Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
پس‌نشینی تند

«یورو پاشنه‌ی آشیل اوباما»

2012 June 18

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

شاید امروزه کم‌تر کسی در دنیا شکی داشته باشد که نتیجه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بر تمام کشورهای جهان تاثیر می‌گذارد. اما شاید برای‌مان عجیب باشد اگر بشنویم که چگونه شرایط اقتصادی و سیاسی دیگر کشورهای جهان می‌تواند بر پیروزی و یا شکست یک حزب در انتخابات ایالات‌متحده اثر بگذارد. «نایل فرگوسن» (Niall Ferguson) مقاله‌نویس «نیوزویک» در آمریکا، در نوشته‌ای به این موضوع پرداخته است که چگونه شرایط بد اقتصادی اتحادیه‌ی اروپا می‌تواند بر سرنوشت دموکرات‌ها در انتخابات ماه نوامبر تاثیر غیرمستقیم اما چشم‌گیری بگذارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«فرگوسن» در ابتدا می‌پرسد که: «آیا اروپا می‌تواند هزینه‌ی ریاست جمهوری اوباما را بپردازد؟ در اولین نگاه، این یک سوال احمقانه به نظر می‌آید. در ظاهر امر این‌طور است که انتخابات ماه نوامبر به چرخش رای ایالت‌های کلیدی هم‌چون «فلوریدا» و «اوهایو» بستگی بیش‌تری داشته باشد تا کشورهای خارجی مثل «یونان» و «اسپانیا» و آیا عشق چپ‌گرایان اروپا به «اوباما» و نفرت آن‌ها از جمهوری‌خواهان تاثیری در تغییر نتیجه‌ی انتخابات پیش‌روی آمریکا دارد؟»

او با جواب مثبت دادن به پرسش خود، سپس این گونه استدلال می‌کند که به سبب وابستگی اقتصادی اروپا و آمریکا، بحران شدید اقتصادی موجود در اروپا می‌تواند امید به یک بهبود اقتصادی پایدار را در آمریکا از بین ببرد. ما در حقیقت در دنیایی زندگی می‌کنیم که شبیه یک برکه است و تکان آب در یک نقطه خواه ‌و ناخواه دیگر قسمت‌های آن را هم دستخوش لرزش‌های شدید خواهد کرد.

کند شدن آهنگ رشد و بالا رفتن شمار بی‌کاران در آمریکا می‌تواند به شانس «اوباما» در پیروزی در رقابت تنگاتنگ موجود با «میت رامنی» ضربه بزند. به باور «فرگوسن» خیلی از آمریکایی‌ها از دست اروپا و تصمیمات نادرستش خسته و گیج شده‌اند. سعی کنید آخرین اخبار را درباره‌ی اوضاع سیاسی «یونان» یا شرایط بانک‌ها را در «اسپانیا» برای خودتان تشریح کنید، آن‌گاه خواهید دید که پلک‌های‌تان سست می‌شود. نویسنده‌ی «نیوزویک» سپس سعی می‌کند تا چشم‌انداز دقیق‌تری را از آن‌چه در اروپا می‌گذرد به خواننده‌ی آمریکایی ارایه کند. «آمریکایی را فرض کنید که در آن ما هنوز قانون اساسی را به تصویب نرسانده‌ایم و هم‌چنان بر اساس شروط کنفدراسیون‌های سال 1781 عمل می‌کنیم. یک ایالت کوچک مثل «نوادا» را با دولتی بدون درآمد تصور کنید که حکومتش فقط بر اساس مالیات و قرض اداره می‌شود. حالا فرض کنید که آمار بی‌کاران در این ایالت بالای 20 درصد است که میزان آن برای جوانان دو برابر بیش‌تر است، در «لاس‌وگاس» شورش است و در «لس‌آنجلس» اعتصاب عمومی. حال تصور کنید که تنها راه حل مشکل «نوادا» و «کالیفرنیا» این است که کلاه گدایی در دست به سراغ «ویرجینیا» و «تگزاس» برویم که آمار بی‌کاری در آن‌جا نصف «نواداست». اکنون به مذاکرات بین دولت‌مردان این 50 ایالت برای نجات از شرایط موجود فکر کنید. شرایط کنونی اروپا به مراتب از این هم بدتر است. در حالی‌که ایالت متحده، با سیستم فدرالش، بدون هیچ شکی بار مسوولیت بحران اقتصادی را بین ایالت‌هایش تقسیم کرده است، اروپا هنوز تقریبن هیچ کدام از نهادهایی را که این کار را ممکن می‌کند ندارد.»

