Saturday, 18 July 2015
28 September 2021
گردونه مهر

«نیروهای شرور در جهان‌بینی ایرانیان باستان»

2012 June 05

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

متون ایرانی برای خواننده شکی درباره طبیعت هراس‌انگیز و شوم جهان دیوی باقی نمی‌گذارند ولی این جهان به ندرت با همان بیان روشنی که دنیای بهشتی بیان شده، توصیف می‌شود. در چنین نظام مرتبی دیوان بزرگ درست به همان میزان فرشتگان جا نیفتاده‌اند و ما فقط می‌توانیم طرح سلسله مراتب آنان را بازسازی کنیم. زیرا آنان در پایان جهان هرکدام در برابر یکی از موجودات ایزدی قرار می‌گیرند. این فقدان نظام نمی‌تواند غیرعمدی باشد، چون یکی از خصوصیات عمده «شر» بی‌نظمی و ناهماهنگی است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«انگره مینیو» (اهریمن): «انگره مینیو» که نامش به صورت «اهریمن» در فارسی میانه می‌آید، رهبر گروه دیوان و نیروهای شرور است. گرچه اسمش در گات‌ها به صورت نام خاص ذکر نمی‌شود، ولی خود این ترکیب به کار می‌رود و فکر حضور وجودی شریر به وضوح مشخص است. هدف او ویران کردن و تخریب جهان است. او در جای‌گاه شرارت یا جای‌گاه بدترین اندیشه اقامت دارد و گویند که دیوان زاده‌های هدف بد هستند. اهریمن دیو دیوان است، و در مغاکی در تاریکی بی‌پایان در شمال که بر حسب سنت جای‌گاه دیوان است اقامت دارد. نادانی و زیان‌رسانی و بی‌نظمی، ویژگی‌های اهریمن‌اند. او می‌تواند صورت ظاهری‌اش را عوض کند و به شکل «چلپاسه» (سوسمار) یا «مار» یا مرد جوانی ظاهر شود. هدف او همواره نابود کردن آفرینش اهورامزدا است و برای رسیدن به چنین مقصودی به دنبال اعمال آفریدگار است تا آن‌ها را به تباهی بکشد. به شکلی که می‌گویند و زرتشتیان نیز باور دارند، اهریمن عالی‌ترین راه آفرینش را دریافت. می‌گویند وقتی که اهریمن مشاهده کرد که اورمزد آفریده‌های نیک را به وجود آورد، اما روشنی نتوانسته بود به وجود بیاورد، پس به اندیشه پرداخت و به دیوها گفت: اورمزد از آفرینش خویش سودی نمی‌برد. این آفریده‌های نیک را پدید آورده، اما آفرینش وی در تاریکی است و آفریده‌ها در تاریکی باید به سر برند، چون او نمی‌تواند روشنایی را پدید آورد. اگر آگاهی داشت، با مادر خود نزدیکی می‌کرد و از این نزدیکی خورشید متولد می‌شد و پسر او به شمار می‌رفت، پس با خواهر خود نزدیکی می‌کرد و از آن ماه متولد می‌شد. آن‌گاه اهریمن به دیوها سفارش کرد که هیچ‌کس این راز را فاش نکند تا اورمزد آگاه نشود.

همان‌گونه که اهورامزا زندگی را می‌آفریند، اهریمن مرگ را به وجود می‌آورد. در برابر تندرستی، بیماری را و در برابر زیبایی، زشتی را ایجاد می‌کند. همه‌ی بیماری‌های مردم به تمامی از اهریمن ناشی می‌شوند. تولد «زردشت» ضربه بزرگی بر اهریمن بود که کوشید تا پیامبر را بفریبد و او را به سوی بدی سوق دهد، اما به مقصود نرسید. در پایان جهان اهریمن به رغم همه کوشش‌هایش شکست می‌خورد و آفرینش بد او نابود می‌شود. قابل توجه این‌که در متون متاخر آمده است که اهریمن صورت مادی یا این جهانی ندارد. چنین می‌نماید که این فکر از این‌جا ناشی می‌شود که جهان مادی آفریده خداست و در نتیجه الزامن باید خوب باشد، چون خوب و بد نمی‌توانند هم‌زیستی داشته باشند. در نتیجه اهریمن نمی‌تواند صورت مادی داشته باشد بلکه تنها می‌تواند مانند انگلی در تن آدمیان و حیوانات جای گیرد و این را می‌توان هستی عادی حقیقی به شمار آورد.

