Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
آقای خوشبختی- بخش نخست

«مدیریت زمان»

2012 June 11

آقای خوشبختی/ رادیو کوچه

امروز با برنامه دهم از مجموعه برنامه‌های «موفقیت»، در خدمت شما هم‌راهان موفق هستم و به موضوع «مدیریت زمان» می‌پردازم. امیدوارم این برنامه‌ها به موفقیت شما کمک کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در برنامه قبل )برنامه‌های شماره هشت و نه ( به اهمیت بسیار زیاد موضوع زمان در موفقیت انسان اشاره کردم و گفتم که بایستی به‌صورت ویژه به موضوعات «زمان» و همین‌طور «مدیریت زمان» بپردازیم. سپس برای پاسخ به سوال «زمان چیست؟» مواردی را مطرح کردم. حال در این برنامه به موضوع «مدیریت زمان» می‌پردازم.

این روزها آن‌قدر اصطلاح مدیریت زمان توسط اشخاص مختلف در رسانه‌ها عنوان می‌شود که گمان نمی‌کنم کسی با آن بیگانه باشد. حتمن درباره معانی و تعاریف مدیریت زمان یا کاربردهای آن هم چیزهایی شنیده‌اید. اما اجازه بدهید تا از منظر علم موفقیت به «مدیریت زمان» نگاه کنیم و لازم است که ابتدا معنی واژه مدیریت را بدانیم. مدیریت به تنهایی تعاریف زیادی دارد که تعریف مورد نظر ما عبارت است از:

«فرآیند به‌کارگیری موثر و کارآمد منابع برای دست‌رسی به اهداف بر اساس نظام ارزشی مورد قبول.»

در مورد این تعریف و واژه‌های استفاده شده در آن نکاتی وجود دارند که به درک به‌تر آن کمک می‌کنند. بنابراین اجازه بدهید تا تحلیل مختصری راجع به این تعریف داشته باشم.

اول این‌که مطابق تعریف مدیریت، مدیریت یک «فرآیند» است. در این‌جا فرآیند به معنی سلسله اقداماتی از پیش طراحی شده است. طراح این اقدامات، انسان است. مجری آن هم انسان است. اما لزومن طراح و مجری یک نفر نیست. ممکن است یک نفر فرآیندی را طراحی کند و انسان‌های زیادی آن‌را اجرا کنند. مثل زمانی که رهبر یک گروه کوه‌نوردی طرح صعود به قله و درواقع فرآیند صعود را طراحی و افراد گروه آن‌را اجرا می‌کنند. نکته قابل ذکر این‌که فرآیندها برای دست‌یابی به اهداف از پیش تعیین شده طراحی می‌شوند و در واقع هدف‌دار هستند.

دوم این‌که در تعریف به مدیریت موثر اشاره شده است. مدیریت موثر یعنی مدیریتی که تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست پیدا می‌کند. همین‌طور که می‌بینید یکی از ویژگی‌های مدیریت، اتخاذ تصمیم‌های درست است و تصمیم‌های درست همان‌هایی هستند که به نتایج مورد نظر می‌رسند.

سوم این‌که در تعریف به مدیریت کارآمد اشاره شده است. مدیریت کارآمد یعنی تخصیص و مصرف مدبرانه منابع. یعنی این‌که بدانیم چه منبعی را، چگونه، چه وقت و به چه میزان مصرف کنیم.

چهارم این‌که در تعریف گفته شده «دست‌رسی به اهداف بر اساس نظام ارزشی مورد قبول». بر اساس نکاتی که در بخش هفتم این مجموعه برنامه‌ها یعنی بخش «هدف باارزش» گفتم، هدف انتخابی بایستی یک هدف با‌ارزش باشد و در همان برنامه معنی هدف باارزش را توضیح دادم. همین‌طور که می‌بینید یکی از وجوه عمده اشتراک علم موفقیت و علم مدیریت، داشتن هدف است و این‌که هدف بایستی با‌ارزش باشد.

