Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
دگردیسی در مهاجرت

«پناهند‌گی، انتخاب نیست چاره آخر است»

2012 June 20

نازی حسامی/ رادیو کوچه

در بخش قبلی اشاره‌ای داشتیم به دکان‌هایی که برخی دلالان ایرانی برای مهاجرت باز کرده‌اند و نگاهی داشتیم به تابلوهای مختلف این دکان‌ها.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از عجیب‌ترین این تابلوها اگر خاطرتان باشد، تابلوی مشاوره مهاجرت از طریق پناهند‌گی بود. به دلایل مختلف به نظرم رسید که باید بیش‌تر در مورد این تابلو صحبت کنیم.

چرا که روشن‌گری درباره این موضوع با توجه به شرایط ایران و این‌که به‌خصوص جوانان، به هر راهی برای مهاجرت تن می‌دهند، بسیار مهم است.

از سوی دیگر، همان‌طور که گفتیم، به‌کارگیری این مسیر به عنوان یک راه، کار را برای کسانی که به‌واقع نیازمند استفاده از آن هستند، سخت می‌کند.

پناهنده کیست؟

قبل از هر چیز می‌خواهیم تصویری داشته باشیم از وضعیت کسی که به واقع پناهنده محسوب می‌شود.

طبق کنوانسیون ژنو، «پناهنده و یا متقاضی پناهند‌گی به کسی اطلاق می‌شود که در کشور بومی‌اش به دلیل فعالیت‌های عقیدتی، سیاسی، جنسیت، نژاد، زبان، ملیت و قوم خود مورد پی‌گرد و تعقیب قرار گرفته باشد و یا عملن در خطر شکنجه (روحی و جسمی)، زندان و مرگ باشد.»

به زبان ساده، پناهنده کسی است که نیاز به پناه دارد، کسی که در کشور خود جای زندگی ندارد و به دلایلی از کشورش رانده یا فراری شده است.

پناهنده‌ها به طور کلی دو دسته‌اند: سیاسی و اجتماعی.

پناهنده سیاسی کسی است که به علل سیاسی تحت تعقیب باشد. در این نوع، فقط فعال سیاسی یا مخالف حکومت بودن کافی نیست و نکته مهم آن است که فرد به دلیل این فعالیت و مخالفت، «تحت تعقیب» و در معرض خطر قرار داشته باشد.

نوع دیگر پناهند‌گی «نوع‌دوستانه یا اجتماعی» است که فرد به دلایلی غیر از دلایل سیاسی، تقاضای پناهند‌گی می‌کند. به فرض افرادی که به دلیل تغییر مذهب، ازدواج اجباری، رابطه خارج از ازدواج، هم‌جنس‌گرایی، و… در معرض خطر جدی هستند و به این دلایل تقاضای پناهند‌گی می‌دهند از این دسته‌اند.

چنین افرادی در صورت بازگشت به کشورشان ممکن است از سوی حکومت و ارگان‌های وابسته به آن و یا اعضای خانواده و جامعه مورد آزار و اذیت قرار گیرند.

در هر کدام از این موارد افرادی که در موضوع مورد نظر چنان تحت فشارند که امکان زندگی در کشورشان از آن‌ها سلب می شود به کشورهایی که عضو معاهده سازمان ملل هستند پناه می‌برند و اگر بعد از بررسی، واجد شرایط شناخته شوند به آن‌ها پناه داده می‌شود و اگر نه، به کشورشان بازگردانده می‌شوند.

خلاصه آن‌که به تلخی باید گفت پناه‌جو فردی مستاصل است که درهای زندگی در مملکتش به روی او بسته شده.

تصور اشتباه در ایران

آن‌چه گفتیم واقعیت است اما باور اشتباهی که در ایران رایج است، چیست؟

این‌که پناهند‌گی راهی برای مهاجرت است. این‌که شما می‌توانید با جا زدن خود به عنوان فردی که دارای شرایط ذکر شده است، از پناهند‌گی به عنوان راهی راحت و ارزان و تضمین شده برای مهاجرت استفاده کنید.