بنا به گفته‌ی «فرگوسن» درآمدهای نهادهای مرکزی اروپا آشکارا ناچیز است: کم‌تر از یک درصد از تولید ناخالص اتحادیه‌ی اروپا. در آن‌جا خزانه‌ی مرکزی اروپایی وجود ندارد و هیچ پس‌انداز فدرالی موجود نیست. تمام آن‌چه اروپا دارد یک بانک مرکزی اروپاست، و امروزه آن‌ها راه سختی را که آمریکایی‌ها 13 سال پیش به آن اشاره کردند کشف کرده‌اند که یک‌سان کردن پول اروپایی به تنهایی کافی نیست. حقیقت این است که صرف داشتن یک اتحادیه‌ی پولی بدون هیچ نهاد و یا سازمانی از دولت فدرال، به یک ترکیب ناپایدار فاجعه‌آمیز منجر می‌شود. نرخ بی‌کاری در «اسپانیا» 24، در «یونان» 22، و در «پرتغال» 14 درصد است. نرخ بهره‌ی طویل مدت در این کشورها چهار برابر بیش از «آلمان» است. شاید تکان‌دهنده‌ترین نشانه از بی‌کاری جوانان آن چیزی است که بحران حاشیه‌ها نامیده می‌شود. در «یونان» و «اسپانیا» بیش از نیمی از جوانان بی‌کارند. نویسنده سپس به دوگانگی موجود در اروپا اشاره کرده و می‌افزاید: «در همین حال در شمال اروپا و در هسته‌ی این اتحادیه، تصویر کاملن متفاوتی داریم. بی‌کاری در «آلمان» 5.4 درصد است و در «هلند» و «اتریش» حتا کم‌تر. اقتصاد در حال رشد است و دولت‌مردان‌شان مشکلی در قرض دادن ندارند. این شرایط دوگانه قضاوت را مشکل‌تر می‌کند. ما در حقیقت با دو اروپا مواجه هستیم، هسته‌های توتنی (از نژاد قدیم آلمانی) (Teutonic) و حاشیه‌های لاتینی.»

«فرگوسن» در حقیقت انعکاس‌دهنده‌ی نظر بسیاری از کارشناسان سیاسی و اقتصادی است که بر این باورند که در صورت عدم تاسیس اتحادیه‌ی اروپا، شرایط امروز اروپا از این که هست به مراتب به‌تر می‌بود. اگر واحد پول «یورو» وجود نداشت، آن‌گاه نه استقراض در کشورهای حاشیه‌ای وجود داشت و نه حباب نقدینگی در «اسپانیا»، و اگر ما هنوز «دراخما»، «لیر»، «پزوتا» و «اسکودو» را داشتیم، اقتصادهای ضعیف‌تر اروپا راحت‌تر می‌توانستند راه برون رفت خود را از بحران اقتصادی بیابند، درست آن طوری که آن‌ها پیش‌تر در چنین مواقعی عمل می‌کردند، دست‌مزدها را کاهش می‌دادند، هزینه‌ها را کم می‌کردند و دریافت مالیات‌ها را افزایش می‌دادند. به هر صورت اگر تا ماه‌های آینده شرایط در اروپا به‌تر نشود ممکن است که تاثیر منفی خود را بر اقتصاد دوباره جان گرفته‌ی آمریکا گذاشته و سبب شکست «اوباما» شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,