Saturday, 18 July 2015
18 September 2021
رازهای زنانه

«رازهای سیاسی»

2012 June 04

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

می‌خواستم گل‌های بنفشه

گوشه‌ی موهای طلایی‌ام سنجاق کنم

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پادشاه نگذاشت

موهایم را چیدم

 می‌خواستم بچگی‌ام را بپرم

پادشاه نگذاشت

همه‌جا هواپیما می‌پرید

می‌خواستم بنویسم

پادشاهی دیگر

مرا سانسور کرد

موهایم زیر اجبار سفید شد

نفهمیده بودم

بنفشه‌ها رنگ‌شان پرید

نفهمیده بودم

موهایم از ۶ سالگی درد دارد

شاید می‌خواستند آب‌شاری مواج باشند که از سرچشمه خشکید

رنگ‌هایی که تشخیص می‌دهم این‌هاست :

سیاه

سرمه‌ای

قهوه‌ای

برای پادشاه نامه نوشتم

مشغول عبادت بود

مرا نخواند

به کاغذهای اینترنتی پناه بردم

فرستاده‌ی پادشاه

کاغذهایم را هک کرد

خواب که می‌روم

رنگ‌های زیبا می‌بینم

بنفش

سپید

سبز

آبی

یادم می‌آید مدیر مدرسه جوراب‌های رنگی‌ام را از پایم بیرون کشید

می‌گفت :

درس بخوان… این رنگ‌ها از راه به‌درت می‌کند

و من درس خواندم فقط

و جوراب‌های رنگی را کنج کمد جا گذاشتم

اما یواشکی همه‌اش می‌خواستم زمستان باشد

تا توی پوتین

جوراب سرخم را دل‌خوش باشم

آن زمان که بخواهم بچه‌ای داشته باشم

می‌ترسم

همه‌ی هراس من این است که لالایی‌اش

آژیر خطر باشد.

زن بودن در جامعه‌های بسته‌ای مانند ایران، رنج‌هایی اضافه بر رنج‌های تحمیل‌شده از سوی نگاه و تفکر مردسالار دارد. در کشوری مانند ایران، گفتمان مردسالار، در قدرت سیاسی نقش دارد و با فشاری مضاعف زن بودن را به چالش می‌کشد. به همین دلیل گاهی می‌شود تمام رنج‌های زن بودن را در نگاه قدرت‌های سیاسی به زنان جست‌وجو کرد. جایی که نظام‌های سیاسی می‌کوشند قدرت خود را با تسلط بر زنان از طریق تقویت گفتمان سنت و مردسالاری تقویت کنند. برای همین است که ساختار قوانین ایران اجازه‌ی تغییرات گسترده در زمینه‌ی حقوق زنان را نمی‌دهد و هرگونه تلاش برای تغییر قوانین و ایجاد فرصت برای احقاق حقوق زنان را با مانع روبه‌رو می‌کند و فعالان حقوق زن در آن، در زمره‌ی مخالفان و براندازان قرار می‌گیرند. در چنین جامعه‌ای، رسانه‌های وابسته به قدرت تلاش می‌کنند نقش‌های سنتی زنان را پررنگ کنند. برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی تنها به مسایل مادران و همسران می‌پردازند. در کنار بی‌شمار برنامه‌هایی که برای آشپزی و خانه‌داری ساخته می‌شود، هیچ برنامه‌ای نقش‌های اجتماعی زنان را به عنوان مدیر و برنامه‌ریز و محقق به تصویر نمی‌کشد و زنان شاغل به عنوان یک گروه اجتماعی تقلیل داده می‌شوند که باید راهی برای به‌تر ایفا کردن نقش‌های خانگی‌شان در کنار شغلی که به اجبار پذیرفته‌اند پیدا شود.

بر اساس دیدگاه سیاسی حاکم بر ایران، تقویت زنانگی محصور و محدود به خانه باید از کودکی آغاز شود. حجم بالای محتوای تبلیغی و مذهبی در مدرسه‌ها بر مبنای تعریف نقش زنان و دختران به عنوان موجوداتی در حاشیه که دغدغه‌ی اصلی‌شان باید حفظ عفاف و حجاب باشد، قرار دارد. مدرسه‌ها به دختران ایرانی می‌آموزند که تحصیل و حضور اجتماعی حاشیه است و اصل، حفظ سکان خانه است که برای تبلیغ این گزاره آن را با واژه‌هایی مانند مدیریت خانه هم تزیین می‌کنند تا فریبنده به نظر برسد. برای تربیت نسلی که چنین باورهایی را به رغم بازتر شدن فضای دریافت اطلاعات غیررسمی بپذیرد، تنها تشویق و تبلیغ کافی نیست و ناگزیر، کار به تهدید و فشار می‌انجامد. در خاطره‌ی مشترک نسل‌های بعد از انقلاب 57، فشار برای رعایت نوع خاصی از پوشش و انتخاب رنگ‌‌های خاص اثرهای روانی پررنگی به جا گذاشته که مدام تکرار می‌شود. این حقیقت که ستم رفته بر زنان ابعادی فراتر از ستم‌پذیری خود آنان دارد، زندگی آن‌ها را به یک مسئله‌ی سیاسی تبدیل کرده است، به شکلی که گویا در شخصی‌ترین زوایای زندگی‌شان هم ردی از خواست قدرت به چشم می‌خورد. قدرتی که پوشش، افکار، امروز و فردای زندگی زنانه را برنامه‌ریزی و هدایت می‌کند.

این همان راز زنانه‌ای بود که شاعر شعری که در ابتدا خواندید و ناشناس است، در واژه‌هایش آشکار کرده بود. رازی که بسیاری از زنان ایرانی آن را در سینه دارند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,