Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
پانوراما – بخش دوم

«نسل اول نقاشان نوگرا در دوران پهلوی»

2012 June 10

پیمان عابدی / رادیو کوچه

هنگامی که «کمال‌الملک» در سن 93 سالگی در 27 مرداد 1319خورشیدی درگذشت، در مهر‌ماه همان سال «اسماعیل مرآت» وزیر معارف وقت، دانش‌کده‌ی هنرهای زیبای تهران را پس از شش سال از آغاز به کار دانش‌گاه تهران تاسیس کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در آن دانش‌کده رشته‌های نقاشی، مجسمه‌سازی و معماری تدریس می‌شد و با استادان فرانسوی و تعدادی از هنر آموخته‌گان مکتب کمال‌الملک هم‌چون «علی‌محمد حیدریان» و «ابوالحسن صدیقی» به سرپرستی «آندره گدار»(Andre Godard) ، ایران‌شناس فرانسوی، اداره می‌شد.

روش تدریس در دانش‌کده بر اساس الگوهای مدرسه هنرهای زیبای پاریس بود و اسلوب مکتب‌های «امپرسیونیسم» (Impressionism) و «پست امپرسیونیسم» (Post-Impressionism) آموزش داده می‌شد، مکتب‌های نقاشی که در غرب بیش از پنجاه سال از پیدایش آن‌ها می‌گذشت. البته نه با وفاداری کامل به اسلوب آن مکاتب بلکه نوعی امپرسیونیسم که در اصطلاح آن‌ را «قلم آزاد» می‌خواندند و در‌واقع «کلاسی‌سیسم»ی(Classicim)  بود که اندکی مسامحه در آن راه یافته بود و چندان ربطی به نوآوری‌های امپرسیونیست‌های اروپایی نداشت.

از طرف دیگر تنها مکانی که آثار این هنرجویان را به‌نمایش می‌گذاشت، انجمن‌های فرهنگی وابسته به سفارت‌خانه‌های خارجی بودند، زیرا در آن زمان مکان‌هایی به‌عنوان گالری یا نگارخانه برای نمایش آثار هنری وجود نداشت. آثار نقاشان امپرسیونیست ایرانی به‌دلیل انتخاب موضوع که در ارتباط با زندگی روزمره مردم بود و این‌که نشانه‌های «واقع گرایی» را در خود داشت، مخاطب بیش‌تری را نسبت به دیگر مکتب‌های نقاشی نوین به‌خود جلب کرد.

با گسترش دامنه‌ی جنگ جهانی دوم به ایران و برکناری رضا شاه، دوره‌ای جدید در تاریخ هنر معاصر آغاز شد. برقراری مختصر آزادی‌های اجتماعی و تماس مستقیم‌تر با مظاهر فرهنگ غربی (به‌سبب حضور ارتش متفقین در ایران) مجالی برای نوجویی هنری پدید آورد. به‌ویژه تحت تاثیر مدرسان خارجی دانش‌کده‌ی هنرهای زیبا، افق‌های تازه‌ای از دنیای هنر اروپا به‌روی هنرجویان ایرانی گشوده شد. آشنایی با آثار و زندگی پیش‌گامان هنر مدرن، فکر رها شدن از قیود سنتی را در جوانان ایرانی بیدار کرد. برخی از نقاشان نسل جدید با نفی قالب‌های هنر رسمی دوره‌ی قبل، الگوهای مطلوب خود را در آثار رئالیست‌های روسی و امپرسیونیست‌های فرانسوی یافتند، و پرشورترین آن‌ها به «سزان» و «وان‌گوگ» علاقه‌مند شدند.