دوستان موفق من، انسان‌های موفق مدیران خوبی هستند. اگر چه علم مدیریت تعریف و وجوه مختلفی دارد اما انسان‌های موفق قطعن با اصول مدیریت منابع آشنا هستند. موفق‌ترین آن‌ها کسانی هستند که مدیریت را در طول زمان، بر اساس مشاهدات و به صورت اکتسابی از اطرافیان خود مانند والدین، فامیل یا دوستان فرا گرفته‌ و می‌گیرند. ضمن این‌که از روش‌های مختلف مانند شرکت در کلاس‌های حضوری یا غیر‌حضوری مدیریت، به دانش و مهارت خود می‌افزایند. حواس آن‌ها همواره به دنبال هر آن چیزی است که به ارتقا توان مدیریتی آن‌ها کمک می‌کند. اما به یاد داشته باشید برای این‌که علم مدیریت بدانید لازم نیست که حتمن مدیریت سازمان یا اداره‌ای را بر عهده داشته باشید. تمامی انسان‌ها هر روز صبح که چشم می‌گشایند خودآگاه یا ناخودآگاه به مدیریت می‌پردازند. مدیریت خود، مدیریت خانواده، مدیریت ارتباطات کاری و خانوادگی، مدیریت امور زندگی و بسیاری انواع دیگر مدیریت. پس آن‌هایی که در زندگی شخصی، خانوادگی و کاری و حرفه‌ای موفق هستند، مدیران خوبی هم هستند. اگر به آدم‌های موفق دور و بر خود نگاه کنید ارتباط مستقیمی بین میزان موفقیت و مهارت‌های مدیریتی آن‌ها در ابعاد مختلف می‌بینید.

به قولی انسان‌ها دو دسته هستند. یا مدیر هستند و مدیریت می‌کنند، یا مدیر نیستند و مدیریت می‌شوند. شما یا مدیر هستید، یعنی این‌که توانایی طراحی فرآیند امور خود و دیگران را دارید و یا این‌که مدیر نیستید و فرآیند امور شما را دیگران طراحی می‌کنند، دیگرانی که مدیر هستند. اما اگر مدیر نیستید نگران نباشید. اول این‌که مدیریت یک مهارت قابل یادگیری است نه یک توانایی مادرزادی. پس از همین امروز می‌توانید نسبت به یادگیری اقدام کنید. دوم این‌که تا وقتی‌که مهارت‌‌های مدیریت را فرا بگیرید و خودتان بدون نیاز به دیگران بتوانید امور را مدیریت کنید، سعی کنید که لااقل مجری خوبی باشید. یعنی این‌که برای انجام کارها از انسان‌های مدیر و موفق اطراف خود سوال کنید و از آن‌‌ها ‌کمک و مشورت بگیرید. به قول معروف: «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.» آدم‌های زیادی دور و بر شما هستند که در عین نادانی و عدم اطلاع دست به اقدام می‌زنند و هم برای خود و هم برای دیگران ایجاد دردسر می‌کنند. نگاهی به راه‌روهای شلوغ دادگاه‌ها و دادسراها بیاندازید. بیش‌تر این آد‌م‌ها کسانی هستند که نتوانسته‌اند خود، خانواده، روابط و امور عادی زندگی‌شان را مدیریت کنند. تقریبن تمام آن‌هایی که به خاطر مسایل مالی در زندان هستند مدیریت مالی نمی‌دانسته و در راه رسیدن به اهداف مالی خود شکست خورده‌اند. پس برای این‌که یک انسان موفق باشید، لازم است که مهارت‌های مدیریت را بدانید و برای یادگیری مهارت‌های مدیریت باید آموزش ببینید.

خوب دوستان مدیر و مدبر من، این برنامه را به تعریف و تشریح واژه «مدیریت» اختصاص دادم که امیدوارم مورد استفاده شما عزیزان قرار گرفته باشد. در برنامه بعد یعنی برنامه یازدهم به ادامه موضوع «مدیریت زمان» می‌پردازم.

به خاطر داشته باشید که زمان به‌خاطر هیچ‌کس منتظر نمی‌ماند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,