«ایشمه» (خشم): «ایشمه» یعنی دیو خشم و غضب و خشونت بی‌حد، تجسم بی‌رحمی و قساوت است، که پیوسته درصدد برانگیختن ستیز و جنگ است و وقتی دیگر نمی‌تواند برای آفرینش خوب شری به وجود آورد، توجهش را به سوی آفرینش بد معطوف می‌دارد و در اردوی دیوان نزاع برپا می‌کند. در یورش خود به آدمیان به ویژه از زبان بدکاران بسیار یاری می‌گیرد، زیرا زبان بدکار خشم و غضب را برمی‌انگیزد. خشم، آنانی را که تحت تاثیر مسکرات قرار می‌گیرند هم‌راهی می‌کند و دیوان ژولیده موی فرزندان او به شمار می‌روند. «سروش» که تجسم فرمان‌برداری و اخلاص دینی است از اعمال مخرب «ایشمه» در جهان جلوگیری می‌کند و همین نیرو است که سرانجام جهان را از دست خشم رهایی می‌دهد.

«اژی دهاک» (ضحاک): پیش از این به معرفی این شخصیت پرداخته‌‌ایم. اصطلاح «دروج» یا «دروغ» (فریب) اغلب به عنوان لقبی برای اهریمن یا برای طبقه‌ای از دیوان که مشهورترین آن‌ها «ضحاک» است به کار می‌رود. ضحاک هم‌چنین روشن‌تر و اساطیری‌تر از دیوان دیگر توصیف شده است. ضحاک در موقعیتی به ایزدبانو «آناهیتا»، صد اسب و هزار گاو نر و ده هزار گوسفند قربانی تقدیم داشت و درخواست کرد بتواند زمین را از جمعیت خالی کند و این آرزوی همیشگی او بود. در موقعیتی دیگر از کاخ ناخجسته خود که دارای دیرک‌های زرین و تخت و سایه‌بان است با تقدیم قربانی به «وایو» تقرب جست. اما این هر دو موجود ایزدی یعنی آناهیتا و «وایو» خواست‌های ویران‌گرانه‌ی وی را رد کردند. این فرزند اهریمن که انباشته از میل به تخریب بود درصدد خاموش کردن شعله آتش مقدس برآمد. اما «جم» قهرمان او را از این کار بازداشت. ضحاک انتقام خود را از او گرفت، زیرا نه تنها دختران جمشید را ربود بلکه خود وی را هم با اره به دو نیم کرد. اما عاقبت «فریدون» دختران جم را آزاد ساخت و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد.

این‌ها سه دیو یا نیروی «شر»ی هستند که به روشن‌ترین وجهی توصیف شده‌اند، درباره دیوان دیگر فقط نام‌شان را می‌دانیم و از خصوصیات آن‌ها اطلاع کمی موجود است. به هرحال، «رشک»، «خودپسندی»، «کاهلی» و «غلط اندیشی» از زمره دیوان و نیروهای شرور هستند. یکی از دیوان که اغلب از او نام برده می‌شود «دروج نسو» یا دیو «لاشه» است که تجسم روح تباهی و متلاشی شدن و سرایت بیماری و ناپاکی است. یکی دیگر از نیروهای «شر»‌، «جهی» نام دارد که تجسم مادینه و اهریمنی «هرزگی» است. هم‌چنین «یاتوها» یعنی ساحران و جادوگران مظاهر دیگری از نیروهای مخرب شر هستند.

منبع: شناخت اساطیر ایران، نوشته جان هیلز، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,