Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
رازهای زنانه

«آیا شما هم افسرده‌اید؟»

2012 June 11

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

هیچ چیز عجیب و غیر طبیعی به نظر نمی‌رسد. گاهی با نامزدت دعوا می‌کنی، گاهی با مادرت و گاهی با خواهر و برادرت… مثل همه‌ی آدم‌ها. بعضی روزها دلت می‌خواهد تا شب در رخت‌خواب بمانی و با هیچ کس حرف نزنی. حتا حوصله‌ی خودت را هم نداری. مثل همه‌ی آدم‌ها.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در خیلی مهمانی‌ها از اول تا آخر روی مبل می‌نشینی و لب‌خندی زورکی به آدم‌ها تحویل می‌دهی و هم‌سن و سالانی را که با انرژی این ور و آن ور می‌روند با تعجب نگاه می‌کنی و در نهایت می‌پذیری که در مقایسه با آن‌ها تنبل هستی. به مراسم عروسی که نزدیک می‌شوی، همه‌ی این حس و حال‌های طبیعی مثل پرخاش‌گری، بی‌حوصلگی و اضطراب‌های بی‌دلیل بیش‌تر می‌شود. میاندازی تقصیر مراسم پردردسری به اسم عروسی. وارد خانه‌ی جدیدی می‌شوی که برای خرید تمام وسایل کوچک و بزرگش وقت گذاشتی، اما باز هم بهانه‌ی ساده‌ی تنبلی به همه‌ی شور و اشتیاق برای شروع یک زندگی جدید غالب است. حالا دیگر دوستانت بی‌حوصلگی‌های تو را طبیعی نمی‌بینند، مادری که صبورانه بدخلقی‌های تو را تحمل می‌کرد، حالا با نگرانی نگاهت می‌کند و گاهی زیر لب می‌گوید: «دیگه چی می‌خوای» و کم‌کم قانع می‌شوی که یک جای کار می‌لنگد. روی صندلی دکتر روان‌پزشک وا می‌روی، وقتی می‌گوید: «تو حداقل 10-15 سال است که افسردگی داری و حتا می‌تواند موروثی باشد.»

قصه‌ی مریم، قصه‌ی 26 درصد از زنان ایرانی است که از اختلالات روانی رنج می‌برند و افسردگی در صدر این اختلالات قرار دارد. این آمار در مردان ایرانی حدود 15 درصد است یعنی مردان 11 درصد کم‌تر از زنان دچار بیماری‌های روانی می‌شوند. به گزارش دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، آمار افسردگی نه تنها در زنان بیش‌تر از مردان است بلکه شیوع نگران‌کننده و رو به رشدی دارد. دلایل شیوع این بیماری روانی در زنان به مسایل مختلفی از درون خانواده‌ها تا شرایط جامعه برمی‌گردد.

بخشی از این بحران ناشی از شرایط کلی جامعه‌ی ماست، در واقع بالابودن نرخ افسردگی در زنان نسبت به مردان از سندرم‌های کشورهای در حال توسعه است. به این دلیل واضح که زنان کشورهای در حال توسعه با پررنگ شدن حضورشان در جامعه و پذیرفتن مسوولیت‌های اجتماعی دچار تعارض میان خانه و جامعه شده‌اند. این زنان اغلب تمایل به پیش‌رفت اجتماعی دارند و تلاش می‌کنند به رده‌های بالاتر و موفقیت‌های بیش‌تر دست پیدا کنند، اما در کنار این تمایل درگیر نقش‌های سنتی هستند و ایفای آن نقش‌ها برای‌شان مهم است. دوگانگی میان این مسوولیت‌ها، زنان ایرانی و سایر کشورهای در حال توسعه را دچار چالش روانی می‌کند که در متداول‌ترین حالت به افسردگی منتهی می‌شود. مشاهدات روان‌شناسی و تحقیقات این حوزه نشان داده، زنانی که تحصیلات بالاتری دارند، قدرت تطابق و سازگاری بیش‌تری نشان می‌دهند و دوگانگی میان مسوولیت‌های خانه و جامعه‌ی خود را با قدرت بیش‌تری مدیریت می‌کنند.

قصه‌ی مریم، قصه‌ی نه چندان تلخی میان قصه‌ی زنان ایرانی است که از بیماری افسردگی رنج می‌برند. عامل این بیماری در بسیاری از زنان ایرانی، فقر است که این مشکل اغلب در زنان سرپرست خانوار دیده می‌شود. زنانی که به دلیل طلاق یا فوت همسر مسوولیت اداره‌ی خانواده را بر عهده دارند و باید بار این مسوولیت را به تنهایی و بدون هیچ حمایت دولتی بکشند. وضعیت این زنان به مراتب دل‌خراش‌تر و تلخ‌تر از دیگر گروه‌های زنان جامعه است، چون تحت فشارهای مختلف، شاید هیچ‌وقت یاد خودشان و حال بد روحی خودشان نیفتند.

افسردگی و سایر اختلالات روانی در زنان ایرانی نفوذ کرده، تا امروز نه تنها مسدود نشده بلکه هم‌چنان ادامه دارد چون جامعه‌ی ما چه زن و چه مرد، مراجعان مطب‌های روان‌پزشکی را با نگاه تحقیر‌آمیز می‌بیند و هر زن  ایرانی حتا اگر اختلال و پریشانی در خودش احساس کند، تحت فشارهای اجتماعی و برای این که انگی نخورد، از مراجعه به این پزشکان خودداری می‌کند. آن وقت می‌شود یک بیماری کهنه و حتا موروثی که به نسل‌های بعد هم منتقل می‌شود.»

این توصیف گزارش «ماهور نبوی‌نژاد»، روزنامه‌نگار ایرانی، از اخبار منتشر شده درباره‌ی افسردگی زنان ایرانی و دلایل آن است. آمار 26 درصدی افسردگی زنان ایرانی، به اندازه‌ی کافی آمار بزرگی هست، اما در عین حال به نظر می‌رسد با توجه به شرایط پیچیده‌ی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی در ایران، منعکس‌کننده‌ی تمام واقعیت موجود نباشد. افسردگی در زنان به دلایل مختلف پنهان می‌ماند و بسیاری از زنان هرگز متوجه آن نمی‌شوند. اگر هم متوجه شوند، پی‌گیری مراحل درمان از مراجعه به روان‌پزشک تا مصرف دارو و تکمیل درمان، آن‌قدر طولانی و آمیخته به مسایل مختلف است که بسیاری هرگز وارد آن نمی‌شوند. بخش دیگری از ماجرا هم نادیده گرفتن مسایل زنان از سوی جامعه و محیط اطراف است. محیط مردسالار از زنان توقع دارد در هر شرایطی به وظایف از پیش‌تعیین شده تن بدهند و مشکلات‌شان را هرگز ابراز نکنند.

آیا شما هم جزو این 26 درصد زنان افسرده‌اید؟ نشانه‌های بی‌حوصلگی، ناامیدی و خستگی تا چه حد در شما تکرار می‌شود؟ آیا هرگز دنبال فرصت درمان و مراجعه به پزشک بوده‌اید؟ آیا افسردگی راز زنانه‌ی شماست که آن را از بقیه پنهان کرده‌اید؟ راز زنانه‌ی خود را فاش کنید. این حق هر انسانی است که در شرایط امن و برابر زندگی کند و سلامتش در اولویت باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,