Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
شاد و تندرست

«حاشیه‌های فراموش شده»

2012 June 21

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

لابد این داستان را شنیده‌اید که بارها افراد مختلفی با در کنار هم قرار دادن اجزای زیبای صورت زنان و مردان خوش‌سیما به ترکیبی زشت و ناهمگون رسیده‌اند، چیزی که شاید انتظار دیگری از آن می‌رفته است. این دقیقن حکایت فوتبال باش‌گاهی ماست. هر چه‌قدر به شروع بازی‌های لیگ برتر نزدیک‌تر می‌شویم، رقابت تیم‌ها و باشگاه‌ها برای به خدمت گرفتن بازیکنان مشهورتر و گران‌قیمت‌تر بیش‌تر شده و به اوج خود می‌رسد. استخدام بازیکنان بزرگ در فوتبال حرفه‌ای امروز دنیا البته روال متعارفی است اما نحوه و چگونگی انجام آن بسیار مهم است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در تمامی تیم‌های بزرگ، این بازیکنان بر اساس نیازها و از همه مهم‌تر بر طبق نظر سرمربی و مربیان تیم جذب شده و به ترکیب و هماهنگی بازیکنان جدید با بازیکنان موجود نیز توجه زیادی می‌شود. این در حالی است که هنوز بسیاری از باشگا‌ه‌های بزرگ ما هم‌چون «پرسپولیس» تهران مربیان خود را نشناخته، اقدام به عقد قرارداد با بازیکنانی کرده‌اند که در مرحله‌ی نخست معلوم نیست مورد نظر مربی آینده باشند یا نه و در مرحله‌ی دوم تضمینی برای جور درآمدن با سیستم تاکتیکی او وجود ندارد. اتخاذ چنین روش‌هایی است که سبب می‌شود بسیاری از تیم‌ها باوجود برخورداری از بازیکنان گران‌قیمت‌تر و مطرح به نتایج مطلوب نرسند. نمونه‌ی عینی آن نتایج فصل گذشته سه تیم پرمهره‌ی استقلال، پرسپولیس و تراکتور‌سازی در مقایسه با تیم سپاهان بود. سپاهان با وجود آن‌که در مقایسه با سه تیم دیگر از مهره‌های بی‌نام و نشان‌تری برخوردار بود به هماهنگی و هارمونی لازم میان آن‌ها رسیده و در نتیجه نتایج به‌تری هم کسب کرد.

——————————————————

جام ملت‌های اروپا همیشه با حواشی ویژه‌ی خود هم‌راه بوده است که البته در هر دوره با توجه به ویژگی‌های مکانی و زمانی، تفاوت‌های با گذشته داشته است. در این دوره از بازی‌ها چند موضوع اصلی مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت. نخست بحث حضور روسپیان و گرمی بازار تجارت آن‌ها در طول برگزاری این مسابقات بود. وجود این موضوع در حاشیه‌ی چنین گردهم‌آیی‌های بزرگی البته تازگی نداشته و ندارد اما دو نکته در این دوره بر میزان توجه رسانه‌ها به این حقیقت موجود افزوده بود، یکی مسئله‌ی مشکلات اقتصادی و فقر موجود در این بخش از اروپا به نسبت دیگر کشورهای اروپایی بود و موضوع دیگر وجود زیبارویان اروپای شرقی و به خصوص اوکراینی بود که شهره‌ی عالم‌اند. قیمت پایین ارایه‌ی خدمات جنسی در این کشورها به نسبت کشورهای مرفه غرب اروپا، مشتریان این صنف را در طول مسابقات افزایش داده بود. بحث مهم‌تر در طول این دوره از مسابقات اما موضوع رفتارهای نژادپرستانه تعدادی از تماشاگران با بازیکنان تیم‌های ملی خود و یا رقبایشان است. در این دوره از مسابقات به نام‌های هم‌چون «ماریو بالوتلی» و «تیودور سیلاسی»، ملی‌پوشان رنگین‌پوست ایتالیا و جمهوری چک، «مسعود اوزیل» ترک‌تبار، «سامی خدیرا» تونسی الاصل، «ماریو گومز» اسپانیایی، «ژروم بوآتینگ» آفریقایی و «لوکاس پودولسکی»و «میروسلاو کلوزه» که لهستانی الاصل هستند در تیم‌ملی‌ آلمان برمی‌خوریم. به این لیست می‌توان شمار دیگری از بازیکنان خارجی‌تبار را اضافه کرد که در تیم‌هایی به غیر از تیم‌ملی کشوری بازی می‌کنند که در آن به دنیا آمده‌اند. یک نمونه‌ی از این برخوردهای زشت در روزهای گذشته از سوی جمعی از طرف‌داران آلمانی در شبکه‌ی اجتماعی تویتر رخ داد که موجب بحث‌ها و حواشی بسیاری شد. البته باید گفت که برخی از خارجی‌تباران نیز در تحریک تماشاگران در این برخوردها نقش داشته‌اند، برای مثال هنگام پخش سرود ملی‌ کشور آلمان در شروع هر یک از مسابقه‌های این دوره، نزدیک به نیمی از بازیکنان این تیم یعنی همان خارجی‌تباران، دیگر بازیکنان تیم را در خواندن سرودملی هم‌راهی نمی‌کنند و این می‌تواند نشان از احساس عدم علاقه و وابستگی آن‌ها به کشوری تلقی شود که رشد و پیش‌رفت خود را به حضور در آن مدیون هستند. به هر صورت این مسئله در فوتبال جهان و به خصوص اروپا روز به روز ابعاد بیش‌تر و پیچیده‌تری به خود می‌گیرد که نیازمند کار فرهنگی و برخوردهای قانونی در کنار یک‌دیگر است.

از نژادپرستی سخن به میان آمد دلم نیامد تا به واقعیت تلخی که در گذشته‌ای نه چندان دور در ورزش و به ویژه فوتبال خودمان وجود داشت اشاره‌ای نکنم. چیزی نزدیک به دو دهه‌ی پیش در فوتبال ما بازیکنان مستعد فوتبال در تیم‌های شهرستانی نادیده گرفته شده و اگر هم از خود استعداد و توانانی نشان می‌دادند، برای رشد و رسیدن به سطوح بالاتر ناچار بودند تا برای ادامه‌ی مسیر موفقیت به تهران مهاجرت کنند. این بازیکنان اگر گه‌گداری به تیم‌ملی دعوت می‌شدند، با بی‌تفاوتی و بایکوت دیگر فوتبالیست‌ها در طول تمرینات مواجه می‌شدند و این مسئله آن قدر ادامه پیدا می‌کرد و آنان را آزار می‌داد که مجبور به ترک داوطلبانه‌ی کمپ تیم‌ملی می‌شدند. از همه بدتر آنکه چون در آن زمان هنوز فوتبال ما به شکل امروزی‌اش حرفه‌ای نشده بود و دست‌مزدهای آن‌چنانی وجود نداشت، بخش عمده‌ای از این بازیکنان نمی‌توانستند برای ادامه‌ی مسیر حرفه‌ای خود به راحتی به تهران مهاجرت کنند، چون از پس هزینه‌های زندگی در پایتخت برنمی‌آمدند. در طول این سال‌های سخت استعداهای بسیاری در شهرستان‌ها هدر شد و از دست رفت، چیزی که خو‌ش‌بختانه با رشد باشگاه‌ها در شهرهای کوچک‌تر تا اندازه‌ی زیادی بهبود یافته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,