Saturday, 18 July 2015
18 September 2021
پس‌نشینی تند

«ترک خیابان به عنوان یک وسیله»

2012 June 16

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

دو روز پیش سال‌گرد راه‌پیمایی عظیم و تاریخی 25 خرداد ماه 88 بود اما کسی به خیابان‌ها نیامد. شاید به‌تر است بپرسیم چرا باید می‌آمدند؟ 25 خرداد 88 هر کسی که به خیابان آمده بود برای خودش دلیل محکمی داشت تا به آن اندازه که حاضر بود هر بهایی را برایش بپردازد. از آن‌هایی که  آمده بودند تا رای‌شان را پس بگیرند تا جمعی که اصلن رای نداده بودند اما با دوستان‌شان هم‌راه شده بودند تا به شرایط موجود اعتراض کنند. در میان آن جمعیت انبوه، می‌شد آدم‌های متفاوتی را با گرایش‌های گوناگون سیاسی پیدا کرد، از کسی که با کلیت نظام مشکل داشت تا آن‌که منتقد بود و به قصد اصلاح جمهوری‌اسلامی رای داده بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بر خلاف نظر بسیاری، شمار فراوانی از آن‌هایی که در سال 88 در انتخابات شرکت کرده بودند عاشق چشم و ابروی نظام نبودند و یا الزامن «موسوی» یا «کروبی» را به‌ترین گزینه‌های ممکن نمی‌دیدند اما تنها وجه اشتراک‌شان با اصلاح‌طلبان حکومتی و خط امامی‌ها در این بود که اصلاح را کم‌هزینه‌ترین روش برای دگرگونی شرایط موجود می‌دیدند. آن‌ها به همین قصد و نیت وارد کارزار انتخابات شده بودند و حالا که آشکارا به رای‌شان دهن‌کجی شده بود آمده بودند تا با اعتراض خود آن را به جای درستش برگردانند. ادامه‌ی حضور مردم در خیابان‌ها انگیزه، هدف و رهبری درست می‌خواست که به گمان نگارنده تا اولین سال‌گرد این اعتراضات این شرایط فراهم بود. در ابتدای شروع اعتراضات مردمی آن‌قدر حجم فشار به حاکمیت بالا بود که حتا جمعی از بانیان نظام جمهوری‌اسلامی هم‌چون «هاشمی رفسنجانی» را به سمت و سوی تلاش برای تغییر رهبری و یا حداقل شورایی کردن آن سوق داده بود. آن چیزی که مردم را از این جریان و حمایت از آن دل‌سرد کرد، چنددستگی، بلاتکلیفی و ناشناس و پنهان بودن شورای رهبری این جنبش بود. برخی از رهبران هم‌چون «خاتمی» دل به بازگشت به دوران امام و اجرای قانون اساسی بسته بودند و شماری هم‌چون «مهاجرانی» هنوز از اصل ولایت‌فقیه دفاع می‌کردند. برخی چون «موسوی‌خویینی‌ها» خواستار مشارکت اصلاح‌طلبان در حکومت بودند و عده‌ای اساسن نوع نظام را نه جمهوری و نه اسلامی می‌دانستند. جمعی از آشتی‌ میان مردم و نظام سخن راندند و عده‌ای خواستار تغییر قانون اساسی بودند. حال به نظر شما کسی که قرار است برای حمایت از این جنبش و آرمان‌هایش به خیابان بیاید تکلیفش چیست؟

مردم قرار است تا به خیابان بیایند تا چه شود؟ رای‌شان را پس بگیرند؟ حکومت قرار نیست این کار را بکند و بخشی از رهبران جنبش هم واقعیت موجود و ریاست‌ جمهوری «احمدی‌نژاد» را پذیرفته‌اند، پس این خواسته عملن ممکن نیست. مردم قرار است تا با راه‌پیمایی خود به حکومت فشار بیاورند تا چه اتفاقی بیافتد، رهبران جنبش سبز آزاد شوند؟ خوب اگر شد بعدش چه می‌شود؟ باز هم معتقدان به اصلاح‌طلبی باید از ساز و کارهای موجود در همین نظام بهره ببرند تا تغییری صورت بگیرد پس در عمل این حضور بی‌فایده است. در حقیقت می‌شود گفت که پس از اولین سال‌گرد جنبش سبز میان خواسته‌های مردم و شورای هماهنگی جنبش‌ فاصله‌ی عمیقی ایجاد شد و آن خواسته‌هایی که باقی مانده بود نیازی به حضور در خیابان و دادن هزینه‌های جانی نداشت و ندارد، پس عملن مردم آگاهانه نیازی برای حضور در خیابان و دادن هزینه‌های سنگین ندیدند. اکنون مردم از خود می‌پرسند که گذشتن از جان و مال و زندگی‌شان در برابر چه بهایی باید صورت بگیرد. براندازها به هیچ عنوان حاضر نیستند برای اجرای بی‌تنازل قانون اساسی که از اساس ان را قبول ندارند چنین هزینه‌ای را بدهند و طرف‌داران اصلاحات هم برای رسیدن به چنین اهدافی می‌توانند به روش‌های کم هزینه‌تری متوسل شوند پس بازهم دلیلی برای حضور در خیابان‌ها نیست اما یادمان نرود که هر دوی این گروه‌ها در سال 88 به خیابان آمده بودند یکی به امید سرنگونی و دیگری برای بازپس گرفتن رای‌اش.

اما آیا با توجه و فضا و شرایط موجود، ممکن است بار دیگر مردم در پای صندوق‌های رای حاضر شوند. پاسخ نگارنده تا اندازه‌ای مثبت است. این احتمال زیاد است که بخشی از مردم و حتا آن‌هایی که به براندازی فکر می‌کنند باز هم در انتخابات غیرآزاد موجود شرکت کرده و رای بدهند، چرا؟ چون گزینه‌ی به‌تری ندارند. اگر حرکت خیابانی برای برخی از تغییرات بی‌ثمر شده است الزامن به معنای وجود گزینه‌های به‌تر نیست، در حال حاضر چه گزینه‌ی به‌تر و مورداعتمادتری برای مردم داخل ایران پیدا می‌شود که بشود جای‌گزین مشارکت در انتخاباتش کرد؟ شرایط کشورهای عربی پس از انقلاب هم‌چون «مصر» و «لیبی» پیش چشم مردم ماست. مردم رای نمی‌دهند چون راضی‌ هستند، بلکه در انتخابات شرکت می‌کنند چون در همان مملکت زندگی می‌کنند و با واقعیت‌های موجود در همان کشور درگیر هستند و تلاش می‌کنند تا می‌توانند برخی چیزها را برای خودشان قابل تحمل‌تر کنند. آیا مردم نمی‌دانند که ممکن است بار دیگر در رای‌شان خیانت بشود؟ چرا، ممکن است اما بعید است، چرا که نظام در شرایط تحریم و فشار بالای بین‌المللی و جهانی موجود، به راحتی توان پرداخت یک هزینه‌ی سنگین دیگر را ندارد. البته حاکمان ایران نیز مانند مردمش نشان داده‌اند که کاملن غیرقابل ‌پیش‌بینی‌اند پس باید نشست و دید که تا یک‌سال باقی‌مانده چه شرایط دیگری بر کشور و مردم خواهد رفت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,