Saturday, 18 July 2015
18 September 2021
دایره‌ی شکسته

«مهمان ناخوانده»

2012 June 16

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

آن‌گاه که ملتی وارد جنگ می‌شود، وضع اقتصادی یک کشور رو به وخامت می‌گذارد یا تحریم اقتصادی مردم کشور را در مضیقه قرار می‌دهد، زمانی که بیماری، ویرانی و یا نبود امکان‌های اجتماعی افراد ملتی را آواره می‌کند هیچ‌کس هیچ‌گونه تصوری از جزییات فلاکت مردمی ندارد که به سودای زندگی به‌تر سرزمین خود را ترک می‌کنند و بدتر از آن، مانند ملت افغان به همسایه‌ای پناه می‌جویند که نه برای مردم خودش قوانین مدقن و بایسته‌ای دارد و نه برای ایشان می‌تواند راه‌کار موقت و یا دایمی را پیشنهاد بدهد. تاسف‌بارتر این‌که ملت همسایه‌ی ایشان به‌رغم ادعای خود مبنی‌بر مهمان‌نوازی و پیشینه‌ی فرهنگ چندین‌ هزار ساله، چنان نژادپرست و تنگ‌نظر هستند که از یک‌سو دشمنی موهوم را دلیل تمامی بی‌سامانی‌ها و بی‌سرانجامی‌های خود می‌دانند، از سویی نسبت به نژادی که برتر می‌دانند احساس رشک و حسادت دارند و دقیقن این حس است که آن‌ها را وا می‌دارد تا نسبت به ملتی که هم‌زبان ایشان است و روزی هم‌خاک ما نیز بوده، رفتاری سخیف و بدون شان انسانی انجام دهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اغراق نیست اگر بگوییم این‌گونه رفتارها جدای از آن‌که زندگی بسیارانی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، روی زندگی محصولات مشترکی نیز تاثیر می‌گذارند که ایشان نه به‌واسطه‌ی قهر نژادی بلکه در هر مسیر دیگری ممکن است پا به هستی گذاشته باشند. کودکانی که یکی از والدین ایشان ایرانی هستند به‌ویژه اگر از تبعه‌های کشور دوست و همسایه، افغانستان باشند، نباید امیدی به آینده‌ای روشن و هم‌راه با هم‌زیستی مسالمت‌آمیز داشته باشند چراکه ایشان در زیر پای هزارانی له می‌شوند که نمی‌توانند مسایل کلان را در هر گذار خود تفسیر و تحلیل کنند و از این جهت، دایره‌ی استدلالی معیوب ایشان، پیکان خود را به‌جانب این بچه‌های بی‌گناه و لایق حداقل‌های حقوق انسانی و کف حقوق شهروندی نشانه می‌رود بی‌این‌که حتا به آسیب‌شناسی اتخاذ چونین رفتاری نسبت به این قشر آگاه باشند و عاقبت این کار را مد نظر قرار دهند.

واقعیت‌ها با آرزوهای ما تفاوت بسیار دارند، گاهی آن‌چه ما می‌خواهیم چنان در نقطه‌ای موهوم و لامکان واقع شده است که حتا به یاری خیال هم راهی به آن‌جا نمی‌توان یافت. تصور این‌که با تعیین حدود نژادی در چند سال اخیر بتوانیم به‌اصطلاح خلط نژاد را از میان ببریم چنان مضحک به‌نظر می‌رسد که تصور امکان چنین کاری کما این‌که نتیجه‌ی چنین برخوردی در عمل یک شکست ژنتیکی و فروکاست زیستی خواهد بود. از این گذشته، طبقه‌بندی کودکانی که نه‌تنها در تولد خود هیچ نقشی نداشته‌اند بلکه در تعیین نژاد، انتخاب زبان و گزینش والدین خود نیز از ایشان پرسشی نشده است با این‌ وجود چگونه است که برای کودکانی مدرسه‌ی بین‌المللی احداث می‌شود و از سویی خانه‌ی کودکی که گروهی از فعالان حقوق کودکان، به‌سختی و با مشقت فراوان برای آموزش ایشان ترتیب داده‌اند، نه لزومن به دست عوامل حکومتی بلکه از سوی مردم تخریب می‌شود؟ چگونه است که والدین اروپایی کودکان دورگه‌ی ایرانی، به‌منظور گرفتن شناس‌نامه‌ی ایرانی فرزندشان ترغیب می‌شوند، ولی هنوز کودکان دورگه‌ی افغان بی‌هویت و بی‌سرنوشت، در انتظار اتفاق خارق‌العاده‌ای هستند که سکه را بچرخاند و وضع دیگرگون شود. نمی‌توان تمام این‌ها را متصل به دولت و دست‌گاه حکومتی دانست که اگر چنین هم باشد، بدنه‌ی حکومت زیرمجموعه‌ای از ساختار کلان اجتماع است، ولی تمام این‌ها موید این نکته‌ است که حتا با در نظر گرفتن همین مورد خاص، ما غیر‌انسانی‌ترین شیوه‌ی برخورد را با بی‌دفاع‌ترین افراد اجتماع برگزیده‌ایم، درست در زمانه‌ای که ادعای انسان‌دوستی‌مان گوش فلک را کر کرده است و داعیه‌ی نقض حقوق بشر و شهروندی مردم ایران از سوی حکومت وقت، در همه‌جا پراکنده است، یک‌یک افراد این اجتماع مسوولیت خود در برابر این کودکان را بر زمین گذاشته‌اند و در تلاش برای نادیده‌گرفتن این معضل هستند.

ندیدن و یا وانمودن نادیدگی در نزد ملت ما آن‌چنان کم‌سابقه نیست که نتوان نمونه‌های آن را در نظر آورد. فقط فراموش می‌کنیم که آن‌چرا رها می‌کنیم با سرعتی بیش‌تر به‌سوی خودمان پرتاب خواهد شد. نمونه‌اش را می‌توان در وانهادگی در زمینه‌ی اعتیاد، ایدز، زنان خیابانی و خشونت‌های خانگی و بسیاری از این دست دید و نتیجه‌اش هم که بر همگان چنان مشهود است که حتا اگر نخواهند ببینند هم خود را بر دیده می‌نشاند. در هر حال اگر به‌جای حق‌خواهی، ملی‌گرایی را هم برگزیده باشیم، کودکان ایرانی-افغانی بخشی از جمعیت و مردمان این کشور هستند و باید نسبت به سرنوشتشان اندیشید و در مورد آینده‌شان مسوولانه عمل کرد چراکه موجودیت ایشان مبتنی ‌بر واقعیت است و نه ایده‌آل اندیشیده‌ی ذهن.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,