Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
دایره‌ی شکسته

«در ابعاد کوچک انسانی»

2012 June 07

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

کودکان آن‌قدرها که ما تصور می‌کنیم معصوم و یا ساده نیستند. اگرچه ما همواره با حسرت از کودکی به‌عنوان دوران درخشان زندگی خود یاد می‌کنیم، ولی همیشه قسمتی از کودکی را پنهان می‌داریم و یا ترجیح می‌دهیم آن بخش‌ها را به دست فراموشی بسپاریم. این گونه است که کودکی مقدس جلوه می‌کند و کودک مظهر پاکی، بی آلایشی و دنیای قدسی می‌شود. او را فرشته‌سان، فارغ از دنیای فانی و چون لوحی سفید می‌دانیم درصورتی که در برخورد با کودکان واقعی و زمینی به چیزی غیر از این خواهیم رسید. نتیجه‌ی ما از برخورد نزدیک با کودکان به این معنی نیست که آن‌ها دیوسیرت یا پلید هستند بلکه به این معنی می تواند باشد که ما به واقعیت امر در باره‌ی ایشان نپرداخته‌ایم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آن‌چه کودک را از ساحت آسمانی‌ای که برای او برساخته‌ایم پایین می‌کشد و به زمین و به زندگی هر روزه برمی‌گرداند، صرفن رفتارهایی طبیعی است که از هر کودک انسانی می‌توان سراغ گرفت و از سوی دیگر گاهی به‌دقت همین عدم آگاهی ما از موجودیت یک کودک است که ما را در مواجه با رفتارهای او سردرگم می‌کند و یا از رفتار و واکنش او نسبت به رفتار خود متاسف می‌شویم و حتا بدتر از آن، گاهی به چنان حدی از جنون می‌رسیم که در مقابل کودک بی‌سلاح می‌مانیم. تمام این رفتارها از سوی ما لزومن در زمان بروز رفتار بد یا ناشایست از سوی کودک سر نمی‌زند بلکه گاهی رفتارهای هر روزه‌ی کودک نیز می‌تواند رفتار معمول ما را دچار اغتشاش کند. برای نمونه می‌توان از کنجکاوی کودکان نام برد. کنجکاوی کودکان مثل یک شمشیر دو لبه عمل می‌کند. به این معنی که دقیقن نمی‌توان گفت که این کنجکاوی در چه مرزی از آگاهی اجازه‌ی ورود دارد. کودکان سوال می‌پرسند، به دنبال جواب‌های خود می‌گردند و اگر پاسخ قانع‌کننده‌ای نیابند پاسخی را که می‌خواهند به هر شکلی که ممکن است از هر جایی که ضرورت داشته باشد پیدا می‌کنند و این از حیطه‌ی مدیریت و کنترل بزرگ‌سالان خارج است. گاهی کنجکاوی کودکان ما را کلافه می‌کند، گاهی چنان دامن‌گیر همه‌چیز و حتا زندگی خصوصی ما می‌شود که به آن اتلاق فضولی را می‌کنیم و در بعضی از موارد اگر این کنجکاوی از نظارت والدین و سرپرستان کودک بهره‌مند نباشد، به کودک آسیب می‌رساند و او را به دنیایی می‌کشاند که دنیای او نیست و او هنوز شرایط حضور در این دنیا را ندارد. برای نمونه می‌توان به کنجکاوی کودکان در زمینه‌های جنسی اشاره کرد که اگر جواب مناسب سن خود را نیابند و چنان‌چه خود به دنبال پاسخ بگردند، شاید نتیجه‌ی آن چیزی نباشد که بتواند ضامن سلامت کودک باشد.

کودکان فرشته نیستند، آن‌طور که ما فکر می‌کنیم معصوم نیستند و کودکی آن دنیایی نیست که پر از نور و عروسک باشد، ولی کودکان دوست‌داشتنی، آسیب‌پذیر و تشنه‌ی یادگیری هستند. آن‌ها عاشق بازی کردن و پرسیدن هستند و درحالی‌که هر روز بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شوند، بازی‌های‌شان و پرسش‌های‌شان سویه‌های دیگر می‌گیرند و تغییر شکل می‌یابند. اگر کودکان را در هر رده‌ی سنی آن‌طور بشناسیم که هستند، می‌توان از سویی از آن‌ها انتظار رفتاری را داشت که در آن سن باید از او برخیزد و از سوی دیگر می‌توان در مقابل آن‌ها رفتاری را انجام داد که متناسب با زمانی است که آن‌ها در آن قرار گرفته‌اند و نه ضرورتن متناسب با آرمان‌گرایی و رویاهای ما پیرامون درخشش بهشتی کودکی. این نکته پیش از هر چیز اهمیت دارد که اگر به موجودیت کودک واقف باشیم و کودکی را آن‌گونه که هست بشناسیم، بسیاری از موارد در زمینه‌ی رفتار مناسب با کودک حل می‌شوند، چراکه کودکان در سطحی غیر قابل باور، رفتارشان را متناسب با نوع و سطح رفتار فرد مقابل تنظیم می‌کنند و به‌طور کامل از ظرفیت‌های در اختیار خود بهره می‌گیرند. این گروه انسانی به‌خوبی توانایی این را دارد که از هر چیزی به‌نفع خود استفاده کند بنابراین بیش از آن‌چه انتظار می‌رود، انعطاف‌پذیر هستند و این لزومن رفتاری دارای برنامه و یا ازپیش‌تعیین‌شده نیست به این دلیل که بیش‌تر از خصلت تمایل به حفظ منافع برمی‌خیزد. پس با کودکان‌مان آن‌گونه رفتار کنیم که حقوق انسانی ایشان را در ابعاد و در جای‌گاه خودشان یادآور باشیم تا از این ره‌گذر بتوانیم از آن‌ها انتظار مسوولیت در حدود خود را داشته باشیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,