براساس همین تصور است که عده‌ای به شکل‌های مختلف، تلاش می‌کنند خود را واجد این شرایط معرفی کنند:

در شلوغی‌های چند سال اخیر، جسته گریخته در مورد افرادی می‌شنیدیم که تلاش می‌کردند بازداشت شوند تا پرونده‌ای سیاسی برای خودشان دست و پا کنند. حتا مواردی شنیده شد که افراد از خودشان در شلوغی‌ها، عکس و فیلم تهیه می‌کردند تا بعدها به عنوان سند ارایه دهند. و دست به دروغ‌پردازی و پرونده‌سازی‌های ساخته‌گی برای خود بزنند و خود را به عنوان فعال سیاسی و فردی که در خطر است معرفی کنند.

عده‌ای دیگر ادعای تغییر مذهب می‌کنند تا بدین طریق خودشان را که در جامعه‌ای مذهبی زندگی می‌کنند در خطر تکفیر نشان دهند.

بعضی دیگر ادعای هم‌جنس‌گرایی می‌کنند تا به این شکل برای خود راهی باز کنند.

اما اشکال این کار در کجاست؟

شاید بعضی بگویند خوب اشکال کار در کجاست؟ این یک فرصت و امکان است و ما هم از آن استفاده می‌کنیم.

همه این‌ها بستگی به تعریف افراد از فرصت‌ها و امکانات دارد اما حتا اگر دیدگاه کسی این باشد به‌تر است نکاتی را در خصوص این فرصت بدانیم.

به مطالبی که پیش‌تر اشاره کردیم دوباره نمی‌پردازیم. موضوعاتی مانند خطرات و ناامنی‌ها و بلاتکلیفی‌های شدیدی که پناهند‌‌گان غالبن دچارش می‌شوند.

به ذکر چند نکته اساسی در نقد نگاه به پناهند‌گی به عنوان یک فرصت، بسنده می‌کنیم.

ریسک بالای این روش و قیمت زمانی و روانی فراوانی که برای آن پرداخته می‌شود:

همان‌طور که گفتیم مصاحبه‌ها و بررسی‌های متعددی صورت می‌گیرد تا شرایط افراد برای استفاده از این امکان احراز شود. حال فرض کنید که کسی که حتا این شرایط را هم ندارد بخواهد صلاحیت خود را برای دریافت این فرصت اثبات کند. قاعدتن نیاز به زمان بیش‌تری خواهد داشت و شانسش کم‌تر خواهد بود و چه بسا در نهایت موفق نشود. به‌خصوص در مورد پناهند‌گی اجتماعی این موضوع فرسایشی‌تر است.

خطر همیشگی فرصت‌طلبان در کمین

در راه‌های معمول و قانونی که مسیرهایی روشن و شفاف هستند خطر وجود فرصت‌طلبان و احتمال فریب، همیشه هست. چه رسد به موضوع پناهند‌گی که عملن روشی است که از لحاظ قانونی هم امکان پی‌گیری چندانی ندارد. بنابراین اتکا به مشاوره فرصت‌طلبان در این خصوص، به طور قطع خطر بیش‌تری دارد.

محدود کردن فرصت افرادی که به واقع نیازمندند

در چند سال اخیر و به خصوص بعد از انتخابات سال ۸۸، عده زیادی به عنوان پناهنده از کشور خارج شدند. به طور مسلم همه این افراد، تحت تعقیب یا در خطر نبودند. برخی از آن‌ها از ترس و نگرانی و احتمال وجود خطرات، کشور را ترک کردند و عده‌ای نیز با علم به این‌که در معرض خطر نیستند به خیال خود فرصت را غنیمت شمردند. وجود این عده اخیر، ازدحام بی موردی را در کشورهای ترانزیت ایجاد کرد که تنها موجب اتلاف وقت افراد به واقع مسئله‌دار شد. در شکل بدتر، آشکار شدن دروغ‌پردازی‌های این افراد منجر به ایجاد محدودیت برای کلیه متقاضیان و تضییع حقوق آنان شد.

این مسئله به خصوص در مورد پناهند‌‌گان اجتماعی صدق می‌کند چرا که عده زیادی از فرصت‌طلبان با جعل عنوان هم‌جنس‌گرا یا کسی که تغییر دین داده، سعی در به دست آوردن فرصتی دارند که حق دیگری است و این کارشان صرفن احقاق حق را برای صاحبان واقعی آن دشوار می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,