Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
پس‌نشینی تند

«کاریزما و جهان بی‌رسانه»

2012 June 04

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

در سال‌مرگ «روح‌اله خمینی» و برای نخستین بار و در سطح وسیع، شماری از رسانه‌های خارج از کشور دست به انتشار مجموعه مقالات تحلیلی درباره‌ی زندگی خصوصی و فعالیت‌های سیاسی و مذهبی رهبر انقلاب‌اسلامی زده‌اند که در نوع خود بسیار قابل ستایش است. نکته‌ای مهم که به طور مشترک در بیش‌تر این نوشته‌ها نادیده گرفته شده است، چرایی عدم نقد «روح‌اله خمینی» در زمان زنده بودنش بود. درست است که برخورد بنیان‌گذار انقلاب اسلامی با مخالفانش بسیار شدید و غیرقابل انعطاف بود و این ویژگی در امور سیاسی و مذهبی تفاوت چندانی با هم نداشت، اما با یک مقایسه‌ی ساده می‌توان دید که با وجود فعالیت‌های گسترده و استفاده‌ی هر‌چه بیش‌تر جانشین آیت‌اله «خمینی»، از قدرت امنیتی و نظامی، «علی خامنه‌ای» هیچ‌گاه نتوانست برخورد قهری و قاطعی را که «روح‌اله» با منتقدینش داشت به اجرا بگذارد. به گمان نگارنده این عدم توانایی ریشه در یک تفاوت اساسی میان این دو رهبر داشت، وجه‌ی کاریزماتیک قدرت‌مند «خمینی» که در وجود «خامنه‌ای» نیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نگارنده اما بر این باور است که بر خلاف بسیاری که گمان می‌کنند وجه‌ی کاریزماتیک وجود «خمینی» برآمده از شخصیت و ویژگی‌های منحصر به فرد او بوده است، این مسئله عوامل بیرونی دیگری داشت که به زمان و شرایط اجتماعی آن روزگار وابسته بود، چیزی که «علی خامنه‌ای» آن‌قدر شانس نداشت تا از آن بهره‌مند شود. دهه‌ی اول انقلاب سال‌هایی بود که رسانه‌های جمعی در ایران و جهان از قدرت چندانی برخوردار نبودند. امواج ماهواره‌ای هنوز به طور گسترده و در تمامی نقاط جهان قابل دست‌رس نبودند و چیزی به نام شبکه‌ی بین‌المللی اینترنت به وجود نیامده بود. تمامی این موضوعات سبب می‌شد که در جامعه‌ی مذهب زده و ایدئولوژیک آن زمان ایران، بسیاری از حرف‌ها، توصیفات و ویژگی‌هایی که درباره‌ی رهبر کاریزمای جمهوری اسلامی گفته و به او نسبت داده می‌شد، به راحتی از سوی جمع باور شوند. هنوز که هنوز است جمعی بر یک‌دیگر خرده می‌گیرند که چرا شماری فراوانی از مردم ایران به این باور رسیده بودند که تصویر «روح‌اله خمینی» را در ماه دیده‌اند اما هیچ‌کس یادی از آن نمی‌کند که سال‌ها بعد از آن هم، اکثریت مردم ایران باور داشتند که چهره‌ی «روح‌اله خمینی» و یا به قول مشهور آن روزها «امام» نورانی است و آن‌هایی که به دیدار او رفته بودند با اصرار از این نظریه دفاع می‌کردند و شهادت می‌دادند که چهره‌ی نورانی «روح‌اله» را به چشم خود دیده‌اند.

چنین باور روحانی به وجود آقای «خمینی» بود که او می‌توانست با یک دستور ساده‌اش، هزاران جوان و نوجوان را به جبهه‌های جنگ بکشاند. معتقدانی که به آسانی آب خوردن جان‌شان را نه در راه میهن، که در راه امام از دست می‌دادند. برای اثبات این سخن کافی‌ست که به آرشیو مصاحبه‌های رزمندگان در جبهه‌های نبرد نگاهی انداخته تا دیده شود که بخش عمده‌ای از جوانان نه برای دفاع از آب و خاک و حتا اسلام که برای اطاعت فرمان «امام» جبهه‌های نبرد را پر کرده بودند. از دیگر سو همین قدرت باعث شده بود که نظر آقای «خمینی» به معنای واقعی کلمه فصل‌الخطاب باشد و کسی جرات مخالفت آشکار با نظریاتش را نداشته باشد. رسانه‌ها که گسترش یافت نورافکن‌ها چنان زوایای پیدا و نهان شخصیت‌های مشهور هنری، سیاسی و مذهبی را روشن کرد که چیزی برای پنهان کردن باقی نماند. سانسور عملن غیرممکن شد و با فشار یک کلید بر روی صفحه‌کلید کامپیوترها به اندازه‌ی یک عمر تحقیق در کتاب‌خانه، مطلب پیش روی افراد قرار گرفت و این توانایی سبب شد که کسی نتواند به آسانی برای خودش یا دیگری شخصیت و تصویری اسطوره‌ای بسازد چرا که حالا ریز و درشت اعمال افراد مشهور در زیر ذره‌بین بود و انجام چنین کاری بسیار سخت. آن روزها شاید می‌شد که به آسانی از شخصیت‌های حقیقی و غیرحقیقی خاطراتی را در باب کرامات «امام» نقل کرد اما امروزه و به مدد رسانه‌ها هر سخنی احتیاج به مدرک و دلیل دارد و شواهد ناقض ادعاهای واهی، فراوان.

کافی‌ست برای نمونه بدانیم که در زمان حیات «روح‌اله خمینی» تعریف، تمجید و توصیف‌های فرازمینی فراوانی از قول شخصیتی‌های مشهور بین‌المللی درباره‌ی او نقل می‌شد، اما چون مدرکی برای رد و اثبات وجود نداشت، از سوی جامعه‌ی توده‌وار و انقلابی آن روزهای ایران به راحتی پذیرفته ‌شد اما حالا جریان ملاقات «نلسون ماندلا» و «علی خامنه‌ای» و دروغ‌های ساخته و پرداخته‌ی پیرامون آن به راحتی برملا می‌شود و تشت رسوایی صدا و سیمای جمهوری اسلامی از بام می‌افتد. به هر صورت این یکی دیگر از مواهب جهان مدرن و رسانه‌های آزاد و بین‌المللی است که کم‌تر نقطه‌ی تاریکی را از زندگی دیکتاتورها برای مردم باقی نمی‌گذارد، و این خوش‌بختانه برای مردم و نگون‌بختانه برای حاکمان دیکتاتور، کار را برای سرکوب و فرمان‌روایی بی‌چون چرای بیش‌تر، تحت لوای یک شخصیت کاریزماتیک سخت‌تر می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. صبرا
    1

    البته گوینده از این نکته مهم غافل شده که چه بسا همین امکانات رسانه ای فعلی اگر در آن زمان بود بر وجه کاریزماتیک آیه الله خمینی بیشتر افزوده می شد و مردم بیشتری از فوق العادگی های شخصیتی او مطلع می شدند . همیشه رسانه به آنسویی که شما مایلید نمی چرخد . پس باز هم قابلیتهای فردی و ویژه فردی چون آیه الله خمینی است که مهم می شود .