با گسترش دامنه‌ی جنگ جهانی دوم به ایران و برکناری رضا شاه، دوره‌ای جدید در تاریخ هنر معاصر آغاز شد

حتا در کار بعضی از پیروان کمال‌الملک هم موضوع‌ها و اسلوب‌های تازه‌تری بروز کرد. با این‌حال نفوذ مکتب کمال‌الملک هم‌چنان قوی بود. دیری نگذشت که چند فارغ‌التحصیل دانش‌کده‌ی هنرهای زیبا، پس از بازگشت از سفر هنرآموزی در اروپا، سرمشق‌های باز هم جدیدتری را پیش نهادند. نوگرایان که اکنون به مکتب‌های «کوبیسم» و «اکسپرسیونیسم» جلب شده بودند، در نخستین پای‌گاه‌های هنر نو یعنی «انجمن خروس جنگی» و «نگارخانه‌ی آپادانا» گرد آمدند. از این زمان تا یک دهه‌ی بعد، جدل میان پیروان هنر قدیم و جدید در مجامع و مطبوعات به‌شدت جریان داشت. طی این سال‌ها، با پرورش جوانان نوجو در هنرستان‌ها و به‌سبب فعالیت هنرمندان تازه بازگشته از اروپا و امریکا و انتشار گاه‌نامه‌های مدافع شعر و نقاشی نوین، جنبش نوگرایی رشد کرد و سرانجام از حمایت دولت نیز برخوردار شد.

فعال‌ترین نقاشان این دوره را می‌توان به سه دسته‌ی نوگرا، سنت‌گرا و میانه‌رو تقسیم کرد. «حسین کاظمی»، «جلیل ضیاپور»، «هوشنگ پزشک‌نیا»، «جواد حمیدی»، «احمد اسفندیاری»، «عبداله عامری»، «محمود جوادی‌پور»، «مهدی ویشکایی»، «صادق بریرانی»، «سودابه گنجه‌ای» ، «مارکو گریگوریان» و «سیراک ملکونیان» در دسته‌ی نوگرا جای داشتند. «علی‌اصغر پتگر»، «رضا صمیمی»، «جعفر پتگر» ، «حسین بهزاد»، «ابوطالب مقیمی»، «علی مطیع»، «محمدعلی زاویه»، «علی کریمی»، «حسین الطافی» به اضافه‌ی وفادارترین شاگردان کمال‌الملک به دسته‌ی سنت‌گرا تعلق داشتند، حال آن‌که «علی‌اکبر صنعتی»، «محسن مقدم»، «علی رخ‌ساز»، «محمود اولیا»، «مارکار قرابگیان»، «آندره گوالویچ»، «میناسیان» (نقاش مناظر دریایی)، «حبیب محمدی»، «رضا فروزی» و «عباس کاتوزیان» از جمله نقاشان میانه‌رو محسوب می‌شدند.

هنر گرافیک نیز از سال‌ها پیش در ارتباط با بخش‌های نشر و چاپ و تبلیغات مورد توجه قرار گرفته بود، ولی فعالیت جدی در این عرصه از سال‌های جنگ جهانی دوم در ایران شروع شد. پیش از آن بعضی از نقاشان آموزش دیده در مدرسه‌ی «صنایع مستظرفه» به کار تصویرگری نیز می‌پرداختند که از میان آن‌ها باید به «حسین‌علی مویدپردازی» و «یحیا دولت‌شاهی» اشاره کرد (مویدپردازی از زمان رضاشاه در طراحی تمبر پستی و اسناد رسمی، کاریکاتورسازی و صورت‌گری مشاهیر فرهنگی دست داشت).

روش اینان در کار تصویرگرانی چون «لیلی تقی پور» و «تیمور رشدی» ادامه یافت، ولی از سوی دیگر «محمد بهرامی»، «بیوک احمری» و «سیروس امامی» تجربیات تازه‌تری را به‌خصوص در زمینه‌ی طراحی جلد کتاب آغاز کردند. در واقع، روش‌های جدید تصویرگری، پوسترسازی و طراحی گرافیک نخستین بار توسط شماری از فارغ‌التحصیلان دانش‌کده‌ی هنرهای زیبا به‌کار گرفته شد. البته اینان دانش تخصصی نداشتند، بل‌که در اساس بنابر ذوق شخصی و یا برای امرار معاش به این عرصه روی آورده بودند. در سال‌های جنگ و سپس در دوران جنبش ملی کردن نفت، هم‌راه با توسعه فعالیت مطبوعات، امکان کاریکاتورسازی سیاسی و اجتماعی فراهم شد. به‌طور کلی هنر گرافیک این دوره در مقایسه با نقاشی هنوز مراحل مقدماتی رشد خود را طی می‌کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,