Saturday, 18 July 2015
16 September 2021

«گزارش دو روز، گزارش سه سال»

2012 June 12

 مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

منبع: کلاغ‌نامه

از گذر زمان می‌ترسم‌. سه سال پیش شب آخر سرشار بودیم از حس باور به تغییر‌. شوخی می‌کردیم‌. از کابینه امید حرف می‌زدیم‌. شب ستاد ماندم‌. خیلی‌ها بودند داشتند شرایط را می‌دیدند‌. اگر دور دوم کشیده شود چه باید کرد‌؟ راستی پوستر‌های مانده برای جشن کافی است‌؟ گمانمان به کودتا نمی‌رود‌. از عدم مماشات میر حرف می‌زدیم بحث از جشن پیروزی بود‌. می‌ترسیدم از خواب ماندن‌. سه روز بود نخوابیده بودم‌. روزهای عجیبی رو داشتم تجربه می‌کردم‌. شناس‌نامه رو چک کردم که هم‌راهم باشد شایعه خودکارهای باعث شد یه مشت خودکار بریزم تو کیفم من اسم تغییر را با چه رنگی بایید می‌نوشم؟ معلومه خوب سبز‌! دلم نمی‌آمد رای بدهم‌. راستش دلم نمی‌آمد زود رای بدهم. ما سبز‌هامان را گوشه جیب‌هامان پنهان کرده بودیم‌. فرصت تمام شد. فاطمی رای که دادم سیگاری اتش زدم‌. با گوشی از برگه رایم عکس گرفتم از انگشتم.

20120611-185831.jpg

دخترک کنارم قاه‌قاه خندید‌. گفت فردا باز شهر را سبز می‌کنم‌. زنگ زدم حمزه می‌گفت‌: «ما برندگان این حضوریم.» رفتم ستاد تا گزارش صندوق‌ها ببینم. رفتم این انتظار لعنتی را پر کنم. دلم آرام نشد رفتم دفتر بچه‌ها گزارش می‌گرفتن‌: شیراز، اصفهان، مشهد، لبخند‌. رسانه ملی شروع کرد محمود برگزیده رهبری بود‌. عصبانی بودم. میر آمده بود جردن باافتخار خود رامنتخب مردم خطاب کرد. زیر فلش دوربین‌ها چشم‌های نگران از شرایط رو می‌شد دید ولی هنوز امید داشتم‌. تا صبح درگیر واژه کودتا شدم. از ظفر تا فاطمی کوچه میرهادی دیوانه وار آمدم‌. محسن رشید می‌گفت رهبری نمی‌گذارد مردم از حاکمت نامید شوند‌؟!؟!؟ خیابان بوی دود می‌داد‌. رفتم ستاد تهران بهمن از پشت دست‌گاه بلند شده بود دیشب تمرین تیتر پیروزی می‌کرد‌. ژیلا هم آمد‌. دیگر ندیدمشان تا راه‌پیمایی سکوت که امید داشت می‌گفت حضور مردم بر سر عقل شاید بیاورد احزاب پادگانی را‌. شهرم بوی دود می‌داد. دوستانم از شروع بازداشت‌ها می‌گفتند‌. هر تلفن خاموش نفیر یک نفرت بود یکی پس از دیگری. دیگر ما نه سفید تغییر بودیم نه سبز امید ما سبز اعتراض بودیم‌. من لخته‌های خون برادرانم رادیدم‌. فکر می‌کردم کمی باید بیش‌تر چشم‌هایم را از این همه حادثه پر کنم‌. سه سال گذشته و بر ما هزار سال‌. ما شدیم خارج‌نشین رفقامون میهمان زندان تبعید فراموشی‌. سه سال قبل تهران میدان فاطمی امروز کلن‌! از پاریس آمده بودم از رم آمده بود از بروکسل از اخن از مونیخ از لندن از استراسبورگ از آمستردام از هرآن‌جا به‌جز خانه‌.

20120611-184447.jpg

تقی رحمانی دیروز از هزار راه نرفته می‌گفت از یاران دربندش می‌گفت از صابر می‌گفت از هاله‌. ازمهندس سحابی‌…چشم‌هایش روشنی و امید شب‌های ارشاد را ندارد‌. علیجانی از لزوم وحدت نیروها می‌گفت من درگیر این درد که برادر من ما گاهی حوصله یک دیدار در کافه شلوغ را هم نداریم‌. همه بودند اما نه در خانه …. غر می‌زدیم به علی آقا مزروعی که این بیانه شورا چیه آخه می‌گفت تصمم تهران است‌! این تهران لعنتی هنوز حرف‌هایی میزند عجیب.. خسته‌ام سفر بی‌خواب‌. محمد از امید به دیدار وطن می‌گوید ته تمام خنده‌ها دیروز عجیب ابری بود دیروز نرگس داشت یه فیلم می‌ساخت آقای یوسفی‌اشکوری به شوخی می‌گفت شما خانوادگی عادت به یه شغل دارید اما تو کارت ختم به خیره‌. تلخ خنده بود‌… ابراهیم نبوی شوخ‌تر از همیشه و گاهی عصبانی از حرف‌های صتا یه غاز. حنیف دخترکش بزرگ شده بود‌. مهدی از سختی زبان می‌گفت از این‌که پشت‌ کار دارد حس هاش دوری رو عادت می‌کنه. مصطفی از هزار درد هجرت می‌گوید. دندان‌درد امانش را برید. کیوان برایم سال‌های بی‌عملی شکوه می‌کرد. راستی من هنوز حواس پرتم هنوز بلیط‌ها را فراموش می‌کنم اما سراج صبورانه به تمام این فراموش‌کاری‌ها می‌خندد علی سه سال پیش برایم از ارزوی ساخت مستندش می‌گفت‌. پسرک دوربین به دست دیروز دنبال حرف تازه بود‌. حنا مخملباف ما را میهمان روزهای سبزش کرد باز هم فرار کردم من جان دیدن شادی دیروزمان را ندارم …انگاره همه هستیم اما کمی فقط کمی دورتر از هرآنچه بودیم. راستی سهیل از آخرین عکس سهراب می‌گفت پسرک اشک راه کلامش را بسته بود سبز آمده بود با یادگاری از مادرش‌. شب میهمان تبعیدی‌های دیگر …….

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: ,