Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
پس‌نشینی تند

«مقدمه‌ای مهم‌تر از متن»

2012 June 02

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

سینمای ایران مشکل کم ندارد. هنر هفتم در کشور ما از همان چیزی رنج می‌برد که فوتبال ما هم، بدین معنا که در سینمای ما پول‌های هنگفتی جابه‌جا می‌شود و بازی‌گران ما دست‌مزدهای بین‌المللی می‌گیرند، اما اصول و ضوابط کار حرفه‌ای به هیچ عنوان رعایت نمی‌شود. به همین سبب است که سطح تولیدات ملی سینما، در سطح کلان این قدر پایین و ضعیف است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در سینمای حرفه‌ای دو مرحله‌ی اساسی در تولید یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی وجود دارد، مراحل پیش تولید و تولید. به طور معمول مرحله‌ی پیش تولید یک روند طولانی، پرزحمت و حرفه‌ای است که هر چه‌قدر دقیق‌تر و کامل‌تر انجام شود می‌تواند از زمان تولید و به تبع آن هزینه‌های کار کاسته و از سوی دیگر، سطح اثر هنری را بالاتر ببرد. آن‌هایی که با کار و صنعت سینما در ایران آشنایند می‌دانند که این روند در کشور ما دقیقن برعکس است. آثار سینمایی در ایران معمولن یا پیش تولید ندارند و یا اگر دارند بیش‌تر به انتخاب لوکیشن و بازی‌گر و هزینه‌ها و قراردادها می‌گذرد تا تحقیق، پژوهش و تمرین جدی درباره‌ی چگونگی اجرای کار. این است که این امور بیش‌تر به زمان تولید موکول شده و علاوه بر بالابردن هزینه و طول زمان تولید، کار را سطحی و ضعیف می‌کند.

این مسئله البته استثنائات اندکی هم دارد. برای نمونه «اصغر فرهادی» همیشه از آن کارگردانانی بوده است که به سبب رعایت و انجام مراحل پیش تولید حرفه‌ای در کارهایش، در زمان اجرا همه‌ی عوامل تکلیف خود را دانسته و با زوایا و نکات ریز و درشت کار و نظر کارگردان آشنایند و از همین رو زمان و تولید اجرای کارهایش نیز پایین است. اما متاسفانه این رویه و روش در سینمای ما همه‌گیر نیست. جالب است که بدانید برخی از آثار بی‌کیفیت و نازل سینمای ما، زمان تولیدی حدود سه برابر بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین آثار سینمایی تاریخ سینما را صرف خود کرده‌اند. برای نمونه تمامی مراحل فیلم‌برداری فیلم «ترمیناتور 2» چیزی حدود 20 روز بوده که این زمان، یک سوم مدت تولید یک اثر طنز درجه‌ی سه ایرانی است.

پیش تولید ضعیف و غیرحرفه‌ای در یک کار سینمایی و یا تلویزیونی، علاوه بر زمان و هزینه، بیش از هر چیز خود را در نتیجه‌ی کار هنری نمایان می‌کند. برای نمونه اگر به برخی از تولیدات سینمای ما که اتفاقات فیلم‌نامه‌شان در دو یا چند مقطع زمانی متفاوت می‌گذرند نگاهی بیاندازید خواهید دید که در بیش‌تر موارد به سبب عدم تحقیقات مناسب، نتیجه‌ی کار فاجعه‌آمیز از آب درآمده است و مدل پوشش، آرایش مو و صورت و نحوه‌ی زندگی آن‌ها هیچ قرابتی با واقعیات موجود در آن دوره‌های تاریخی یا زمانی خاص ندارند. مثالی که شاید برای بسیاری از علاقه‌مندان سینما قابل دست‌رس و نزدیک به ذهن باشد فیلم «ضیافت» از ساخته‌های «مسعود کیمیایی» است. بخش ابتدایی این اثر سینمایی که قرار است تا رفاقت چند جوان را در پیش از انقلاب اسلامی روایت کند به لحاظ رعایت ظواهر امر فاجعه‌آمیز است. کارگردان با وجود آن‌که خود تجربه‌ی زندگی در آن فضا را داشته است، به جز استفاده از تمهدیات سینمایی و فیلم‌برداری به منظور اندکی چرک نشان دادن رنگ‌ها و فضای شهری آن دوره، هیچ تلاشی برای نزدیک کردن لباس‌ها و آرایش موی بازی‌گرانش نکرده و به همین سبب است که تصاویر برای بیننده و مخاطب نیز غیرقابل پذیرش می‌شود. در برخی از موارد به سبب وجود روابط غیرحرفه‌ای در سینمای ما، کارگردان با وجود آگاهی و دانش لازم از یک اثر، نمی‌تواند خواسته‌های خود را درباره‌ی وضعیت ظاهری یک بازی‌گر عملی کند و در واقع، این بازی‌گر است که نظریاتش در فیلم اعمال می‌شود، بد نیست که بدانید «کیومرث پوراحمد» در فیلم «گل یخ»، از «محمدرضا گلزار» خواسته بود برای روایت بخش ابتدایی فیلم که زندگی او را در شهرستان و قبل از شهرتش روایت می‌کند موهای خود را کوتاه و به مدلی که او خواسته بود آرایش کند، اما متاسفانه این بازی‌گر از این امر سر باز می‌زند و چیزی که در عمل اجرا می‌شود یک گریم مسخره و خنده‌دار است که فقط توانسته اندکی موهای بلند را به زور ژل به کف سرش بچسباند.

سینمای ملی ایران در کنار موفقیت‌های چشم‌گیر جهانی‌اش، در سطح کلان ضعف و ایراد کم ندارد. با عدم رفع این مشکلات وضعیت موجود هم‌چنان باقی خواهد ماند و کیفیت آثار تولیدی از این‌که هست هم روز به روز پایین‌تر خواهد رفت و تنها راه چاره، نزدیک شدن به روند و روابط حرفه‌ای فیلم‌سازی در جهان سینماست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,