Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
پانوراما

«نسل اول نقاشان نوگرا در دوران پهلوی»

2012 June 08

پیمان عابدی / رادیو کوچه

از آنجایی که بحث در ارتباط با سرچشمه‌های نوگرایی در هنرهای تجسمی ایران بسیار مفصل است آن را به قسمت‌های بعدی این برنامه موکول کرده و در این بخش، تن‌ها به بررسی ظهور نسل اول نقاشان نوگرای ایران در دوران پهلوی اول می‌پردازیم. در زمانی که «نیما یوشیج» در عرصه‌ی شعر و «صادق هدایت» در زمینه‌ی رمان و قصه نویسی به اقتضای زمان، جنبش‌های نوین شعر و ادب جهان را مورد توجه قرار دادند و در عالم شعر و ادب تحولی شگرف به وجود آوردند، هم‌زمان نقاشان ایرانی با نگاه و تاثیرپذیری از پدیده‌ها و مکتب‌های نوین هنری غرب، به خلق آثار تازه پرداختند. اندکی پیش از سقوط سلسله قاجار بود که «کمال الملک»، پس از سفر مطالعاتی در اروپا، مدرسه‌ی صنایع مستظرفه را با جلب حمایت و تایید دولت و بر اساس بینش و مشی هنری خود در تهران بنیان گذاشت. (1329 قمری برابر با 1289 خورشیدی).

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هدف کمال الملک از تاسیس مدرسه‌ی صنایع مستظرفه تربیت هنرجویان به روش آکادمیک غربی بود. اگرچه این مدرسه هیچ‌گاه صورت یک آکادمی واقعی به خود نگرفت، راه پیش‌رفت هنرهای بصری را در ایران گشود. با تلاش کمال الملک در مدت 15 سال سرپرستی مدرسه‌ی مزبور، شماری نقاش و مجسمه ساز برخوردار از توانایی‌های فنی پرورش یافتند. بیش‌تر اینان، بعدها در کار هنری و تدریس، هدف و روش استاد را دنبال کردند. در این زمان، نقاشان هنر آموخته در مدارس روسیه نیز در تبریز فعال بودند، ولی کار آموزشی و هنری‌شان تفاوت چندانی با کار کمال الملک نداشت. به تقریب هم‌زمان با کناره گیری کمال الملک از تدریس، مدرسه‌ی او در عمل به صورت موسسه‌ی صنایع قدیمه درآمده بود. بعدها در اصفهان نیز هنرستانی برای احیای هنرها و صنایع سنتی برپا شد. اقدامات حمایتی دولت، ترتیب مسابقه و اهدای جوایز، نگارگران را به فعالیتی تازه ترغیب کرد. آن‌ها اغلب با توسل به شگردهای طبیعت پردازی و گاه با پرداختن به موضوعات روزمره قصد داشتند تحولی در سنت «مینیاتور ایرانی» ایجاد کنند. چنین روی‌کردی به سنت، که از سیاست نوسازی فرهنگی دوره‌ی رضاشاه ناشی می‌شد، مورد تایید ایران‌شناسان خارجی قرار گرفت. این گونه التقاط در معماری و نقش ‌برجسته سازی آن زمان هم معمول بود، با این تفاوت که در این مورد عناصر آشنای هنر ایران باستان به کار گرفته می‌شد. اما در عرصه‌ی صورت‌گری و هرجا که شبیه سازی اهمیت داشت، بهره گیری از میراث گذشته منتفی بود.

بدین سان دو گرایش متمایز در هنر رسمی زمان رضاشاه پدید آمد: از یک سو پیروی از شیوه‌های هنر آکادمیک اروپایی و از سوی دیگر کوشش برای احیای نگارگری قدیم در قالبی باب سلیقه‌ی روز (گفتنی است که پس از گذشت بیش از نیم قرن هنوز هم این دو گرایش را در بخشی از هنر معاصر ایران می‌توان باز شناخت). از میان نمایندگان گرایش اول باید به «اسماعیل آشتیانی»، «حسن‌علی وزیری»، «ابوالحسن صدیقی» (مجسمه ساز)، «علی اکبر یاسمی»، «علی محمد حیدریان» و «رسام ارژنگی» اشاره کرد. «هادی تجویدی»، «حسین بهزاد» و «حسن مصور الملکی» نیز نام‌های معتبرتری در میان نگارگران وابسته به گرایش دوم به شمار می‌آیند. در این‌جا لازم است از «نقاشی قهوه خانه» نیز نام ببریم که در این زمان، خارج از حوزه‌ی هنر رسمی، شکوفان شده بود. در سال‌های آخر دهه 1320خورشیدی مکاتب نقاشی اروپایی یعنی «امپرسیونیسم» و «کوبیسم» که توسط برخی از هنرمندان از اروپا به ایران آورده شدند، ‌مورد توجه و نگرش هنرمندان قرار گرفتند و هیاهوی بسیار برانگیختند، به طوری که، هنرمندان نوگرا علیه شیوه‌ی کمال الملک و شاگردانش قیام کردند. همه جا بحث و جدل بر سر نوگرایی در هنر و طرد کهنه پرستی و آکادمیسم سنتی بود. در این میان، دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران توسط یک فرانسوی به نام « آندره گدار» بر مبنای اصول آموزشی «بوزار» پاریس در سال 1319 خورشیدی تاسیس شد. با آن‌که در کنار اساتید فرانسوی آن، یکی از به‌ترین شاگردان کمال الملک یعنی «علی محمد حیدریان» نقش مهمی در تعلیم و آموزش اصول اولیه و آکادمیک نقاشی به دانشجویان را برعهده داشت،‌ اما ضرورت زمان ایجاب می‌کرد که شاگردان در کنار فراگیری اصول آکادمیک، با تحولات و پدیده‌های هنری روز زمان، با کمک اساتید فرانسوی و دیگر استادان ایرانی تحصیل کرده در اروپا، تا اندازه‌ای آشنا شوند. به هرحال موج نقاشان نوگرای شش دهه اخیر ایران، اغلب از میان شاگردان همین دانش‌کده به وجود آمدند. اگر‌چه نباید نقش سازنده و موثر دانش‌کده هنرهای تزیینی وابسته به وزارت «فرهنگ و هنر» سابق را نیز در تربیت هنرمندان پیش‌رو نادیده گرفت، هنرمندانی که با بهره‌گیری از نقوش تزیینی ایرانی و کالی‌گرافی و خوش‌نویسی فارسی، سعی فراوان در ابراز هویت ایرانی خود داشته اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,