را با زمین پیش‌روی‌مان تطبیق بدهیم، اگر ما نمی‌توانیم نقشه را با زمین هماهنگ کنیم، اشکال از زمین نیست، اشکال از نقشه‌ای است که ما مختصات آن‌را طراحی کردیم. اگر نقشه‌ای که از زمین پیش‌رو طراحی کردیم، یک راه‌نمای قابل اعتماد کنار خود داشته باشد به ما اجازه می‌دهد که بدون بهت‌زدگی و سردرگمی به جلو برویم.

اغلب اوقات در زندگی‌مان میان دو نهایت خودفریبی و برداشت‌های نادرست از زندگی و رفتارهای خودمان و اطراف‌مان در نوسان هستیم. خوش‌بختی به نظرمان جایی در حد فاصل نهایت‌هایی است که ما ترسیم کردیم و گاهی با این‌که خود را سزاوار آن می‌بینم به سادگی به آن نمی‌رسیم، در این لحظات به‌تر است به نقشه‌مان رجوع کنیم، یک‌بار دیگر با تطبیق نقشه و موقعیت‌مان و دقت در جزییات خواهیم دید که نارضایتی‌ها و محدودیت‌ها را می‌توان حل کرد. می‌توان گفت گاهی زندگی مجموعه‌ای از رها کردن‌هاست. تمرینی برای این‌که خود را در زندگی پیش رو رها کنیم، حساب و کتاب‌ها و مجموعه‌ی عادت‌ها و پاسخ‌های شرطی شده‌ به موقعیت‌ها را کنار بگذاریم و خود را از قالب آن موجودی که واکنش‌های‌مان قابل پیش‌بینی و مشخص است خارج کنیم. این مسئله باعث می‌شود که ما احساسی از تداوم حتا به طور موقت داشته باشیم. گاهی این‌که چگونه در برابر موقعیت‌هایی که در مقابل ماست واکنش نشان دهیم، به زندگی ما رنگ و معنایی خواهد بخشید که خودمان را هم متعجب می‌کند. گذر ما در زندگی شامل تلاشی است تا نقشه‌ی موجود را با زمینی که پیش روی ماست تطبیق دهیم، گاهی در به‌ترین حالت این فرایند با تکامل ما رخ می‌دهد و گاهی نه، مجبوریم نقشه را بچرخانیم بالا و پایینش بکنیم و علایم را تغییر دهیم ولی اگر بخواهیم که ادامه دهیم و تمامش نکنیم، می‌توانیم با تمرکز بیش‌تر بر سادگی‌های اطراف‌مان و هماهنگی‌های لازم به سمت جلو برویم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,